پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

نحوه برخورد امام زمان هنگام ظهور با مردم با خشونت است یا رافت؟

%ب ظ، %01 %685 %1395 ساعت %15:%ارديبهشت
منتشرشده در 6- ظهور و علائم آن

شاید شما نیز این سخن و به عبارتی این شبهه را شنیده باشید كه می‌ گویند: وقتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام كنند، مردمان بسیاری را می ‌كشند؛ به گونه‌‌ای كه سیل خون در زمین به ‌راه می‌‌افتد و حتی انسانهای به دنیا آمده از نسل قاتلان امام حسین (علیه السلام) را هم به عنوان انتقام خون آن حضرت به قتل می‌‌رسانند، آیا این سخن حقیقت دارد؟ آیا به راستی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با ظهور خود با مردمان این گونه رفتار می کند؟ اگر آری، پس چگونه است که می گویند امام با مردمان با رحمت و رأفت برخورد می کند؟ تناقض این دو مسئله چگونه حل می شود؟
باید توجه داشت که امام واسطه فیض خداوند است كه به بركت وجود او بركات الهی شامل حال مردم می‌‌شود. زمین به بركت وجود امام، نعمت‌‌های الهی مانند روییدنی ‌ها و میوه ‌ها و محصولاتش را در اختیار جهانیان قرار می‌‌دهد و آسمان، باران و سایر روزی‌‌ها را بر آن ها نازل می‌‌كند و اگر لحظه‌‌ای وجود امام از نظام آفرینش حذف شود، زمین اهل خود را هلاك می ‌سازد. [1]
بنابراین چنین شخصیتی نمی‌‌تواند نسبت به مردم سختگیر، خشن، بی‌‌رحم و... باشد؛ بلكه همان‌گونه كه امام رضا (علیه السلام) در توصیف امام می‌‌فرماید: «[امام] انیس و دوست مردم است و همانند پدری دلسوز و برادری مهربان و مادری پرعاطفه نسبت به فرزند كوچكش به آتها مهر می‌‌ورزد، امام به منزله یک پناهگاه امن برای مردم در هنگام وقوع پیشامدهای ناگوار است».[2]
بنابر روایات، آن حضرت در شرایطی ظهور می‌‌كند كه انسانها از جور و ستم حكومت‌های ظالم و مكاتب دروغین مدعی نجات بخشی بشریت، به تنگ آمده و در نتیجه به بیراهه رفتنهای جامعه جهانی، دچار انواع بلاهای اجتماعی شده‌اند. بحرانها و آشوب‌های مختلف اجتماعی، در مجموع شرایطی را فراهم می‌كنند كه وقتی حضرت به اذن پروردگار عالم ظهور کرده و مردم را به سوی خود فرا می‌خوانند در كمترین زمان ممكن از سرتاسر عالم انسان‌های عدالت‌ خواه و تشنه امنیت و آسایش خود را به نزد آن حضرت می‌رسانند و لحظه به لحظه بر تعداد یاران وی افزوده می‌شود تا به آنجا كه در كمتر از یک سال به كمك خود مردم، حكومت عدل جهانی در سراسر كره زمین استقرار پیدا می‌كند و بساط ستم و ظلم و تعدی برچیده می‌شود و بشریت به آرزوی دیرینه خود كه همانا صلح و امنیت و آسایش كامل است، دست می یابد
این كار به راحتی هم انجام نمی‌‌گیرد، چه بسیار افرادی كه منافع نامشروع خود را در خطر دیده و به مخالفت با آن حضرت برمی‌خیزند و در صدد جنگ برمی‌آیند كه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همانند همه اولیای الهی با شیوه‌‌های مختلف آنها را به راه راست فراخوانده، از وارد شدن به جنگ برحذر می ‌دارد. در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) می‌خوانیم: «مهدی آنان را با كلامی حكیمانه به پذیرش حق دعوت می‌‌كند و با زیباترین و شیرین‌ترین سخنان، آنها را موعظه می‌‌كند كه بسیاری از آنها توجه كرده، به حق گردن می‌نهند و دست از مخالفت و ستمگری و تعدی بر می‌دارند».[3]
با این وجود باز افرادی خواهند بود كه بر عناد خویش اصرار ورزیده و بر موضع ظالمانه خود پافشاری می‌‌كنند؛ بنابراین امام در مقابل آنها به شیوه‌های قهرآمیز متوسل می‌شوند. همچنان که روایات بیانگر آن است كه آن حضرت از ظالمان و ستم ‌پیشگان انتقام می‌گیرد تا جور و ستم را از ریشه بركند؛ شوكت و عظمت پوشالی سركشان را درهم ‌شكند؛ كاخ شرک و نفاق را ویران سازد و شاخه‌‌های گمراهی و شقاوت و فسق و فجور را قطع كند.[4]
بررسی روایات در این زمینه بیانگر آن است که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از ظهور، هرگز خود آغاز كننده جنگی نخواهد بود؛ بلکه جنگ و خونریزی عظیمی كه مطرح می‌شود، قبل از ظهور و به ‌دست سران حكومت‌های ظالم و استكباری به وجود می‌آید. هر چند امام در نتیجه عناد اهل باطل مجبور به مبارزه قهرآمیز با آنها می‌‌شود، اما ابتدا با حكمت و موعظه نیكو آنان را به پذیرش حق دعوت می‌كند و از مقابله با خود برحذر می ‌دارد. آن گاه نیز که به جنگ می‌پردازد، تنها با طغیان‌گران و سركشان به مبارزه می‌پردازد تا دست از عناد بردارند و از هرگونه تعدی و ستم به دیگران خودداری كنند که این، همان روشی است كه همه انبیای الهی آن ‌را به كار بسته‌اند؛ بدون اینكه كوچك ترین صدمه ‌ای به انسان‌های بی‌‌گناه و مستضعف وارد شود.


پی‌نوشت‌ها:
[1]. کلینی، كافی، ج 4، ص 577.
[2]. همان، ج 1، ص 200.
[3]. مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 11.
[4]. موسوی اصفهانی، محمدتقی، مكیال المكارم، ج 1، ص 49؛ فیومی اصفهانی، جواد، صحیفه المهدی، ص 139.

 

برترین مطالب