پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

رسانه منجی - امام زمان

روایات پیرامون امام زمان و ظهور منجی از نسل رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آن قدر متواتر و متعدد هستند که نه تنها علما و محدثین شیعه بلکه برخی از بزرگان اهل سنت نیز به جمع آوری و نقل آن احادیث اقدام کرده‌اند.

در ادامه اسامی مهمترین تدوین کنندگان احادیث مهدویت از میان علما و محدثین بزرگ اهل سنت را از باب مثال بیان می‌نماییم.

1- ابوبكر بن أبى خيثمة (وفات 279 ه)

2- نعيم بن حمّاد المروزى (وفات 288 ه)

3- ابوحسين بن المنادى (وفات 336 ه)

4- ابونعيم اصفهانى (وفات 430 ه)

5- ابوالعلاء عطار همدانى (وفات 569 ه)

6- عبدالغنى مقدسى (وفات 600 ه)

7- ابن عربى اندلسى (وفات 638 ه)

8- سعدالدين الطمويى (وفات 650 ه)

9- ابوعبداللّه كنجى شافعى (وفات 658)

10- يوسف بن يحيى المقدسى (وفات 658)

11- ابن قيّم جوزيه سلفی (وفات 685 ه)

12- ابن كثير دمشقى (وفات 774 ه)

13- جلال الدين سيوطى(وفات 911 ه)

14- شهاب الدين ابن حجر مكّى (وفات 974 ه)

15- على بن حسام الدين متقى هندى (وفات 975 ه)

16- نورالدين على قارى هروى (وفات 1014 ه)

17- محمد بن على شوكانى (وفات 1250 ه)

18- احمد بن صديق غمارى (وفات 1380 ه)

%ب ظ، %24 %815 %1394 ساعت %18:%بهمن

قرآن كريم در اين باره مي‌فرمايد: «وَ لَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الاْرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّــلِحُونَ» (انبياء، 105) در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتيم: بندگان شايسته‌ام، وارث (حكومت) زمين خواهند شد!.

در روايتي امام باقر (عليه السلام) مي‌فرمايد: «هم اصحاب المهدي في آخر الزمان»؛ مقصود از بندگان شايسته‌اي كه وارث حكومت زمين مي‌شوند، ياران حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) در آخرالزمان هستند.[1] بنابراين در كتاب «زبور» حضرت داود بشارت به حكومت عدل حضرت مهدي داده شده است.

جالب آن كه در كتاب «مزامير داود» كه امروز جزء كتابهاي عهد قديم است، عين تعبيري كه در آيه فوق آمده يا مشابه آن در چند مورد ديده مي‌شود و نشان مي‌دهد با تمام تحريفاتي كه در اين كتابها به عمل آمده، اين قسمت هم چنان از دستبردها مصون مانده است. از آن جمله در مزمور 37 جمله 9 مي‌خوانيم: زيرا كه شريران منقطع مي‌شوند و اما متوكّلان به خداوند، وارث زمين خواهند شد.

در جاي ديگر همين مزمور جمله 11 مي‌خوانيم: اما متواضعان وارث زمين شده از كثرت سلامتي متلذذ خواهند شد. در جمله 27 نيز مي‌گويد: زيرا متبركان خداوند، وارث زمين خواهند شد، اما ملعونان وي، منقطع خواهند شد...[2] اينها عناويني است كه در قرآن مجيد از آن تعبير به بندگان شايسته شده است.

در كتاب زند (كتاب مذهبي زردشتيان در اين باره آمده است: لشكر اهريمنان با ايزدان دائم در روي خاكدان محاربه و كشمكش دارند و غالباً پيروزي با اهريمنان باشد... آن گاه فيروزي بزرگ از طرف ايزدان مي‌شود و اهريمنان را منقرض مي‌سازند... و بعد از پيروزي ايزدان و برانداختن تبار اهريمنان، عالم كيهان، به سعادت اصلي خود رسيده، بني‌آدم بر تخت نيكبختي خواهند نشست).

در كتاب صفيناي نبي، فصل 3 در آيه 6 و 7 مي‌گويد: به منظور گردآوردن طوايف بشر بر يک دين حق، سلاطين دول مختلفه را نابود كنم، آن وقت برگردانيم به قومها لب پاكيزه براي خواندن همه به نام خداي و عبادت كردن ايشان به يک روش.

«شاكموني»، پيغمبر هندوها در كتاب مذهبي خود مي‌گويد: پادشاهي دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان «كشن» بزرگوار تمام شود و او كسي باشد كه بر كوههاي مشرق و مغرب دنيا حكم براند و بر ابرها سوار شود و دين خدا يک دين شود و دين خدا زنده گردد.

در انجيل متي فصل 24 آيه 27 و 30 آمده است:...چون برق كه از مشرق بيرون مي‌آيد و تا مغرب ظاهر مي گردد، آمدن فرزند انسان نيز چنين خواهد بود... خواهند ديد فرزند انسان را بر ابرهاي آسمان كه مي‌آيد با قدرت و جلال عظيم...

باز در انجيل متي فصل 25 آيه 21 گويد: و چون فرزند انسان در جلال خود خواهد آمد با جمع ملائكه مقدسه بر كرسي بزرگي قرار خواهندگرفت.

اين بود نمونه‌اي از بشارتهاي اديان و مذاهب ديگر در مورد مصلح جهاني حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) البته همه اديان، مصلح جهاني را به نام مهدي، نناميده‌اند و هر مذهب و كيش او را به نام مورد پذيرش همان آيين معرفي كرده است، ولي از قراين و شواهد به خوبي مي‌توان فهميد كه مقصود همه آن ها همان مهدي، از دودمان رسالت اسلامي است.[3]

در روايتي از امام باقر (عليه السلام) نيز نقل شده است كه فرمود: حضرت موسي، در سِفر اولي، نگاه كرد و قدرت و منزلت قائم آل محمد را مشاهده نمود، سپس درخواست نمود تا خداوند او را قائم آل محمد قرار دهد، خداوند به او فرمود كه آن حضرت از ذريه و فرزندان احمد (صلي الله عليه و آله) است. سپس بار ديگر در سِفر دوم، نگريست و دوباره مانند همان مطلب قبلي را ديد و همان درخواست را از خداوند نمود و همان جواب را شنيد؛ همچنين در سِفر سوم، نظر كرد و...[4]

بنابراين در اديان و كتابهاي آسماني سابق نيز بشارت به حكومت عدل امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بوده است. هر چند بر اثر تحريفاتي كه واقع شده، اين گونه تصريحاتي كه در اين روايت آمده، الان وجود ندارد.

 

 

پي‌نوشتها:

[1]. تأويل الآيات، سيد شرف الدين حسيني استر آبادي، ص 326، انتشارات جامعه مدرسين.

[2]. اقتباس از تفسير نمونه، آيت اللّه مكارم شيرازي و ديگران، ج 13، ص 520، دارالكتب الاسلامية.

[3]. ر.ك: مصلح جهاني، سيد هادي خسروشاهي، ص 58ـ61، انتشارات اطلاعات / مهدي در بشارتهاي آسماني، محمد فقيه نيا، نشر بنياد پژوهش هاي علمي فرهنگي نورالاصفيا / او خواهد آمد، علي اكبر مهدي پور، نشر مؤسسه انتشارات رسالت.

[4]. الغيبه، محمد بن ابراهيم نعماني، ص 240، مكتبة الصدوق، تهران / الصراط المستقيم، علي بن يونس نباطي بياضي، ج 2، ص 257، چاپ كتابخانه حيدريه نجف.

%ب ظ، %23 %914 %1394 ساعت %20:%بهمن

عقيده و نظر شيخيه به سركردگي شيخ احمد احسائي درباره كيفيت وجود امام زمان (عليه السلام) در عصر غيبت و كيفيت بدن و مكان آن حضرت، از اشكالات بسياري برخوردار است . اينک به برخي از آنها اشاره مي‌كنيم:

الف: تحليل اين بدن هورقليايي و اعتقاد به حيات امام زمان (عليه السلام) با بدن هورقليايي در واقع به معناي انكار امام زمان (عليه السلام) در روي زمين است. زيرا اگر مراد آن است كه حضرت مهدي (عليه السلام) در عالم مثال و برزخ چه برزخ اول يا برزخ دوم زندگي مي‌كند يا آن چنان كه قبر را آنان از عالم هورقليا مي‌دانند، پس آن حضرت حيات با بدن عنصري ندارد و حيات و مثل حيات مردگان در عالم برزخ است و اين با احاديث متواتر (عدم خلو زمين از حجت) سازگاري ندارد.

ب: اين اعتقاد با ادله عقلي كه بر ضرورت وجود امام زمان (عليه السلام) در اين عالم، اقامه شده، مناسبت ندارد.

ج: شيخ احمد احسائي، عالم هورقليا را حد وسط بين دنيا و ملكوت معرفي مي‌كند. در حالي كه عالم ملكوت همان عالم مثال است.

د: اين سخن كه حضرت مهدي (عليه السلام) با بدن هورقليايي زندگي مي‌كند صرفا يک ادعاي بدون دليل است و هيچ دليل عقلي و نقلي بر آن اقامه نشده است.

ه: در قرن سيزدهم، گزاف‌گويي و به كار بردن واژه‌هاي نامانوس و الفاظ مهمل، بسيار رايج شد و حتي عوام مردم، اينها را نشانه علم و دانش ميپنداشتند و بعيد نيست كه شيخ احمد احسائي و نيز سيد كاظم رشتي به جهت خوشايند جاهلان و عوام، به اين واژه و كلمات، روي آورده باشند.

نتيجه سخنان شيخ احمد، پيدايش مذاهب ضاله بابيت و بهائيت و سرانجام بي‌ديني به اسم آيين پاک به وسيله كسروي بوده و اين ميدان عمل و نتايج اسفبار سخنان شيخيه، خود محک و ملاک خوبي بر ضعف و سستي اين سخنان است.

 

منبع: موعود شناسي و پاسخ به شبهات، علي اصغر رضواني، انتشارات مسجد مقدس جمكران

%ب ظ، %23 %907 %1394 ساعت %20:%بهمن

مقدمه

ارتجاع همه جانبه پس از رحلت پيامبراكرم (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله) و لزوم حضور جرياني روشني بخش و راهنما در عرصه‏هاي گوناگون، عاملي بود كه «نظام امامت» را فلسفه وجودي بخشيد و طبق آن، نظام امامت بعد از رسول اكرم (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله) عهده‏دار مديريت جامعه اسلامي مي‏شد و خطر هر نوع ارتجاع به نظام فاسد قبل از پيامبر را منتفي مي‏ساخت و آيه «اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتي» نيز بر اين اساس تحقق مي‏يافت؛ زيرا با وجود ناظري عالم و توانا و كارگزاري مقتدر و اصولگرا، دين الهي براي هميشه محفوظ مي‏ماند. اما سرنوشت به گونه‏اي رقم خورد كه سيستم امامت به حاشيه رانده شد و از كاركرد اصلي خود بازماند. از اين روي منصوبان اين نظام يكي پس از ديگري، چشم به راه آخرين امامي بودند كه با قدرت الهي كاركرد واقعي اين نظام را به آن بازگرداند و او كسي نيست جز موعود آل محمد.

حجم گسترده روايات امامان معصوم (عليهم‏السلام)، بخصوص امام علي (عليه‏السلام) كه حتّي خود موفق به تشكيل حكومت اسلامي شد، گوياي اين واقعيت است. به اين ترتيب انتظار معصومان، از جمله امام حسن (عليه‏السلام)، براي ظهور مهدي موعود (عليه‏السلام) را بايد از اين زاويه ديد؛ يعني ظهور امامي كه با قدرت الهي به يكباره همه موانع را به كنار خواهد زد و جريان اصولي‏اي را كه به حاشيه رانده شده، به متن جامعه بازخواهد گرداند و تمام ارتجاعهاي سياسي، اقتصادي، اعتقادي، فرهنگي و... را نابود و پرچم جامعه نبوي را بر خواهد افراشت و به تمام معنا، اكمال دين و اتمام نعمت تحقّق خواهد يافت. با اين رويكرد به موضوع مهدويت، بر ساحل احاديث امام حسن مجتبي (عليه‏السلام) پيرامون آخرين موعود آل محمد (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله) مي‏نشينيم.

سخنان امام حسن (عليه‏السلام) پيرامون حضرت مهدي (عليه‏السلام) از مجموع 438 روايتي كه براي امام حسن مجتبي (عليه‏السلام) بر شمرده‏اند [1]، 10 روايت پيرامون حضرت مهدي (عليه‏السلام) است و اين غير از روايتهايي است كه به طور غير مستقيم در باره آن حضرت است و مي‏توان به روايات رجعت، روايات كلي پيرامون ائمه دين و... اشاره كرد. از مجموع 10 روايت مورد نظر ما، 6 روايت از خود امام حسن (عليه‏السلام) و 2 روايت به نقل از امام حسن (عليه‏السلام) از رسول اكرم (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله)، يک روايت به نقل از امام علي (عليه‏السلام) و يك روايت از حضرت خضر (عليه‏السلام) در حضور امام حسن (عليه‏السلام) است.

الف) روايات نبوي

1.  آخرين حجّت خدا

عبداللّه بن حسين (حسن) بن حسن، از پدرش، از امام حسن (عليه‏السلام) نقل كرد: روزي پيامبر (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله) خطبه خواند و پس از حمد و ثناي خداوند فرمود: «مردم! بزودي فراخوانده مي‏شوم و بايد اجابت كنم و من در ميان شما دو چيز گرانبها ـ كتاب خدا و عترت و خاندانم ـ را به جا مي‏گذارم كه اگر به آن دو تمسک جوييد، هرگز گمراه نمي‏شويد. پس از آنان ياد بگيريد و به آنان ياد ندهيد، چون از شما داناترند. زمين از آنان خالي نمي‏ماند وگرنه اهل خود را به كام مي‏كشد.» سپس فرمود: «خدايا! من مي‏دانم كه دانش نابود نمي‏شود و پايان نمي‏يابد و تو زمين خود را از حجّت بر بندگانت ـ كه يا آشكار است و پيروي نمي‏شود و يا بيمناک غائب است ـ خالي نمي‏گذاري تا حجّتت تباه نگردد و اوليايت پس از هدايت، گمراه نشوند كه ايشان در شمار اندک ولي نزد خدا بزرگ‏ترين منزلت را دارند.» وقتي از منبر پايين آمد، عرض كردم: اي رسول خدا! تو حجّت بر همه آفريده‏هايي. فرمود: «حسن جانم! خداوند مي‏فرمايد: «همانا تو بيم دهنده‏اي و براي هر قومي هدايتگري است! [2] من بيم دهنده‏ام و علي هدايتگر است.» عرض كردم: يا رسول‏اللّه! فقولک انّ الارض لاتخلو من حجّة؛ اي رسول خدا! پس اين سخن شما كه «زمين خالي از حجت نمي‏ماند» منظورتان چيست؟ فرمود: «نعم عليٌّ هو الامام والحجة بعدي، و انت الحجة والامام بعده والحسين الامام والحجة بعدک و... يخرج اللّه تعالي من صلب الحسن الحجة القائم امام شيعته زمانه و منقذ اوليائه يغيب حتّي لايري فيرجع عن امره قوم و يثبت آخرون «و يقولون متي هذا الوعد ان كنتم صادقين»[3] و لولم يبق من الدنيا الاّ يوم واحد لطوّل اللّه عزّوجلّ ذلک حتي يخرج قائمنا فيملأها قسطاً و عدلاً كما ملئت جوراً و ظلماً فلاتخلوا الارض منكم اعطاكم اللّه علمي و فهمي و لقد دعوت اللّه تبارک و تعالي ان يجعل العلم والفقه في عقبي و عقب عقبي و مزرعي (زرعي) و زرع زرعي»[4]

آري، علي آن امام و حجّت پس از من است و تو حجّت و امام پس از اويي و حسين امام و حجّت پس از تو است... و خدا از صلب حسن، حجّت قائم را مي‏آورد، كه امام پيروان خود (امام زمان خود) و نجات بخش دوستان خود خواهد بود. او غائب مي‏شود؛ تا آنجا كه ديگر ديده نشود. پس گروهي از او برمي‏گردند و گروهي پايدار مي‏مانند و مي‏گويند: «متي هذا الوعد ان كنتم صادقين»آن وعده چه شد اگر راستگوييد» و اگر از عمر دنيا جز يک روز نماند، خداي عزّوجلّ آن را روز را چنان بلند گرداند كه قائم ما ظهور كند و زمين را پر از عدل و داد سازد، همان گونه كه از ظلم و جور پرشده است. پس، زمين (از شما كه حجّت خدا هستيد) خالي نمي‏ماند و خدا به شما دانش و حكمت مرا داده است و من از خداوند ـ تبارك و تعالي ـ خواسته‏ام كه علم و فقه را در نسل و نژادم به ميراث گذارد

2. دوازده امام از اهل بيت (عليهم‏السلام)

خزّاز قمي، از هشام بن محمد و او از پدرش نقل كرد: بعد از شهادت اميرمؤمنان (عليه‏السلام)، حسن بن علي بر منبر رفت و خواست سخن بگويد كه گريه گلويش را گرفت. لحظاتي نشست. بعد برخاست و فرمود: «الحمد للّه الذي احسن الخلافة علينا اهل‏البيت و عند اللّه نحتسب عزاءنا في‏خير الآباء رسول اللّه (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله) و عنداللّه نحتسب عزاءنا في اميرالمؤمنين و قد اصيبت (لقد اصبت) به الشرق و الغرب... و لقد حدّثني جدّي رسول اللّه (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله): «انّ الامر يملكه اثناعشر اماماً من اهل بيته و صفوته ما منّا الاّ مقتول او مسموم؛[5]

«سپاس خدايي را كه جانشيني خود را بر ما خاندان نبوت ارزاني داشت. ما غمگساري خود را در (فراق) بهترين پدرمان ـ رسول خدا (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله) ـ به حساب خدا مي‏گذاريم. ما غمگساري خود را در (فراق) اميرمؤمنان به حساب خدا مي‏گذاريم. شرق و غرب عالم با او و داغدار شد... جدّم، رسول خدا (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله) به من فرمود: «اين امر (ولايت) را 12 امام از برگزيدگان خاندانش دارا شوند. همه ما كشته يا مسموم خواهيم شد»

ب) روايت علوي

1. عدالت گستر زمين

طبرسي از زيد بن وهب جهني نقل كرده است: حسن بن علي (عليهما‏السلام) در (راه) مدائن زخمي شد. در حالي كه درد مي‏كشيد، نزد او رفتم و عرض كردم:... اي فرزند رسول خدا! آيا شيعيان خود را همچون گوسفندان بي‏چوپان رها مي‏كني؟ فرمود: اي برادر جهني! من چيزي از منبعي موثق مي‏دانم. اميرمؤمنان (عليه‏السلام) روزي مرا شادمان ديد، فرمود: «حسن جان! شادماني مي‏كني؟ چگونه خواهي بود وقتي پدرت را كشته ببيني؟ يا چگونه خواهي بود وقتي فرمانروايي جهان اسلام را بني اميه به دست گيرند؟ اميرشان آن حلقوم گشادِ روده فراخ است كه مي‏خورد و سير نمي‏شود، مي‏ميرد و در آسمان ياور و در زمين عذري ندارد، پس بر شرق و غرب آن چيره شود. در حالي كه مردم از او فرمان برند و پادشاهيش به درازا كشد؛ بدعت‏ها و گمراهي‏ها پديد آورد. حق و سنّت رسول خدا (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله) را بميراند. اموال مسلمانان را در ميان هواداران خود تقسيم كند و آن را از سزاوارانش باز دارد...

فكذلک حتي يبعث اللّه رجلاً في آخر الزمان و كلب من الدّهر و جهل من الناس يؤيّده اللّه بملائكته و يعصم انصاره و ينصره بآياته و يظهره علي‏الارض حتّي يدينوا طوعاً و كرهاً يملأ الارض عدلاً و قسطاً و نوراً و برهاناً يدين له عرض البلاد و طولها حتّي لايبقي كافراً الاّ آمن و لا طالح الاّ صلح و تصطلح في ملكه السّباع و تخرج الارض نبتها و تنزل السّماء بركتها و تظهر له الكنوز، يملك ما بين الخافقين اربعين عاماً فطوبي لمن ادرك ايّامه و سمع كلامه؛[6]

اين گونه خواهد بود تا در آخر الزمان و سختي دوران و ناداني مردمان، خدا رادمردي را برانگيزد كه با فرشتگان خود به او ياري رساند و يارانش را عصمت دهد و با آيات خود به او كمک كند و او را بر زمين چنان چيره سازد كه خواه ناخواه فرمانش برند. زمين را پر از عدل، نور و برهان كند. تمام طول و عرض سرزمين‏ها مطيعش گردند؛ تا جايي كه كافري نماند مگر ايمان آورد و بدكاري نماند مگر سامان گيرد. در حاكميت او درندگان آشتي كنند و زمين، سبزه‏هاي خود را برآورد و آسمان، بركات خود را فرو ريزد و گنج‏ها برايش آشكار شوند. او تا 40 سال در شرق و غرب عالم حكم مي‏راند. پس خوش به حال كسي كه روزگار او را دريابد و سخنش را بشنود»

ج) روايت از حضرت خضر (عليه‏السلام)

امام هادي (عليه‏السلام) فرمود: اميرمؤمنان (عليه‏السلام) در حالي كه به دست سلمان تكيه كرده و حسن بن علي (عليهما‏السلام) با او بود، آمد و وارد مسجد الحرام شد و نشست. در اين هنگام مردي خوش اندام با لباسي آراسته آمد و بر اميرمؤمنان (عليه‏السلام) سلام كرد... گفت: اي اميرمؤمنان! در باره سه چيز از تو پرسش مي‏كنم؛ اگر پاسخ دادي، پي‏خواهم برد كه اين مردم از امر تو برچيزي مسلط شده‏اند (كه شايسته آن نيستند). داوري من برايشان اين است كه در دنيا و آخرت خود در امان نخواهند بود... اميرمؤمنان به حسن بن علي (عليهما‏السلام) رو كرد و فرمود: ابا محمد! به او پاسخ بده. حسن (عليه‏السلام) فرمود:... وقتي جواب داد، آن مرد گفت: شهادت مي‏دهم كه هيچ معبودي جز خدا نيست و «... اشهد علي رجل من ولد الحسين لا يكنّي و لا يسمّي حتّي يظهر امره فيملأها عدلاً كما ملئت جوراً...[7]

شهادت مي‏دهم بر مردي از فرزندان حسين (عليه‏السلام) كه كنيه و نام او را نمي‏گويند تا امرش آشكار شود و زمين را از عدل پركند، آن گونه كه از ظلم پر است.»

اميرمؤمنان به امام حسن (عليه‏السلام) فرمود: ابا محمد! دنبالش برو ببين كجا مي‏رود؟ حسن بن علي (عليهما‏السلام) به دنبالش رفت و گفت: بود تا گام در بيرون مسجد نهاد، پس ديگر ندانستم كجاي زمين خداي سبحان، او را ربود، برگشتم* و به اميرمؤمنان (عليه‏السلام) گزارش دادم. حضرت علي (عليه‏السلام) فرمود: ابا محمد! آيا او را شناختي؟... او خضر (عليه‏السلام) بود.

د) روايات امام حسن (عليه‏السلام)

1. آزاد از بيعت با طاغوت

طبرسي از ابوسعيد عقيصا نقل كرده است، وقتي امام حسن (عليه‏السلام) با معاويه صلح كرد، مردم نزد او آمده، برخي نكوهش كردند. امام حسن (عليه‏السلام) فرمود : «... أما علمتم اَنّه ما منّا الاّ و يقع في عنقه بيعة لطاغية زمانه الاّ القائم الذي يصلّي خلفه روح اللّه عيسي بن مريم (عليهما‏السلام) فان اللّه عزّوجلّ يخفي ولادته و يتغيّب شخصه لئلايكون لأحد في عنقه بيعة اذا خرج. ذلك التّاسع من ولد اخي الحسين ابن سيدة الإماء يطيل اللّه عمره في غيبته ثمّ يظهره بقدرته في صورة شابّ دون اربعين سنة، ذلك ليعلم انّ اللّه علي كلّ شي‏ءٍ قدير[8]

آيا خبر نداريد كه هيچ يک از ما نيست مگر آنكه بيعت طاغوت زمان خود را به گردن دارد؛ جز قائم ما كه روح خدا ـ عيسي بن مريم ـ پشت سر او نماز مي‏گذارد. زيرا خداي سبحان ولادت او را پنهان و شخص او را غايب مي‏كند تا وقتي ظهور كرد، كسي بر عهده‏اش پيماني نداشته باشد. او نهمين فرزند برادرم حسين (عليه‏السلام) و فرزند سرور كنيزان عالم است كه خدا غيبتش را طولاني مي‏كند، بعد با قدرت خود در شكل جواني كمتر از چهل سال آشكار مي‏كند تا بدانند كه خدا بر هر چيزي تواناست.

2.مهدي امت از ماست

امام محمدباقر (عليه‏السلام) به نقل از امام زين العابدين (عليه‏السلام) فرمود: «قال الحسن بن علي (عليهما‏السلام): الائمّة عدد نقباء بني اسرائيل و منّا مهديّ هذه الأمّة [9]

امامان به شمار نقيبان بني‏اسرائيل هستند و مهدي اين امت از ما است

3. دوازده امام شهيد

خزّاز قمي، با سند خود از جنادة بن ابي‏اميه، چنین نقل كرده:

خدمت حسن بن علي (عليهما‏السلام)، در آن بيماري كه با آن از دنيا رفت، تشرّف يافتم. جلو آن حضرت تشتي بود، فرمود:

«واللّه انّه لعهد عهده الينا رسول اللّه (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله) انّ هذا الامر يملكه اثنا عشر اماماً من ولد عليّ و فاطمه (عليهماالسلام) ما منّا الاّ مسموم او مقتول [10]

سوگند به خدا! رسول اللّه (صلي ‏الله‏ عليه ‏و‏ آله) اين عهد را به ما سپرد كه اين ولايت خداوندي را دوازده امام كه يازده نفر آنان از فرزندان علي و فاطمه عليهما‏السلام است، مالک خواهند شد، كه هيچ يک جز با زهر يا قتل از دنيا نخواهند رفت.

4. قائم منتظَر

ابن حمزه از علي بن رئاب نقل كرده كه امام صادق (عليه‏السلام) فرمود: «كسي نزد حسن بن علي (عليهما‏السلام) آمد و عرض كرد: در داستان خضر (عليه‏السلام)، موسي (عليه‏السلام از چه چيز ناتوان بود؟ فرمود: از بزرگ‏ترين گنج. سپس دست به شانه او زد و فرمود: باز بپرس. آنگاه پيش روي او دويد. ناگاه دو انسان بر صخره‏اي آشكار شدند. از زهر كشنده بر مي‏خاست و در گردن هريک زنجيري شيطاني همراه بود و مي‏گفتند: يا محمد! يا محمد! و آن دو شيطان پاسخ مي‏دادند: دروغ گفتيد.

ثمّ قال: «انطبقي عليهما الي الوقت المعلوم. الذي لايقدّم و لا يؤخّر» و هو خروج القائم المنتظر[11]

سپس به صخره فرمود: آنان را تا روز معيّني كه پيش و پس نيفتد. يعني روز ظهور قائم كه انتظارش را مي‏كشند، نگهدار و آن مرد گفت: اين سحر است. پس رفت تا بر ضدّ آن خبر دهد كه لال شد.

5.خير كامل

شيخ طوسي از عمير، دختر نفيل نقل كرده: حسن بن علي (عليهما‏السلام) مي‏فرمود:

«لايكون هذا الامر الذي تنتظرون حتّي يبرأ بعضكم من بعض و يلعن بعضكم بعضاً و يتفل بعضكم في وجه بعض و حتّي يشهد بعضكم بالكفر علي بعض»

اين امري را كه انتظار مي‏كشيد، واقع نخواهد شد، تا برخي از شما از بعض ديگر برائت جويد و يكي از شما ديگري را لعنت كند و در چهره ديگري آب دهن اندازد و يكي از شما بر كفر ديگري شهادت دهد. گفتم: اين كه خيري ندارد! فرمود: « الخير كلّه في ذلک. عند ذلک يقوم قائمنا فيرفع ذلك كلّه؛ [12]همه خير در آن است. در آن زمان قائم ما قيام مي‏كند و همه آنها را بر مي‏دارد.

6.شمار امامان

خزّاز قمي با سند خود از سليمان قصري نقل كرده: از حسن بن علي (عليهما‏السلام) پرسيدم: امامان چند نفرند؟ فرمود: «عدد شهور الحول [13]؛ به تعداد ماه‏هاي سال.

از اين بخش روايت آشكار مي‏شود كه امام حسن (علیه السلام)، خود اين روايت را نقل كرده و امام هادي (علیه السلام) به واسطه پدرانش از امام حسن (علیه السلام) نقل مي‏كند.

 

 

پی‌نوشتها:

[1]. منبع ارجاعات مقاله: کتاب، موسوعة كلمات الامام الحسن، معهد تحقيقات باقرالعلوم.

[2]. سوره رعد، آیه7.

[3]. اين جمله قرآني در شش سوره تكرار شده است.

[4]. بحارالانوار، ج 36، ص 338، ح 201؛ كفاية‏الاثر، ص 162.

[5]. بحارالانوار، ج 43، ص 363، ح 6؛ العوالم، ج 16، ص 140، ح 5؛ كفاية‏الاثر، ص 160.

[6]. بحارالانوار، ج 44، ص 20، ح 4 و ج 52، ص 280، ح 6 (مختصر)؛ احتجاج، طبرسي، ج 2، ص 69، ح 158.

[7].علل الشرايع، ص 96، ح 6.

[8]. احتجاج، ج 2، ص 67، ح 157؛ بحارالانوار، ج 44، ص 19، ح 3.

[9]. بحارالانوار، ج 36، ص 383، ح 2؛ العوالم، ج 23، ص 53، ح 3؛ كفاية‏الاثر، ص 224.

[10].بحارالانوار، ج 44، ص 138، ح 6؛ العوالم، ج 16، ص 280، ح 5؛ كفاية‏الاثر، ص 226.

[11]. الثاقب في‏المناقب، ص 31، ح 259؛ مدينة المعاجز، ج 3، ص 259، ح 879.

[12]. كتاب الغيبة، ص 437، ح 429؛ الخرائج و الجرائح، ج 3، ص 3، و 115، ح 59.

[13]. بحارالانوار، ج 36، ص 383، ح 3؛ كفاية‏الاثر، ص 224.

%ب ظ، %23 %891 %1394 ساعت %20:%بهمن

در این سوره چهار آيه پیرامون مهدویت وجود دارد که عبارتند از آيات 20ـ 24ـ 64ـ102

«و يقولون لولا أنزل عليه آية من ربي فقل انما الغيب  لله فانتظروا إنى معكم من المنتظرين».[1]

مى‌گويند: چرا معجزه‌اى از پروردگارش بر او نازل نمى‌شود؟ بگو، غيب (و معجزات) براى خدا (و به فرمان او) است. شما در انتظار باشيد؛ من هم با شما از منتظرانم.

يحيى بن ابوالقاسم، گويد: امام جعفر صادق (عليه السلام) در تفسير اين آيه فرمود: «مراد از (الغيب)، حجت قائم (عليه السلام) می‌باشد». [2]

«حتى اذا اخذت الارض زخرفها و ازينت و ظن اهلها أنهم قادرون عليها أتها أمرنا ليلا او نهارا». [3]

تا زمانى كه روى زمين زيبايى خود را (از آن) گرفته و تزيين مى‌گردد و اهل آن مطمئن مى‌شوند كه مى‌توانند از آن بهره‌مند گردند (ناگهان) فرمان ما شب هنگام يا در روز (براى نابودى آن) فرا مى‌رسد.

مفضل بن عمر از امام صادق (عليه السلام) پيرامون اين آيه شريفه، روايتى نقل مى‌كند كه حضرت فرمود: «يعنى قيام حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشریف) با شمشير مى‌باشد». [4]

«لهم البشرى فى الحياة الدنيا و في الاخرة.» [5]

در زندگى دنيا و آخرت شاد (و مسرور) هستند

از امام باقر (عليه السلام) درباره تفسير اين آيه آمده: «به اين دسته از مؤمنين مژده و بشارت به قيام حضرت قائم (عجل الله تعالي فرجه الشریف) و ظهورش داده مى‌شود و همين طور بشارت قتل دشمنانشان و نجات و رستگارى در آخرت و ورود در جمع آل محمد (عليهم السلام) در كنار حوض كوثر مى‌دهند».[6]

«قل فانتظروا إنى معكم من المنتظرين» [7]

بگو شما انتظار بكشيد، من نيز با شما انتظار مى‌كشم.

امام هشتم حضرت رضا (عليه السلام) فرمود:

«به راستى كه انتظار فرج (قائم)، خود فرج است». [8]

 

 

پي‌نوشت:

[1]. يونس آيه 20

[2]. الف ) ينابيع الموده ص 424 - ب ) بحار الانوار ج 51 ص 52 - ج ) غايه المرام  ص 734

[3]. يونس ايه 24

[4]. غايه المرام ص 734

[5]. يونس آيه 64

[6]. تفسير صافي ج 2 ص 410

[7]. يونس آيه 102

[8]. الف) تفسير صافي ج 2 ص 428 - ب ) الميزان ج 10 ص 572 - ج ) تفسير فرات ابن ابراهيم كوفي  ص 193

%ب ظ، %21 %880 %1394 ساعت %20:%بهمن

در این سوره سه آيه پیرامون مهدویت وجود دارد که عبارتند از آيات 62- 82-83

«أمن يجيب المضطر اذا دعاه و يكشف السوء و يجعلكم خلفاء الأرض» [1]

چه كسى است كه دعاى گرفتار را اجابت مى‌كند و گرفتارى را بر طرف مى‌سازد و شما را زمامداران زمين قرار مى‌دهد؟

امام صادق (عليه السلام) در تفسیر این آیه، فرمود:

اين آيه درباره قائم آل محمد (عليه السلام) نازل شد، به خدا سوگند (مضطر) اوست كه در مقام ابراهيم دو ركعت نماز مى‌خواند و خداى عزوجل را مى‌خواند، پس او اجابتش مى‌فرمايد و در زمين او را خليفه مى‌سازد». [2]

«و اذا وقع القول عليهم أخرجنا لهم دابة من الأرض تكلمهم أن الناس كانوا باياتنا لايوقنون» [3]

هنگامى كه فرمان عذاب آنها رسد (و در آستانه رستاخيز قرار گيرند) جنبده‌اى را از زمين براى آنها خارج مى‌كنيم كه با آنها تكلم مى‌كند و مى‌گويد: مردم به آيات ما ايمان نمى‌آورند.

مرحوم شیخ طبرسى از پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) روايت كرده كه حضرت فرمود:

«آن جنبده، چون ظاهر شود، عصاى موسى و انگشتر سليمان با اوست، با انگشتر، روى مؤمنين را نقش و مهر كند و با عصا، بينى كفار را بشكند و چون مردم در محضرش (بين كوه صفا و كعبه) جمع شوند، مؤمن و كافر را از يكديگر تميز داده و بشناسد و بر چهره مؤمنين مى‌نويسد، اين شخص، مؤمن است و بر چهره كافر مى‌نويسد اين شخص، كافر است».[4]

هفده روايت در تفسير برهان پيرامون (دابه) ذكر شده است، و ما جهت اختصار به يک روايت  اكتفا نموديم، و اينها از نشانه‌هاى حتمى پيش از ظهور و خروج حضرت مهدى آل محمد ارواحنا له الفداء مى‌باشد كه آشكار خواهد شد.

«و يوم نحشر من كل امة فوجا» [5]

روزى را كه ما از هر امتى، گروهى را محشور مى‌كنيم، به خاطر بياوريد.

امام صادق (عليه السلام) در تفسیر این آیه، فرمود:

«گروهى از عوام مى‌گويند: اين آيه، مربوط به روز قيامت است. نه، آيا گروهى را خدا محشور مى‌كند و ديگران را مى‌گذارد، خير اين چنين نيست، بلكه اين آيه شريفه، مربوط به مسئله رجعت است». [6]

آرى مسئله رجعت از ضروريات مذهب شيعه بوده و منكر آن از ايمان خارج است. روايات مربوط به رجعت، متواتر است و كتابهايى كه در برگيرنده مسئله رجعت است، بسيار مى‌باشد.

مفضل بن عمر روايت كرده، كه امام صادق (عليه السلام) در معناى آيه «و يوم نحشر من كل امة فوجا»، فرمود:

«هيچ مؤمنى نيست كه كشته شود، مگر آن كه در موقع رجعت به دنيا برگردد تا به مرگ طبيعي بميرد و كسى جز مؤمن خالص و يا كافر مطلق به دنيا رجعت نمي‌كند».[7]

آرى مسئله رجعت از نظر قرآن و مكتب اهل بيت (عليه السلام) امری قطعی و محرز است. رجعت انبياء و امامان معصوم و مؤمنان، جهت يارى حضرت قائم (عليه السلام) است.

 

 

پي‌نوشت:

[1]. نمل آيه 62

[2]. الف ) الميزان ج 15 ص 613 - ب )بحار الانوار ج 51 ، ص 48

[3]. نمل آيه 82

[4]. الف ) تفسير جامع ج 5 ، ص 134 - ب) تفسير برهان ج 3 ص 217

[5]. نمل آيه 83

[6]. تفسير قمي ، ج 3 ص 130

[7]. تفسير جامع ، ج 5 ص 137

[8]. سوره قصص ، آيه 85

%ب ظ، %21 %875 %1394 ساعت %20:%بهمن

در این سوره چهار آيه پیرامون مهدویت وجود دارد که عبارتند از آيات 8- 21- 80-  86

«و لئن أخرنا عنهم العذاب الى أمة معدودة» [1]

اگر مجازات را تا زمان محدود از آنها به تأخير اندازيم.

از حضرت باقر و حضرت صادق (عليهما السلام) در تفسير اين آيه روايت شده كه فرمودند:

«امت معدوده، اصحاب مهدى (عليه السلام) هستند كه در آخر الزمان سيصد و سيزده نفر مرد به تعداد اهل بدر كه در يک ساعت همچون گرد آمدن پاره‌هاى ابر در فصل پائيز جمع مى‌شوند». [2]

امام صادق (عليه السلام) در حدیث دیگری فرمود:

عذاب، خروج قائم (عليه السلام) است و امت معدوده، اهل بدر و اصحاب بدرند.[3]

«اولئك الذين خسروا انفسهم و ضل عنهم ما كانوا يفترون» [4]

آنان كسانى هستند كه سرمايه وجود خود را از دست دادند و تمام معبودهاى دروغين از نظرشان كم شدند. زيانكاران كسانى هستند كه درباره امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشریف) شک مى‌كنند.

مفضل بن عمر مى‌گويد:

در محضر مبارک امام صادق (عليه السلام) بوديم و سخن درباره امام قائم، حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشریف) دور مى‌زد، امام صادق (عليه السلام) فرمود: «مى گويند: درباره حضرت مهدى (عجل الله تعالي فرجه الشریف) شک دارند که چه زمانى متولد شده؟ چه كسى او را ديده؟ او كجا مستقر است؟ و چه وقت ظاهر مى‌شود؟ تمام اين اشكالات، شک است در قضا و قدرت خداوند متعال، سپس اين آيه را تلاوت فرمود: «آنها به خود در دنيا و آخرت زيان مى‌رسانند». [5]

«قال لو أن لي بكم قوة او آوى الى ركن شديد» [6]

گفت اى كاش در برابر شما قدرتى داشتم يا تكيه‌گاه و پشتيبان محكم در اختيار من بود.

صالح بن سعيد مى‌گويد: امام صادق (عليه السلام) درباره تفسير اين آيه فرمود «قوة» حضرت قائم است، و «ركن محكم» سيصد و سيزده نفر اصحابش مى‌باشد. [7]

«بقية الله خير لكم إن كنتم مؤمنين» [8]

سرمايه حلالى كه خداوند براى شما باقى گذارده برايتان بهتر است اگر ايمان داشته باشيد.

امام باقر (عليه السلام) مى‌فرمايد:

«اين آيه، اولين آيه‌اى است كه قائم (عليه السلام) آن را تلاوت مى‌كند و سپس مى‌فرمايد: من بقية الله و حجت خدا و نماينده او در زمين بر شما (مردم) مى‌باشم (و مردم به سوى او مى‌آيند و بر او سلام مى‌كنند) و نحوه سلامشان چنين است: السلام عليک يا بقية الله فى ارضه. [9]

 

 

پي‌نوشت:

[1]. هود آيه 8

[2]. الف ) ينابيع الموده ص 424 - ب ) بحار الانوار ج 51 ص 58

[3]. تفسير الميزان ج 10 ص 280

[4]. هود آيه 21

[5]. ينابيع الموده ص 428

[6]. هود آيه 80

[7]. الف ) ينابيع الموده ص 424 - ب ) اثبات الهدي  ج 7 ص 100 - ج ) غايه المرام ص 726

[8]. هود آيه 86

[9]. الف ) تفسير صافي ج 2 ص 468 - ب ) اثبات الهدي ج 7 ص 392 - ج ) المهدي الموعود عند علامه اهل السنه ص 131

%ب ظ، %21 %857 %1394 ساعت %19:%بهمن

در این سوره دو آیه پیرامون مهدویت وجود دارد که عبارتند از آيات 35- 55

«الله نور السموات و الأرض مثل نوره كمشكوة فيها مصباح المصباح في زجاجة الزجاجة كأنها كوكب دري يوقد من شجرة مباركة زيتونة لاشرقية و لاغربية يكاد زيتها يضيي و لو لم تمسسه نار نور على نور يهدي الله لنوره من يشاء» [1]

ترجمه آيه شريفه در ادامه در متن حديث آمده است.

جابربن عبدالله انصارى مى‌گويد:

داخل مسجد كوفه شدم در حالى كه امير المؤمنين (عليه السلام) مشغول نوشتن بود و مى‌خنديد، عرض كردم: يا أميرالمؤمنين، چه چيز باعث خنده شما شد؟ فرمود: «تعجب مى‌كنم از كسي كه اين آيه را (الله نور السموات و الأرض مثل نوره كمشكوه.. !) مى‌خواند و معرفت به آن ندارد.» عرض كردم: آرى، يا أميرالمؤمنين، سپس حضرت آيه را تلاوت کردند «الله نور السموات و الأرض مثل نوره كمشكوة...» و فرمودند: مراد از مشكوه، محمد (صلي الله عليه و آله) است و مراد از فيها مصباح، من هستم. المصباح في زجاجة، هم، حسن و حسين، مى‌باشند، كأنها كوكب دري هم اشاره به على بن الحسين است. يوقد من شجره، نیز، محمد بن على است، زيتونة، جعفر بن محمد است. لا شرقية، موسى بن جعفر است. و لا غربية، هم، على بن موسى است. يكاد زيتها يضيى، محمد بن على است. و لو لم تمسسه نار، على بن محمد است. نور على نور، حسن بن على است و مراد از يهدي الله لنوره من يشاء، هم، قائم ما مهدى (عليه السلام) است».[2]

«وعد الله الذين آمنوا منكم و عملوا الصالحات ليستخلفنكم في الأرض كما استخلف الذين من قبلهم و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى لهم و ليبدلنهم من بعد خوفهم امنا يعبدونني لايشركون بي شيئا» [3]

خداوند به كساني كه از شما که ايمان آورده‌اند و اعمال صالح انجام داده‌اند، وعده مى‌دهد كه آنها را قطعا خليفه روى زمين خواهد كرد، همانگونه كه پيشينيان را خلافت روي زمين بخشيد و دين و آيينى را كه براى آنها پسنديده، پا برجا و ريشه‌دار خواهد ساخت و خوف و ترس آنها را به امنيت و آرامش مبدل مى‌كند. آنچنان كه تنها مرا مى‌پرستند و چيزى را براى من شريک نخواهند ساخت.»

اسحاق بن عبدالله از امام زين العابدين (عليه السلام) روايت مى‌كند كه حضرت فرمود:

«اين آيه در شأن قائم (عليه السلام) است». [4]

عبدالله بن سنان گويد:

از امام صادق (عليه السلام) از تفسير كلام خدا پرسيدم: «وعد الله الذين آمنوا منكم... » حضرت فرمود: «اين آيه در شأن على بن ابيطالب و امامان از نسل او نازل شده. «و ليمكنن لهم دينهم الذي ارتضى...»، يعنى توسط ظهور حضرت قائم (عليه السلام) صورت مى‌پذيرد. [5]

 

 

پي‌نوشت:

[1].نور آيه 35

[2]. غايه المرام ص 742

[3]. نور آيه 55

[4]. الف ) ينابيع الموده ص 426 - ب ) تفسير صافي ج 3 ص 444

[5]. تفسير برهان ج 3 ص 147

%ب ظ، %21 %855 %1394 ساعت %19:%بهمن

در این سوره سه آيه پیرامون مهدویت وجود دارد که عبارتند از آيات 1- 16-43

«أتى أمر الله فلا تستعجلوه» [1]

فرمان خدا (مجازات مشركان و مجرمان) فرارسيده است. براى آن شتاب نكنيد.

از امام صادق (عليه السلام) روايت شده كه فرمودند:

«هرگاه خداوند اراده فرمايد تا قيام قائم (عليه السلام) صورت پذيرد، جبرئيل را به صورث يک پرنده سفيد درآورده كه يک پا بر كعبه و يک پا بر بيت المقدس قرار مى‌دهد و با بلندترين صدا فرياد مى‌زند: «أتى امر الله فلا تستعجلوه»  فرمان خدا آمد، تعجيل نكنيد. آنگاه امام صادق (عليه السلام) فرمودند: در اين هنگام حضرت قائم (عليه السلام) در كنار مقام ابراهيم، حاضر مى‌شوند و دو ركعت نماز مى‌خوانند. [2]

«و علامات و بالنجم هم يهتدون» [3]

و نشانه‌هايى قرار داده و آنها به وسيله ستارگان هدايت مى‌شوند.

داود جصاص می‌گوید: از امام صادق (عليه السلام) شنيدم، كه فرمود:

«مقصود از «نجم» رسول الله (صلي الله عليه و آله) است و «علامات»، امامان (عليهم السلام) مى‌باشند. [4]

«فاسألوا أهل الذكر إن كنتم لاتعلمون» [5]

اگر نمى‌دانيد، از اهل دانش سؤال كنيد.

(اهل الذكر) آل محمد (عليهم السلام) مى‌باشند.

مردى به نام حرث مي‌گويد: از أميرالمؤمنين، على (عليه السلام) درباره آيه «فاسألوا اهل الذكر» سؤال نمودم. حضرت فرمود: «به خدا سوگند، درست است كه ما (اهل ذكر و اهل علم و  معدن التنزيل) هستيم. از پيامبر خدا (صلي الله عليه و آله) شنيدم كه مى‌فرمود: منم شهر علم و على درب آن، هر كس طالب علم است، از درب آن وارد شود». [6]

از عبدالله عجلان از امام باقر(عليه السلام) در تفسير كلام خدا «فاسألوا اهل الذكر» روايت شده كه رسول الله (صلي الله عليه و آله) فرمود: «مقصود از (ذكر)، منم و (اهل الذكر)، امامان (عليهم السلام) هستند.[7]

 

 

پي‌نوشتها:

[1]. سوره نحل، آيه 1

[2]. غاية المرام، ص 727 - اثبات الهدي، ج 7، ص 102

[3]. سوره نحل، آيه 16

[4]. الف) شواهد التنزيل، ج 1، ص327 - ب) غاية المرام، ص 737 - ج) تفسير فرات بن ابراهيم كوفي، ص432

[5]. سوره نحل، آیه43

[6]. شواهد النتزيل، حسکانی، ج 1، ص 334

[7]. الف) اصول الكافي، کلینی، ج 1، ص 403 - ب) تفسير برهان، ج 2، ص

%ب ظ، %21 %640 %1394 ساعت %14:%بهمن

در این سوره یک آیه پیرامون بحث مهدویت وجود دارد

«قل أرأيتم إن أصبح مآؤكم غورا فمن يأتيكم بماء معين» [1]

بگو: به من خبر دهيد، اگر آبهاى (سرزمين) شما در زمين فرو رود، چه كسى مى‌تواند آب جارى در دسترس شما قرار دهد؟

ابوبصير از امام صادق (عليه السلام) نقل مى‌كند كه حضرت در تأويل اين آيه شريفه فرمودند:

«يعنى اگر امامتان غايب شود، كيست که امام ظاهرى برايتان آورد که خبرهاى آسمان و زمين و حلال و حرام خدا را برايتان بيان كند؟» [2]

 امام باقر (عليه السلام) نیز ذیل این آیه، می‌فرمایند:

«اين آيه در حق امام قائم (عليه السلام) نازل گرديد».

 

 

پي‌نوشت:

[1]. سوره ملک، آيه 30

[2]. الف) تفسير صافي، ج 5، ص 5 و 2 - ب) اثبات الهدي، ج7، ص 136  - ج ) ينابيع المودة، ص 42

%ب ظ، %21 %636 %1394 ساعت %14:%بهمن
صفحه6 از10

برترین مطالب