مقالات
بازتاب مهدویت در کلام امام رضا (علیه السلام)
اعتقاد به ظهور منجی و هدایتگر واقعی بشریت، ایدهای بوده است که تاریخ آن به تمامی ادیان الهی باز میگردد و انبیاء بزرگ ما، از محقق شدن وعدههای الهی و گسترش عدل الهی در جهان خبر دادهاند و در طول عمر بشریت، تمامی فرستادگان الهی، مردم را با آیندۀ روشن، آشنا میساختند و آنان را آماده درک چنین ایامی مینمودند. چنانچه قرآن کریم بر این مطلب صحّه میگذارد و عقیده به فرهنگ عدل جهانی را به قرنها پیش منوط میدارد و میفرماید: «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر انّ الارض یرثها عبادی الصالحون»؛ ما در کتاب تورات و زبور درج نمودیم که عاقبت زمین را بندگان شایسته به ارث خواهند برد؛ امام باقر (علیه السلام) در مورد این آیه میفرمایند: «هم اصحاب المهد فی آخرالزمان»، این وارثان زمین، یاوران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آخرالزمان میباشند.
هشتمین امام شیعیان جهان نیز، در مورد مسائل و رخدادهای عصر غیبت و ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیانات شیوا و راهگشایی دارند که بیش از پیش، این آینه زلال الهی و آرامش بخش هستی را به ما مینمایاند که در ادامه به ابعاد مختلف این فرمایشات وحیانی میپردازیم:
۱ـ غیبت و فلسفه آن
بی شک، وجود اقدس حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بنابر مصالح الهی و تقادیری که به خیر و صلاح بندگان میباشد، از چشم بشریت پوشیده شدهاند و تا زمانی که زمینه کافی و لازم و بنابر مشیّت الهی برای ظهور آن حضرت فراهم نشود، آن حضرت طلوع نمیکنند. در اخبار و روایات فراوانی، معصومین بزرگوار ما، علّت و فلسفۀ عدم حضور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را مشخص نمودهاند. از آن جمله، برای غیبت امام، به بیعت نکردن او با افراد ـ ظالمان ـ اشاره شده است. پر واضح است که اگر چنین انسان کاملی بخواهد با آن علم و قدرت الهی خویش، جهان را از پلیدیها و مظالم پاک نماید، باید نسبت به هیچ حزب و گروهی، اغماض و سستی نشان ندهد و مقابل تمامی تباهیها و فسادهای افراد تجاوزگر را بگیرد و این مستلزم آن است که هیچ گونه توافق نامه یا معاهدۀ مبنی بر عدم تنش و یا رویارویی نداشته باشد تا بتواند با تدبیرات خاص الهی آن حکومت ایدهآل را سرپا کند و مشکلات بجا ماندۀ بشریت را مرتفع سازد و این مطلبی است که وجود مقدس امام رضا (علیه السلام) به آن اشاره کرده و میفرماید: «گویا شیعیانم را میبینم که هنگام به شهادت رسیدن امام حسن عسکری (علیه السلام) در جستجوی امام خود در همه جای دنیا، بر میآیند ولی او را نمییابند، راوی میگوید: عرض کردم برای چه یابن رسول الله؟ فرمودند: برای اینکه امام ایشان از نظرها غایب خواهد گشت. عرض کردم، چرا امام ایشان غایب میشود؟ حضرت فرمودند: «برای اینکه وقتی با شمشیر قیام کند، بیعت هیچکس بر گردن او نباشد.
۲ـ ناگهانی بودن ظهور
یکی از سنّتهای الهی، هماره در بین ادیان مختلف این بوده است که برای انجام کارهای خوب و نیکو به آنها مهلت داده میشود و این خود از لطف و مرحمت الهی میباشد، چنانچه به قوم موسی (علیه السلام) و اقوام دیگر در دوری آن حجج الهی از مردم مهلت داده میشد تا آنان سیره آن حجت الهی و دستورات او را اجرا کنند و اگر در این مدّت، به وظایف و دستورات الهی عمل نمیکردند، با ظهور وعیدهای الهی که از قبل به آنان تفهیم شده بود، مهلت توبه و انابه از آنان گرفته میشود و دیگر راهی برای نجات نداشتند.
چنانچه قرآن کریم میفرماید: «یوم یأتی بعض ایات ربک لاینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل ارکسبت فی ایمانها خیراً» ؛ یعنی روزی که وعیدهای الهی محقق شود و ناگهان فرا رسد، هیچ ایمانی دیگر کارگر نمیشود مگر آنکه قبل از آن ایمان آورده باشند یا کارهای خوب انجام داده باشند.
ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز به طور ناگهانی صورت میگیرد تا همین سنّت لایتغیر الهی، تحقق پذیرد و به خاطر همین است که وقت ظهور را کسی جز خداوند متعال نمیداند تا بندگان بیشتر به سوی اعمال نیک، بشتابند.
چنانچه امام هشتم شیعیان میفرمایند: «بعد از امام حسن عسکری (علیه السلام)، حجت قائم امام است که اصل ایمان در زمان غیبت انتظار وی را میکشند و بعد از ظهور از وی فرمان برداری میکنند. اگر عمر دنیا جز یک روز باقی باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی میکند تا او بیاید و جهان را بعد از اینکه پر از ظلم و جور شده است، از عدل پر میکند. نمیتوان وقت آن را تعیین کرد، پدرم از پدرش و آن حضرت از پدرانش از امام علی (علیه السلام) روایت کردهاند که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سؤال شد، قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که از نسل شماست کی ظهور میکند؟ فرمودند: «آمدن وی مانند آمدن روز رستاخیز است که جز خدا وقت آن را نمیداند. این مطلب در آسمانها و زمین، گران آمده و به طور ناگهانی و و بغته به سوی شما خواهد آمد.
۳ـ آزمون دشوار الهی در عصر غیبت
با جرأت میتوان گفت که تمامی زندگی مردم از ابتدای تولد تا جدایی آنان از این دنیا، یک آزمایش نسبت به اعمال و رفتار آنان میباشد و خداوند مدّتی را که، به بندگان وقت داده است تا در این دنیا زندگی کنند، در آن امواجی از سختی ها و بلاها را خواهند دید و با صحنههای گوناگون زندگی مواجه میشوند تا سره از ناسره تشخیص داده شود و بندگان خوب و شایسته الهی محک بخورند و لایق نعمتهای خاص الهی گردند
قرآن کریم در این باره میفرماید: «الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایّکم احسن عملاً»، خداوند مرگ و زندگی را برای این خلق کرده است که بندگان خوب شناخته شوند و مورد آزمایش قرار گیرند.
عدم حضور حجت الهی نیز خود یک آزمایش عظیم الهی میباشد که بنابر نص صریح روایات ما، عدهای در دین پا برجا میمانند و عدهای نیز در غفلت کامل دین خود را از دست داده یا در اصول و ارزشهای خویش، ضعیف میشوند، چنانکه عدهای خبر از عدم وجود آن حضرت میدهند و آن حضرت را زیر سؤال میبرند و عدهای کاملاً غرق در شهوات و مستیهای دنیوی میشوند و با تمام وجود با ارزشهای دینی مقابله میکنند و از هیچ کوششی دریغ نمیکنند.
از آن طرف شیعیان خالص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مانند کوهی آهنین در پی تقویت ایمان خود بر میآیند و روز به روز اشتیاق آنان به آن حضرت بیشتر میگردد تا آن حضرت طلوع کند و بتوانند در خدمت آن حضرت به اصلاحات جهانی و اصلاح بشری بپردازند.
محمد بن ابی یعقوب بلخی میگوید: از حضرت امام رضا (علیه السلام) شنیدم که میفرمودند: «به زودی مردم مبتلا به آزمایش و امتحان سختی خواهند شد، به این معنا که به وسیله طفلکی که در شکم مادر و یا شیرخوار میباشد امتحان میشوند و کار به جایی میرسد که در ایام غیبت، میگویند حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ناپدید شده و یا مرده است و دیگر امامی نیست، در حالی که پیغمبر خدا بارها (مانند مدتی که حضرت در غار حرا بودند و یا سه سال که در شعب ابی طالب بودند و یا سه روزی که در غار ثور بودند) از نظر مردم ناپدید میشوند، آگاه باشید که من هم به زودی وفات میکنم»
امید است که خداوند متعال همه ما را از شیعیان و دوستان واقعی امام رضا (علیه السلام) و یاوران واقعی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار دهد.
برگرفته از سایت :راسخون
نقد دیدگاه ابن خلدون در احادیث مهدویت
طبق منابع و اخبار موجود، اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان اهل سنّت، احادیث مربوط به حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را صحیح و مورد قبول مىدانند. اما تنى چند، آنها را رد نموده یا مورد تشکیک قرار دادهاند که از آن جمله «ابن خلدون» است.
وى مى گوید: در میان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست که در آخر الزمان حتماً مردى از خاندان پیامبر ظهور میکند و دین را تأیید و عدل و داد را آشکار مىسازد، مسلمانان از او پیروى مىکنند، وى بر تمام کشورهاى اسلامى تسلّط پیدا مىکند، این شخص مهدى نامیده مىشود و ظهور دجال و حوادث بعدى که از مقدمات مسلّم قیامت است، به دنبال قیام او خواهد بود، عیسى فرود مىآید و دجّال را مىکشد یا در قتل دجّال او را یارى میکند و عیسى پشت سر او نماز مى خواند...گروهى از پیشوایان حدیث، مانند: ترمذى، ابوداود، بزّاز، ابن ماجه، حاکم، طبرانى، ابو یَعلى، احادیث مربوط به مهدى را در کتابهاى خود به نقل از گروهى از صحابه مانند: على، ابن عباس، عبد الله بن عمر، طلحه، عبد الله بن مسعود، ابو هریره، أنس، ابو سعید خُدرى، أُمّ حبیبه، أُمّ سلمه، ثوبان، قرّة بن اًیاس، على هلالى، عبد الله بن حارث، آوردهاند؛ ولى چه بسا منکران این احادیث، در سند آنها مناقشه کنند در میان دانشمندان اهل حدیث معروف است که (جَرح) بر (تعدیل) [1] مقدّم است. بنابراین اگر ما، در بعضى از راویان این احادیث نقطه ضعفى از قبیل: غفلت، کم حافظگى، ضعف یا انحراف عقیده یافتیم، اصل حدیث از درجه اعتبار ساقط مىشود...[2]
وى آنگاه به نقل تعدادى از این احادیث و بررسى وضع راویان آنها پرداخته و برخى از آنها را غیر موثق اعلام نموده و اضافه مىکند: این است مجموع احادیثى که پیشوایان حدیث درباره مهدى و قیام او در آخر الزمان نقل کردهاند و چنانکه ملاحظه کردید، همه آنها جز مقدار بسیار کمى مخدوش است. [3]
این بود خلاصه و فشرده نظریه ابن خلدون درباره احادیث مربوط به مهدى منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
دانشمندان صاحب نظر و متخصصان علم حدیث اعم از شیعه و سنى، سخنان وى را با دلائل روشن رد کرده و آن را بىپایه دانستهاند [4]
ولى ما، در اینجا به عنوان نمونه خلاصه سخنان (شیخ عبد المحسن عباد)، استاد و رئیس دانشگاه مدینه را نقل مىکنیم:
وى در کنفرانسى، زیر عنوان (عقیدة أهل السنّة و الأثر فى المهدى المنتظَر)، در ردّ نظریه ابن خلدون چنین مىگوید:
الف - اگر ابراز شک و تردید در مورد احادیث مهدى از طرف شخصى حدیث شناس بود، یک لغزش به شمار مىرفت،
چه رسد به مورّخانى که اهل تخصّص در علم حدیث نیستند. چه خوب گفته است (شیخ احمد شاکر): ابن خلدون چیزى را دنبال کرده است که به آن آگاهى ندارد و وارد میدانى شده است که مرد آن نیست. او در فصلى که در مقدمه خود به مهدى اختصاص داده، پریشان گویى عجیبى کرده و مرتکب اشتباهات روشنى شده است. اصولاً او متوجه نشده است که مقصود محدثان از این جمله که: (جرح بر تعدیل مقدّم است) چیست؟!
ب- وى در آغاز فصل مربوط به مهدى، چنین اعتراف کرده است: در میان مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست که در آخر الزمان حتماً مردى از خاندان پیامبر ظهور مىکند.
با اعتراف به اینکه موضوع قیام مهدى در میان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار امرى مشهور و مورد قبول بوده و هست، آیا صحیح است که او نیز این عقیده مشهور را مثل دیگران نپذیرد؟ آیا نظریه وى، با وجود اعتراف به اینکه همه مسلمانان بر خلاف او عقیده دارند، نوعى کجروى و تکروى نیست؟ آیا همه مسلمانان اشتباه کردهاند و فقط ابن خلدون درست فهیمده است؟!
اصولاً این موضوع اجتهادى نیست، بلکه یک موضوع نقلى و غیبى است و جایز نیست کسى آن را با دلیلى جز با کتاب خدا و سنت پیامبر (صلى الله علیه وآله) اثبات کند و دلیل مزبور در اینجا، نظریه مسلمانان را اثبات مىکند و آنان در این موضوع نقلى، داراى تخصص هستند.
ج - ابن خلدون پیش از نقد و بررسى این احادیث مىگوید: (اینک ما در اینجا احادیثى را که در این باره نقل شده، ذکر مىکنیم).[5] و پس از نقل احادیث مىگوید: (این است مجموع احادیثى که پیشوایان حدیث درباره مهدى و قیام او در آخر
الزمان نقل کردهاند). و در جاى دیگر مىگوید: (آنچه محدثان از روایات مهدى نقل کردهاند، ما همه را به قدر توان در اینجا آوردیم).[6] در حالى که وى بسیارى از احادیث مهدى را ناگفته گذاشته است، چنانکه این معنا با مراجعه به کتاب (العرف الوردى فى أخبار المهدى) تألیف (سیوطى) روشن مىگردد. همچنین او از حدیثى که با سند معتبر در کتاب (المناز المنیف) تألیف )ابن قیم) نقل شده، غفلت کرده است.
د- ابن خلدون تعدادى از این احادیث را نقل و به خاطر بعضى از راویان آنها در سند آنها اشکال مىکند، در حالى که راویان یاد شده، کسانى هستند که (بخارى) و (مسلم) یا حداقل یکى از آنها در صحیح خود از آنها نقل حدیث کردهاند و دانشمندان در سند آنها ایرادى نکردهاند.
ه- ابن خلدون اعتراف مىکند که تعداد کمى از احادیث مربوط به مهدى جاى هیچ نقد وایرادى از نظر سند ندارد.
بنابراین باید بگوییم: آن تعداد کم که به گفته وى مورد قبول است، براى اثبات مطلب کافى است و بقیه احادیث نیز مؤید آن تعداد خواهد بود. [7]
پینوشتها:
[1]. جرح و تعدیل از اصطلاحات علم حدیث شناسى است. مقصود از جرح این است که راوى یا راویان یک حدیث از طرف حدیث شناسان با تعبیراتى از قبیل: دروغگو، جاعل حدیث، اهل غلّو و تعبیرات دیگرى که در این علم مطرح شده، معرفى شود که طبعاً آن حدیث فاقد اعتبار خواهد بود و مقصود از تعدیل، این است که راوى به عنوان: شخص عادل، موثق و مانند اینها معرفى شود که طبعاً حدیث او مورد قبول خواهد بود. البته اینها معیارهاى جرح و تعدیل از دیدگاه دانشمندان شیعه است. دانشمندان اهل سنت نیز معیارهایى دارند که همه جا با معیارهاى شیعه یکسان نیست.
[2]. مقدمه، الطبعة الرابعة، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ص ۳۱۱ -۳۱۲.
[3]. مقدمه، ص۳۲۲.
[4]. ر. ک به: دادگستر جهان، ص ۳۰ - ۴۹، مهدى انقلابى بزرگ، ص ۱۵۹ - ۱۶۵، منتخب الأثر، ص ۵ - ۶، پاورقى.
[5]. ص.۳۱۱.
[6].ص.۳۲۷.
[7]. سخنان مبسوط شیخ عبد المحسن عباد، در مجله الجامعة الاسلامیة چاپ (مدینه) مورخ ذیقعده ۱۳۸۸ ه. ق، شماره ۳، سال اوّل منتشر شده و ما آن را از: (موسوعة الامام المهدى) ج ۱ نقل کردیم.
منبع: سیره پیشوایان - مهدى پیشوایى
نحوه برخورد امام زمان هنگام ظهور با مردم با خشونت است یا رافت؟
شاید شما نیز این سخن و به عبارتی این شبهه را شنیده باشید كه می گویند: وقتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام كنند، مردمان بسیاری را می كشند؛ به گونهای كه سیل خون در زمین به راه میافتد و حتی انسانهای به دنیا آمده از نسل قاتلان امام حسین (علیه السلام) را هم به عنوان انتقام خون آن حضرت به قتل میرسانند، آیا این سخن حقیقت دارد؟ آیا به راستی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با ظهور خود با مردمان این گونه رفتار می کند؟ اگر آری، پس چگونه است که می گویند امام با مردمان با رحمت و رأفت برخورد می کند؟ تناقض این دو مسئله چگونه حل می شود؟
باید توجه داشت که امام واسطه فیض خداوند است كه به بركت وجود او بركات الهی شامل حال مردم میشود. زمین به بركت وجود امام، نعمتهای الهی مانند روییدنی ها و میوه ها و محصولاتش را در اختیار جهانیان قرار میدهد و آسمان، باران و سایر روزیها را بر آن ها نازل میكند و اگر لحظهای وجود امام از نظام آفرینش حذف شود، زمین اهل خود را هلاك می سازد. [1]
بنابراین چنین شخصیتی نمیتواند نسبت به مردم سختگیر، خشن، بیرحم و... باشد؛ بلكه همانگونه كه امام رضا (علیه السلام) در توصیف امام میفرماید: «[امام] انیس و دوست مردم است و همانند پدری دلسوز و برادری مهربان و مادری پرعاطفه نسبت به فرزند كوچكش به آتها مهر میورزد، امام به منزله یک پناهگاه امن برای مردم در هنگام وقوع پیشامدهای ناگوار است».[2]
بنابر روایات، آن حضرت در شرایطی ظهور میكند كه انسانها از جور و ستم حكومتهای ظالم و مكاتب دروغین مدعی نجات بخشی بشریت، به تنگ آمده و در نتیجه به بیراهه رفتنهای جامعه جهانی، دچار انواع بلاهای اجتماعی شدهاند. بحرانها و آشوبهای مختلف اجتماعی، در مجموع شرایطی را فراهم میكنند كه وقتی حضرت به اذن پروردگار عالم ظهور کرده و مردم را به سوی خود فرا میخوانند در كمترین زمان ممكن از سرتاسر عالم انسانهای عدالت خواه و تشنه امنیت و آسایش خود را به نزد آن حضرت میرسانند و لحظه به لحظه بر تعداد یاران وی افزوده میشود تا به آنجا كه در كمتر از یک سال به كمك خود مردم، حكومت عدل جهانی در سراسر كره زمین استقرار پیدا میكند و بساط ستم و ظلم و تعدی برچیده میشود و بشریت به آرزوی دیرینه خود كه همانا صلح و امنیت و آسایش كامل است، دست می یابد
این كار به راحتی هم انجام نمیگیرد، چه بسیار افرادی كه منافع نامشروع خود را در خطر دیده و به مخالفت با آن حضرت برمیخیزند و در صدد جنگ برمیآیند كه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همانند همه اولیای الهی با شیوههای مختلف آنها را به راه راست فراخوانده، از وارد شدن به جنگ برحذر می دارد. در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) میخوانیم: «مهدی آنان را با كلامی حكیمانه به پذیرش حق دعوت میكند و با زیباترین و شیرینترین سخنان، آنها را موعظه میكند كه بسیاری از آنها توجه كرده، به حق گردن مینهند و دست از مخالفت و ستمگری و تعدی بر میدارند».[3]
با این وجود باز افرادی خواهند بود كه بر عناد خویش اصرار ورزیده و بر موضع ظالمانه خود پافشاری میكنند؛ بنابراین امام در مقابل آنها به شیوههای قهرآمیز متوسل میشوند. همچنان که روایات بیانگر آن است كه آن حضرت از ظالمان و ستم پیشگان انتقام میگیرد تا جور و ستم را از ریشه بركند؛ شوكت و عظمت پوشالی سركشان را درهم شكند؛ كاخ شرک و نفاق را ویران سازد و شاخههای گمراهی و شقاوت و فسق و فجور را قطع كند.[4]
بررسی روایات در این زمینه بیانگر آن است که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از ظهور، هرگز خود آغاز كننده جنگی نخواهد بود؛ بلکه جنگ و خونریزی عظیمی كه مطرح میشود، قبل از ظهور و به دست سران حكومتهای ظالم و استكباری به وجود میآید. هر چند امام در نتیجه عناد اهل باطل مجبور به مبارزه قهرآمیز با آنها میشود، اما ابتدا با حكمت و موعظه نیكو آنان را به پذیرش حق دعوت میكند و از مقابله با خود برحذر می دارد. آن گاه نیز که به جنگ میپردازد، تنها با طغیانگران و سركشان به مبارزه میپردازد تا دست از عناد بردارند و از هرگونه تعدی و ستم به دیگران خودداری كنند که این، همان روشی است كه همه انبیای الهی آن را به كار بستهاند؛ بدون اینكه كوچك ترین صدمه ای به انسانهای بیگناه و مستضعف وارد شود.
پینوشتها:
[1]. کلینی، كافی، ج 4، ص 577.
[2]. همان، ج 1، ص 200.
[3]. مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 11.
[4]. موسوی اصفهانی، محمدتقی، مكیال المكارم، ج 1، ص 49؛ فیومی اصفهانی، جواد، صحیفه المهدی، ص 139.
معرفی کتاب «مکیال المکارم»
چکیده :
این کتاب، پژوهشی است درباره لزوم شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دعا برای ایشان و فواید دنیایی و آخرتی آن که بر محور 1032 حدیث فراهم آمده است.
هدف نویسنده حق گزاری و شکر نعمت وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دیدن خوابی درباره نوشتن کتاب به همین نام، به دستور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده است. وی معرفت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از لوازم ایمان شمرده و وجود او را منحصر به حضرت مهدی (علیه السلام) فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) دانسته و سپس به بیان انگیزههای دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرداخته است.
در پایان نیز مکارم و فوایدی که از دعا برای ایشان نصیب انسان می شود، آمده است؛ همچنین اوقات و حالات دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و درخواست تعجیل ظهور ایشان از خداوند، چگونگی دعا برای تعجیل در فرج او و برخی دعاهای منقول از ائمه اطهار (علیهم السلام) در این خصوص و افعال و اعمالی که باعث نزدیکی انسان ها به او میشود، از دیگر سرفصلهای این کتاب است
شناسنامه کتاب:
مکیال المکارم در فوائد دعا برای حضرت قائم، ترجمه کتاب مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم است
پدیدآورنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی
مترجم : سید مهدی حائری قزوینی
ناشر : انتشارات مسجد مقدس جمکران
تعداد جلد : 2
محل چاپ : قم
چاپ : سرور
نوبت چاپ : دوم
تعداد صفحه : 312
زبان : فارسی
قطع : وزیری
جنس جلد : گالینگور
تاریخ نشر : پاییز 1383هـ . ش
شابک دوره: 96 - 2- 95- 6705 – 964