پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

رسانه منجی - حضرت موسی

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، شباهت‌های بسیاری با انبیای گذشته دارند، در اینجا، به بیان شباهت‌ آن حضرت با حضرت هارون (علیه السلام) می‌پردازیم.

1- هارون (عليه السلام) را خداوند متعال به آسمان بالا برد و سپس بار ديگر به زمين بازگرداند. چنانكه در مجلد پنجم بحار در روايت مسندي از حضرت ابي عبدالله صادق (عليه السلام) آمده كه فرمود:

«موسي به هارون گفت: بيا با هم به كوه طور سينا برويم، چون با هم رفتند، ناگاه خانه‌اي ديدند كه بر در آن درختي بود بر روي آن دو پيراهن، پس موسي به هارون گفت:  جامه‌هايت را برافكن و داخل اين خانه شو و اين دو حله را ببر كن و بر تخت بخواب، هارون همين كار را كرد  پس چون بر تخت آرميد، خداوند او را به سوي خود قبض كرد و خانه و درخت برداشته شد. موسي به سوي بني‌اسرائيل بازگشت و به آنها خبر داد كه خداوند هارون را قبض روح كرد و به سوي خود بالا برد، گفتند: دروغ مي‌گويي تو او را كشته‌اي، پس موسي به درگاه الهي شكوه كرد، خداوند متعال به فرشتگان امر فرمود تا او را بر تختي مابين زمين و آسمان فرود آوردند تا اينكه بني‌اسرائيل او را ديدند و دانستند كه مرده است».[1]

حضرت قائم (عليه السلام) را نيز خداوند بعد از ولادت به آسمان بالا برد سپس به سوي زمين بازگرداند.

2- هارون (عليه السلام) از راه دور سخن موسي را مي‌شنيد، همچنان كه موسي سخن هارون را از راه دور مي‌شنيد.

حضرت قائم (عليه السلام) نيز چنین است؛ در روضه كافي از حضرت ابي عبدالله صادق (عليه السلام) آمده كه فرمود:

«هنگامي كه قائم ما بپا خيزد، خداوند عزوجل در گوشها و چشمهاي شيعيان ما خواهد افزود به طوري كه بين آنها و حضرت قائم (عليه السلام) پيكي نخواهد بود، با آنها سخن مي‌گويد و آنها مي‌شنوند و به او نگاه مي‌كنند در حالي كه در جاي خودش باشد. [2]

 

 

پي‌نوشت‌ها:

[1]. مجلسی، بحار الانوارا، 13 / 368

[2]. کلینی، روضه كافي، 240

امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، شباهت‌های بسیاری با انبیای گذشته دارند، در اینجا، به بیان شباهت‌ آن حضرت با حضرت موسی (علیه السلام) می‌پردازیم.

1- دوران حمل حضرت موسي (عليه السلام) مخفي بود.

حضرت قائم (عليه السلام) نيز همين طور، دوران حملش مخفي بود.

2- همانگونه که ولادت حضرت موسي (عليه السلام) مخفيانه انجام شد.

ولادت حضرت قائم (عليه السلام ) نيز مخفيانه انجام شد.

3- حضرت موسي (عليه السلام) از قومش دو غيبت داشت كه يكي از ديگري طولاني‌تر بود، غيبت اول از مصر بود و غيبت دوم هنگامي كه به سوي ميقات پروردگارش رفت، مدت غيبت نخستين بيست و هشت سال بود، چنانكه در روايت شيخ صدوق در كمال الدين به سند خود از عبدالله بن سنان آمده كه گفت: شنيدم، حضرت ابي عبدالله الصادق (عليه السلام) مي‌فرمود:

«در قائم (عليه السلام) سنتي از موسي بن عمران هست. عرضه داشتم: سنتي كه از موسي بن عمران در او هست چيست؟ فرمود: مخفي بودن ولادتش و غيبت از قومش. گفتم: موسي بن عمران (عليه السلام) چند وقت از قوم و اهلش غايب بود؟ فرمود: بيست و هشت سال. [1] و مدت دومين غيبت چهل شب بود، خداوند متعال فرموده: «فَتَمَّ ميقات ربه اربعين ليلة» [2]؛ كه ميقات (وعده‌گاه) پروردگارش چهل شب به پايان رسيد.

حضرت قائم (عليه السلام) نيز دو غيبت داشته که يكي از ديگري طولاني‌تر است.

4- خداوند تعالي با حضرت موسي (عليه السلام) سخن گفت و چنين فرمود: «اني اصطفيتک علي الناس برسالاتي و بكلامي فخذما اتيتک و كن من الشاكرين» [3]؛ همانا من به وسيله رسالت‌ها و كلام خودم تو را بر مردم برتري دادم پس آنچه به تو دادم بگير و از سپاسگزاران باش.

حضرت قائم (عليه السلام) نيز همين طور، خداوند متعال با او سخن گفت هنگامي كه آن حضرت را به سراپرده عرش بالا بردند، چنانكه در بحارالانوار  از حضرت ابو محمد عسكري (عليه السلام) آمده كه فرمود: هنگامي كه پروردگار من مهدي اين امت را به من موهبت فرمود، دو فرشته فرستاد، او را به سراپرده عرش بردند تا اينكه او را در پيشگاه خداوند عزوجل نگه داشتند، از جانب خداوند خطاب آمد: مرحبا به تو اي بنده من؛ براي ياري دينم و آشكار نمودن امر و راهنمايي بندگانم، (برگزيده شده‌اي) سوگند خورده‌ام كه به (خاطر) تو بگيرم و به (راه) تو بدهم و به تو ببخشايم و به تو عذاب كنم. [4]

5- حضرت موسي (عليه السلام) از قوم خود و ديگران از ترس دشمنانش غايب شد، خداوند عزوجل مي‌فرمايد: «فخرج منها خائفا يترقب» [5]؛ پس از آن (ديار) ترسان و نگران بيرون رفت.

حضرت قائم (عليه السلام) نيز از ترس دشمنان از قومش و غير آنها غايب شد.

6- وقتی حضرت موسي غايب شد، قومش در منتهاي رنج و فشار و مشقت و ذلت واقع شدند، كه دشمنانشان پسران آنها را مي‌كشتند و زنانشان را زنده مي‌گذاشتند. حضرت قائم (عليه السلام) نيز شيعيانش و دوستانش در زمان غيبتش در منتهاي سخن و فشار و ذلت مي‌افتند (تا خداوند كساني را كه ايمان آورده‌اند، پاک كند و كافرين را هلاک سازد)[6]

در كمال الدين از حضرت باقر (عليه السلام) در بيان شباهت حضرت قائم (عليه السلام) به جمعي از پيغمبران آمده است كه فرود: و اما روش موسي (عليه السلام) ترس مداوم و طول غيبت و پنهان بودن ولادت و رنج و زحمت شيعيان بعد از او بر اثر آزار و خواري كه از دشمنان ببينند تا آنگاه كه خداي عزوجل ظهور حضرتش را اجازه دهد و او را ياري كند و بر دشمنش تاييد نمايد».[7]

7- حضرت موسي (عليه السلام) هنگامي كه قومش در بيابان سرگردان و گم شدند و در آن حال سالها به سر بردند، هرگاه فرزندي بر ايشان متولد مي‌شد، پيراهني بر او بود به قامت خودش ـ مانند پوست بدنـ اين را طبرسي در مجمع البيان نقل كرده است. [8]

برای شیعیان حضرت قائم (عليه السلام)، در عصر ظهور هم همين امر خواهد بود، چنانكه در كتاب المحجه از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمود : وقتي قائم ما بپاخيزد زمين به نور پررودگارش روشن مي‌گردد و بندگان از نور خورشيد بي‌نياز مي‌شوند و شب و روز يكسان مي‌گردد و مرد در زمان آن حضرت هزار سال عمر كند و هر سال برايش پسري متولد شود و دختري برايش متولد نگردد، پيراهني به قامت او مي‌پوشاند و هر چه بزرگتر شود آن پوشش نيز بزرگتر مي‌گردد و به هر رنگي كه بخواهد مي‌شود. [9]

8- بني‌اسرائيل منتظر قیام حضرت موسي (عليه السلام)، بودند. چون كه به آنها خبر داده شده بود كه فرج آنها به دست او است.

حضرت قائم (عليه السلام) نيز شيعيانش منتظرش هستند، زيرا كه به آنها خبر داده‌اند كه فرجشان به دست آن حضرت است.

9- خداوند متعال درباره حضرت موسي (عليه السلام) مي‌فرمايد: «و لقد اتينا موسي الكتاب فاختلف فيه» [10]؛ ما به موسي كتاب را داديم پس در آن اختلاف شد.

طبرسي در مجمع البيان گفته: منظور اين است كه قومش در آن اختلاف كردند. يعني در صحت كتابي كه بر او فرود آمد.[11]

حضرت قائم (عليه السلام) نيز همين طور، در كتابي كه با اوست ـ كه امير المومنين (عليه السلام) جمع كرده روايتي است كه در روضه كافي به سند خود از حضرت ابوجعفر باقر (عليه السلام) درباره آيه «و لقد آتينا موسي الكتاب فاختلف فيه» [12]؛ ما به موسي كتاب را داديم پس در آن اختلاف شد، آمده كه آن حضرت فرمود: در آن اختلاف كردند همچنان كه اين امت در كتاب اختلاف نمودند و در كتابي كه با قائم هست نيز اختلاف خواهند كرد تا جايي كه مردم بسياري، آن را منكر خواهند شد، كه آنها را پيش مي‌كشد و گردنشان را مي‌زند. [13]

10- خداوند متعال به حضرت موسي (عليه السلام) عصايي عنايت فرمود و آن را معجزه آن جناب قرار داد.

حضرت قائم (عليه السلام) نیز به همان عصا اختصاص يافته است، چنانكه در كمال الدين از حضرت ابو جعفر باقر (عليه السلام)  آمده كه فرمود: عصاي موسي از آن آدم بود، سپس به شعيب رسيده بود و آنگاه به موسي بن عمران رسيد، آن عصا نزد ما است و من آن را پيشتر ديده‌ام، سبز رنگ است به همان وضعي كه از درختش گرفته شده و اگر استنطاق شود، سخن مي‌گويد، براي قائم ما (عليه السلام) آماده شده، به وسيله آن همان كارها را انجام دهد كه موسي انجام مي‌داد و هر چه مامور شود انجام مي‌دهد و هر كجا افكنده شود، با زبان خود نيرنگ‌هاي دشمنان را بر مي‌گيرد.[14]

11- حضرت موسي (عليه السلام) با ترس از مصر فرار كرد، خداوند عزوجل به نقل از او مي‌فرمايد: «ففررت منكم لما خفتكم» [15]؛ پس آنگاه كه از (كيفر) شما بيمناک شدم از شما گريختم.

حضرت قائم (عليه السلام) نیز از ترس اشرار، از شهرها گريخت و در بيابانهاي بي‌آب و علف مسكن گزيد، با وجود اين به نزد مردم مي‌آيد و در ميان آنها راه مي‌رود و از احوالشان با خبر مي‌شود درحالي كه آنها حضرتش را نمي‌شناسند.

12-  خداوند قارون، دشمن حضرت موسي (عليه السلام) را به زمين فرو برد چنانكه خداوند عزوجل مي‌فرمايد: «فخسفنا به و بداره الارض» [16]؛ پس او و خانه‌اش را در زمين فرو برديم.

حضرت قائم (عليه السلام) نيز خداوند متعال دشمنانش ـ لشكر سفياني ـ را به زمين فرو خواهد برد.

13- حضرت موسي (عليه السلام) چون دستش را بر مي‌آورد، مي‌درخشيد و سفيدي آن بينندگان را خيره مي‌ساخت ... . [17]

حضرت قائم (عليه السلام) نیز نورش مي‌درخشد تا جايي كه مردم از نور آفتاب و ماه بي‌نياز شوند.

14- برای حضرت موسي (عليه السلام) از سنگ، دوازده چشمه جوشيد.

در بحار به نقل از نعماني به سند خود از حضرت ابو جعفر باقر (عليه السلام) آمده كه فرمود: هرگاه قائم (عليه السلام)  ظهور نمايد، با پرچم رسول الله و انگشتري سليمان و سنگ و عصاي موسي قيام خواهد كرد، پس دستور  مي‌دهد كه منادي آن حضرت اعلام كند كه هيچ كس از شما آب و غذا و علوفه بر ندارد. اصحاب آن حضرت مي‌گويند: مي‌خواهد ما و چهارپايانمان را از گرسنگي و تشنگي بكشد! پس آن حضرت حركت مي‌كند اصحاب هم در خدمتش حركت مي‌كنند و اولين منزلي كه فرود مي‌آيد به سنگ مي‌زند از آن غذا و آب و علوفه بيرون مي‌آيد، پس از آن مي‌خورند و مي‌آشامند و چهار پايان را نيز علوفه مي‌دهند تا در پشت كوفه به نجف برسند. [18]

15- فرعون برای رسیدن به حضرت موسي (عليه السلام) افراد بسياري را كشت، ولي آنچه خدا خواست همان شد.

فرعون‌هاي زمان ائمه اطهار (عليهم السلام)  نیز به منظور قتل حضرت قائم چه بسيار از فرزندان پيغمبر را كشتند.

 16- خداوند متعال در یک شب امر موسي (عليه السلام) را اصلاح فرمود.

خداوند متعال امر حضرت قائم (عليه السلام) را نیز در يک شب اصلاح خواهد كرد. چنانكه در كمال الدين از حضر امام جواد (عليه السلام) در وصف حضرت قائم (عليه السلام) روايت شده كه فرود: و به تحقيق كه خداوند تبارک و تعالي امر او را در يک شب اصلاح خواهد كرد، همچنان كه امر كليم خود موسي (عليه السلام) را در يک شب اصلاح خواهد كرد.

17- خداوند متعال به منظور امتحان قوم موسی، ظهور آن حضرت را تاخير انداخت تا كساني كه گوساله پرسيتدند از كساني كه خداي عزوجل  را پرستيدند جدا شوند.

خداوند متعال ظهور حضرت قائم (عليه السلام) را نيز به همين منظور به تاخير انداخته است.

 

 

پي‌نوشتها:

[1]. ابن بابویه، كمال الدين، ج1، ص340

[2]. سوره اعراف، آيه 142

[3]. سوره اعراف، آيه 144

[4]. مجلسی، بحار الانوار، ج51 / 27

[5]. سوره قصص، آيه 21

[6]. سوره آل عمران، آيه 141

[7]. ابن بابویه، كمال الدين، ج1 / 327

[8]. محمع البيان، 1 / 117

[9]. المحجه، 184 ـ 185

[10]. سوره هود، آيه 110

[11]. مجمع البيان، 5 / 198

[12]. سوره هود، آيه 110 .

[13]. کلینی، روضه كافي، 287

[14]. ابن بابویه، كمال الدين، 2 / 673

[15]. سوره شعرا، آيه 21

[16]. سوره قصص، آيه 81

[17]. سوره اعراف، آيه 108

[18]. مجلسی، بحار الانوار، 52 / 351 و الغیبة، نعماني، 238

برترین مطالب