پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

اهمیت امامت در قرآن

%ب ظ، %23 %739 %1394 ساعت %16:%آبان
منتشرشده در در قرآن

شيعه دوازده امامي يگانه مذهبي است كه بر سنت اصيل اسلام واقعي استوار مانده و عقيده دارد كه اسلام مكتب جامع و جاويد است و براي تمام اعمال و اخلاق و عقايد انسان از ساده‌ترين مسائل مثل خوردن و خوابيدن گرفته تا عالي‌ترين مسائل مثل مبدا و معاد دستور و برنامه دارد. به عقيده شيعه چنين مكتبي امكان ندارد در مسأله مهمی مثل رهبري و امامت و تعيين جانشين براي پيامبر، سكوت اختيار كند و يا انتخاب چنين منصبي را به عهده انسان‌هاي معمولي بگذارد.

اين عقيده صحيح را قرآن و سنت و عقل تاييد مي‌كند. در اين مقاله، به شواهد قرآني بسنده و به نمونه‌هايي از آيات قرآني اشاره مي‌كنيم و تفصيل آن‌ را به منابع مربوطه ارجاع مي‌دهيم .

اول:

آيه «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي و رضيت لكم الاسلام ديناً» [1] در كنار آيه شريفه «يا ايّها الرسول بلّغ ما انزل اليك من ربّك و ان لم تفعل فما بلّغت رسالته و الله يعصمک من الناس...» [2] با توجه به شأن نزول آنها كه در حجة الوداع نازل شده و پيامبر (صلي الله عليه و آله) صريحاً علي بن ابيطالب (عليه السلام) را به عنوان مولا و سرپرست مسلمين معرفي كردند، جاي شک و ترديد باقي نمي‌گذارد كه حق با مذهبي است كه امام منصوص را اطاعت و تبعيّت مي‌كند.

در منابع مهم تفسيري ذيل اين دو آيه، قرائن و شواهد متعددي بر نصب علي (عليه السلام)  وارد شده است كه در اين مقال نمي‌گنجد لذا در اين قسمت به ذكر نمونه‌اي بسنده مي‌شود

جويني از علمای اهل‌سنت، در كتاب فرائدالسمطين چنین نقل مي‌كند كه در زمان خلافت عثمان در مسجد رسول‌اللّه (صلي الله عليه و آله)، مجلسي با شركت بيش از دويست تن از جمله سعد بن ابي وقاص، عبدالرحمن بن عوف، طلحه، زبير، مقداد، ابوذر، امام حسن (عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام) و ابن عباس و... تشكيل شده بود كه قريش و انصار هر يک فضايل خود را يادآور مي‌شدند. اما امام علي (عليه السلام)، كناري نشسته و ساكت بود. لذا جمعيت از او خواستند تا فضايل خود را يادآور شود. آن حضرت، شماري از فضائل اهل بيت (عليهم السلام) و فضيلت‌هاي خويش را بر شمرد و از آنان تصديق و گواهي خواست و آنان گواهي دادند.

از جمله فرمود: ای مردم، شما را به خدا سوگند مي‌دهم آيا مي‌دانيد آيات «انما وليكم الله و رسوله و الذين آمنوا الذين يقيمون الصلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون» و «ام حسبتم ان تتركوا و لما يعلم الله الذين جاهدوا منكم و لم يتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنون وليجة»، در شان چه کسی نازل شده‌اند؟

مردم گفتند: يا رسول‌الله اين آیات، مخصوص برخي از مومنان است يا شامل همه آنها می‌شود؟

اينجا بود كه خداوند پيامبرش را امر فرمود، تا سرپرستان آنان را در امور، براي آنان معرفي كند. همانگونه كه نماز و زكات و حج را معرفي كرده است و امر فرمود تا مرا در غدير خم نصب كند. لذا فرمود: «من كنت مولاه فهذا علي مولاه اللهم وال من والاه ...» در آن هنگام، سلمان برخاست و گفت:  يا رسول‌اللّه اين چه ولايتي است؟

پیامبر فرمود: همان ولايتي كه من دارم... آنگاه اين آيه نازل شد «اليوم اكملت لكم...» سپس، ابوبكر و عمر برخاستند و گفتند: يا رسول‌الله، آیا اين آيه مخصوص علي (عليه السلام) است؟

پیامبر فرمود: بلي مخصوص علي (عليه السلام) و ديگر اوصياء من تا روز قيامت است.

سپس گفتند: يا رسول‌اللّه، اوصیای خود بعد از علی را به ما معرفي فرما.

حضرت فرمود: علي (عليه السلام) سپس فرزندم حسن (عليه السلام) و سپس حسين (عليه السلام) و...[3]

چنانكه در منابع متعدد اهل سنت از پيامبراكرم (صلي الله عليه و آله) روايت شده كه فرمودند: وصي و جانشين بعد از من علي بن ابيطالب (عليه السلام) است و بعد از او دو فرزندم حسن و حسين و 9 امام ديگر از صلب حسين که در پي هم مي‌آيند... يعني وقتي حسين از دنيا رفت پسرش علي، بعد پسرش محمد، بعد پسرش جعفر، بعد پسرش موسي، بعد پسرش علي، بعد پسرش محمد، بعد پسرش علي، بعد حسن، سپس حجت بن الحسن اينها امامان دوازده گانه‌اند به تعداد نقباي بني اسرائيل[4]

دوم: «يا ايّها الَّذين آمنُوا أطيعُوا اللَّه وَ اَطيعُوا الرَسولَ وَ اُولي الأمرِ مِنْكُمُ، فَاِنْ تَنَازَعْتُمْ في شيء فَرُدُّوهُ الي اللّه» [5]

آيه شريفه، ابتدا دستور به اطاعت مطلق و بي‌چون و چرا از خدا را داده و سپس با همان لحن و سياق، دستور اطاعت از پيامبر را صادر مي‌كند. شكي نيست كه خداوند معصوم مطلق و بري از خطاء و گناه و سهو است. پس دستوراتش همواره صحيح و هميشه مطاع است. حال از اينكه قرآن عين همين اطاعت را براي پيامبر از مردم خواسته است معلوم مي شود که پيامبر هم كاملا معصوم است چنانكه در آيه ديگر هم چنین دستور داده و فرموده: «وَ اَطيعُوا اللّهَ وَ الرَّسُولَ لَعَلَّكم تُرحَمون» [6] در این آیه، بدون تكرار لفظ «اطيعوا»،  اطاعت پيامبر، عين اطاعت خداوند شمرده شده است.

قرآن کریم، در قدم سوم مؤمنين را به اطاعت مطلق و بي‌چون و چرا، از اولوالامر فرا مي‌خواند كه معلوم مي‌شود اولوالامر نیز معصومند و هيچگاه دستور به گناه و ناصواب نمي‌دهند و گرنه اطاعت مطلق از آنها صحيح نبود. چنانكه قرآن در ساير موارد كه پاي خطا و اشتباه در ناحيه مطاع متصور است، اطاعت را مقيد مي‌كند مثلا در مورد احترام و اطاعت پدر و مادر مي‌فرمايد: «وَ وَصينا الأنسانَ بِوالِدَيهِ حُسناً وَ اِنْ جاهَداكَ لِتُشْرِكَ بي ما لَيْسَ لَکَ بِهِ عِلمٌ فَلا تُطِعْهُما» [7]

تا اينجاي استدلال فخر رازي از علماي مشهور اهل سنت ما را همراهي مي‌كند. اما اينكه اولوالامر معصوم، چه كساني هستند، حق اين است كه آنها اهل بيت (عليهم السلام) و امامان دوازده گانه از فرزندان پيامبر خاتم هستند.

چرا که اولا:

حاکم حسکانی از علمای اهل‌سنت، در حديث منزلت [8] مي گويد: اين همان حديث منزلت است كه شيخ ما ابوحازم حافظ مي‌گفت: من آن را به پنج هزار سند تخريج كرده‌ام. پس در اعتبار حديث، ترديدي نيست و محدّثان بزرگ مانند ابن عساكر آن را از صحابه بسياری، روايت كرده‌اند.[9]

ثانیا:

حاكم نيشابوري در مستدرک خود درباره حدیث اطاعت، چنین نقل مي‌كند [10] که اين حديث به طور واضح بر واجب الاطاعة بودن علي (عليه السلام) مانند خود پيامبر و عصمت علي (عليه السلام) دلالت داشته و مضمون آن آيه اولي الامر است و در واقع حديث، مفسر آيه شريفه است.

ثالثا:

همانگونه كه فخر رازي با استدلال به اين نتيجه رسيد كه اولوالامر بايد معصوم باشند [11]، شیعه هم همين عقيده را دارند. از طرفي اهل‌سنت، تنها پيامبر را معصوم مي‌دانند اما شیعه، علاوه بر پيامبر، ائمه دوازده‌گانه را نیز معصوم مي‌دانند. بنابراين اجماع قائم است بر این كه غير از پيامبر و ائمه اهل‌بيت، معصومي كه مصداق اولوالامر باشد، وجود ندارد.[12]

توضيح اينكه، عده‌اي مي‌گويند: عصمت شرط امامت نيست و عده‌اي  هم مي‌گويند: عصمت شرط امامت است.  قول اول با آيه شريفه اولوالامر و به اقتضاي سخن و تفسير فخر رازي باطل شد. پس حق منحصر در قول دوم مي‌شود يعني امام بايد معصوم باشد و تمام كساني كه عصمت را شرط امامت مي‌دانند اجماعاً و اتفاقاً علي بن ابي طالب را امام مي‌دانند.[13]

در اينجا به چند نمونه ديگر از آيات قرآني كه مسأله نصب و معرفي امامت و حقانيت مذهب اهل بيت را مي‌رساند اشاره نموده و در ذيل هر كدام، منابع مهم اهل سنت را كه دلالت آيات را پذيرفته‌اند ذكر مي‌كنيم.

1-  «... فقل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائنا و نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنة الله علي الكاذبين» [14] زمخشري مي‌گويد: این آيه كريمه قوي‌ترين دليل بر فضيلت اصحاب كساء است.[15]

آلوسي نیز مي‌گويد: دلالت آيه كريمه بر فضيلت آل پيامبر(عليهم السلام)كه آل الله هستند، براي هيچ مؤمني قابل ترديد نيست...[16]

در صحيح مسلم [17] و سنن ترمذي [18] و مسند احمد بن حنبل [19] وارد شده كه پيامبر (صلي الله عليه و آله) علي (عليه السلام) و فاطمه (عليها السلام) و حسن (عليه السلام) و حسين (عليه السلام) را با خود به صحراي مباهله آوردند، در اين آيه از علي (عليه السلام) تعبير به نفس پيامبر شده و ابتهال و دعا خواندن كار مشترک پيامبر و اهل بيتش بوده كه در نزول لعنت بر كاذبين مؤثر بوده است.

2- «انما يريد اللّه ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً» [20] اين آيه عصمت اهل بيت را بيان مي‌كند و بدیهی است که تا شخص معصوم در عالم وجود داشته باشد، نوبت به غير معصوم در ولايت و امامت و رياست مذهب نمي‌رسد.

 

 

پی‌نوشتها

[1]. مائده:3.

[2]. مائده:67.

[3]. ابراهيم بن محمد جويني، فرائد السمطين، بيروت، مؤسسه المحمودي للطباعة و النشر، ج1، ص312.

[4].  فرائد السمطين، تحقيق شيخ محمد باقر محمودي، بيروت، موسسه المحمودي، چاپ اول، 1400 هـ ، ج 2، ص 134. ايضاً سبط ابن جوزي، تذكرة الخواص، بيروت، مؤسسه اهل البيت، 1401 هـ ، ص 327. ايضاً سليمان قندوزي، ينابيع المودة، اسلامبول، مطبعه اختر، 1301 هـ ، ص 444، باب 77.

[5]. نساء:59.

[6]. آل عمران:32.

[7]. عنكبوت:8.

[8]. حاکم حسکانی، در تفسير آيه اولي الامر آورده به اسناد خويش از مجاهد چنین روايت كرده که این آيه كريمه در مورد اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) نازل گرديده است، آنجا كه رسول اللّه (صلي الله عليه و آله) در مدينه وي را جانشين خويش قرار داد آنگاه علي (عليه السلام) فرمود: مرا بر زنان و كودكان جانشين قرار مي‌دهي؟ پيامبر  (صلي الله عليه و آله) فرمود: آيا نمي‌پسندي كه نسبت به من به منزله هارون نسبت به موسي باشي؟ «اخلفني في قومي» در ميان قوم من جانشينم باش و اصلاح كن. اينجا بود كه آیه: «اولي الامر منكم» در حق علي (عليه السلام) نتزل شد. حاكم حسكاني، شواهد التنزيل، مؤسسه الطبع و النشر، ج 2، ص 190.

[9]. همان، ص 195.

[10].  حاکم نیشابوری چنین نقل می‌کند که پيامبر  (صلي الله عليه و آله) فرمود: «كسي كه مرا اطاعت كند، خدا را اطاعت كرده و كسي كه مرا معصيت كند، خدا را معصيت كرده و كسي كه علي (عليه السلام) را اطاعت كند، مرا اطاعت كرده و كسي كه علي (عليه السلام) را معصيت كند، مرا معصيت كرده است»، حاكم نيشابوري، المستدرك علي الصحيحين، مؤسسه طبع و نشر، ج 3، ص 195.

[11]. فخر رازي، تفسير، تهران، دارالكتب العلمية، چاپ دوم، سطر 2، ج 10، ص 144.

 [12]. حلي، كشف المراد، تحقيق آيت الله سبحاني، انتشارات مؤسسه امام صادق (عليه السلام) ، چاپ اول، ص 188.

[13]. كشف المراد، تحقيق استاد حسن زاده، جامعه مدرسين قم، چاپ چهارم، ص 367.

[14]. آل عمران:61.

[15]. جار الله زمخشري، تفسير الكشاف، بيروت، دار الكتاب العربي، ج 1، ص 370.

[16]. آلوسي، روح المعاني، بيروت، دار احياء التراث العربي، ج 3، ص 189.

[17]. صحيح مسلم، كتاب فضايل الصحابه باب فضايل علي بن ابيطالب، مؤسسه عز الدين للعبادة و النشر، ج 5، ص 23، حديث 32.

[18]. سنن ترمذي، دارالفكر، ج 5، ص 565.

[19]. مسند احمد بن حنبل، بيروت، دار صادر، ج 1، ص 185.

[20]. احزاب:33.

برترین مطالب