برترین مطالب
- 1087
- 848
- 890
- 858
- 959
- 729
- 918
- 980
- 933
- 909
بازتاب مهدویت در کلام امام رضا (علیه السلام)
اعتقاد به ظهور منجی و هدایتگر واقعی بشریت، ایدهای بوده است که تاریخ آن به تمامی ادیان الهی باز میگردد و انبیاء بزرگ ما، از محقق شدن وعدههای الهی و گسترش عدل الهی در جهان خبر دادهاند و در طول عمر بشریت، تمامی فرستادگان الهی، مردم را با آیندۀ روشن، آشنا میساختند و آنان را آماده درک چنین ایامی مینمودند. چنانچه قرآن کریم بر این مطلب صحّه میگذارد و عقیده به فرهنگ عدل جهانی را به قرنها پیش منوط میدارد و میفرماید: «و لقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر انّ الارض یرثها عبادی الصالحون»؛ ما در کتاب تورات و زبور درج نمودیم که عاقبت زمین را بندگان شایسته به ارث خواهند برد؛ امام باقر (علیه السلام) در مورد این آیه میفرمایند: «هم اصحاب المهد فی آخرالزمان»، این وارثان زمین، یاوران حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در آخرالزمان میباشند.
هشتمین امام شیعیان جهان نیز، در مورد مسائل و رخدادهای عصر غیبت و ظهور امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بیانات شیوا و راهگشایی دارند که بیش از پیش، این آینه زلال الهی و آرامش بخش هستی را به ما مینمایاند که در ادامه به ابعاد مختلف این فرمایشات وحیانی میپردازیم:
۱ـ غیبت و فلسفه آن
بی شک، وجود اقدس حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بنابر مصالح الهی و تقادیری که به خیر و صلاح بندگان میباشد، از چشم بشریت پوشیده شدهاند و تا زمانی که زمینه کافی و لازم و بنابر مشیّت الهی برای ظهور آن حضرت فراهم نشود، آن حضرت طلوع نمیکنند. در اخبار و روایات فراوانی، معصومین بزرگوار ما، علّت و فلسفۀ عدم حضور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را مشخص نمودهاند. از آن جمله، برای غیبت امام، به بیعت نکردن او با افراد ـ ظالمان ـ اشاره شده است. پر واضح است که اگر چنین انسان کاملی بخواهد با آن علم و قدرت الهی خویش، جهان را از پلیدیها و مظالم پاک نماید، باید نسبت به هیچ حزب و گروهی، اغماض و سستی نشان ندهد و مقابل تمامی تباهیها و فسادهای افراد تجاوزگر را بگیرد و این مستلزم آن است که هیچ گونه توافق نامه یا معاهدۀ مبنی بر عدم تنش و یا رویارویی نداشته باشد تا بتواند با تدبیرات خاص الهی آن حکومت ایدهآل را سرپا کند و مشکلات بجا ماندۀ بشریت را مرتفع سازد و این مطلبی است که وجود مقدس امام رضا (علیه السلام) به آن اشاره کرده و میفرماید: «گویا شیعیانم را میبینم که هنگام به شهادت رسیدن امام حسن عسکری (علیه السلام) در جستجوی امام خود در همه جای دنیا، بر میآیند ولی او را نمییابند، راوی میگوید: عرض کردم برای چه یابن رسول الله؟ فرمودند: برای اینکه امام ایشان از نظرها غایب خواهد گشت. عرض کردم، چرا امام ایشان غایب میشود؟ حضرت فرمودند: «برای اینکه وقتی با شمشیر قیام کند، بیعت هیچکس بر گردن او نباشد.
۲ـ ناگهانی بودن ظهور
یکی از سنّتهای الهی، هماره در بین ادیان مختلف این بوده است که برای انجام کارهای خوب و نیکو به آنها مهلت داده میشود و این خود از لطف و مرحمت الهی میباشد، چنانچه به قوم موسی (علیه السلام) و اقوام دیگر در دوری آن حجج الهی از مردم مهلت داده میشد تا آنان سیره آن حجت الهی و دستورات او را اجرا کنند و اگر در این مدّت، به وظایف و دستورات الهی عمل نمیکردند، با ظهور وعیدهای الهی که از قبل به آنان تفهیم شده بود، مهلت توبه و انابه از آنان گرفته میشود و دیگر راهی برای نجات نداشتند.
چنانچه قرآن کریم میفرماید: «یوم یأتی بعض ایات ربک لاینفع نفسا ایمانها لم تکن آمنت من قبل ارکسبت فی ایمانها خیراً» ؛ یعنی روزی که وعیدهای الهی محقق شود و ناگهان فرا رسد، هیچ ایمانی دیگر کارگر نمیشود مگر آنکه قبل از آن ایمان آورده باشند یا کارهای خوب انجام داده باشند.
ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نیز به طور ناگهانی صورت میگیرد تا همین سنّت لایتغیر الهی، تحقق پذیرد و به خاطر همین است که وقت ظهور را کسی جز خداوند متعال نمیداند تا بندگان بیشتر به سوی اعمال نیک، بشتابند.
چنانچه امام هشتم شیعیان میفرمایند: «بعد از امام حسن عسکری (علیه السلام)، حجت قائم امام است که اصل ایمان در زمان غیبت انتظار وی را میکشند و بعد از ظهور از وی فرمان برداری میکنند. اگر عمر دنیا جز یک روز باقی باشد، خداوند آن روز را چنان طولانی میکند تا او بیاید و جهان را بعد از اینکه پر از ظلم و جور شده است، از عدل پر میکند. نمیتوان وقت آن را تعیین کرد، پدرم از پدرش و آن حضرت از پدرانش از امام علی (علیه السلام) روایت کردهاند که از رسول خدا (صلی الله علیه و آله) سؤال شد، قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) که از نسل شماست کی ظهور میکند؟ فرمودند: «آمدن وی مانند آمدن روز رستاخیز است که جز خدا وقت آن را نمیداند. این مطلب در آسمانها و زمین، گران آمده و به طور ناگهانی و و بغته به سوی شما خواهد آمد.
۳ـ آزمون دشوار الهی در عصر غیبت
با جرأت میتوان گفت که تمامی زندگی مردم از ابتدای تولد تا جدایی آنان از این دنیا، یک آزمایش نسبت به اعمال و رفتار آنان میباشد و خداوند مدّتی را که، به بندگان وقت داده است تا در این دنیا زندگی کنند، در آن امواجی از سختی ها و بلاها را خواهند دید و با صحنههای گوناگون زندگی مواجه میشوند تا سره از ناسره تشخیص داده شود و بندگان خوب و شایسته الهی محک بخورند و لایق نعمتهای خاص الهی گردند
قرآن کریم در این باره میفرماید: «الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایّکم احسن عملاً»، خداوند مرگ و زندگی را برای این خلق کرده است که بندگان خوب شناخته شوند و مورد آزمایش قرار گیرند.
عدم حضور حجت الهی نیز خود یک آزمایش عظیم الهی میباشد که بنابر نص صریح روایات ما، عدهای در دین پا برجا میمانند و عدهای نیز در غفلت کامل دین خود را از دست داده یا در اصول و ارزشهای خویش، ضعیف میشوند، چنانکه عدهای خبر از عدم وجود آن حضرت میدهند و آن حضرت را زیر سؤال میبرند و عدهای کاملاً غرق در شهوات و مستیهای دنیوی میشوند و با تمام وجود با ارزشهای دینی مقابله میکنند و از هیچ کوششی دریغ نمیکنند.
از آن طرف شیعیان خالص حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مانند کوهی آهنین در پی تقویت ایمان خود بر میآیند و روز به روز اشتیاق آنان به آن حضرت بیشتر میگردد تا آن حضرت طلوع کند و بتوانند در خدمت آن حضرت به اصلاحات جهانی و اصلاح بشری بپردازند.
محمد بن ابی یعقوب بلخی میگوید: از حضرت امام رضا (علیه السلام) شنیدم که میفرمودند: «به زودی مردم مبتلا به آزمایش و امتحان سختی خواهند شد، به این معنا که به وسیله طفلکی که در شکم مادر و یا شیرخوار میباشد امتحان میشوند و کار به جایی میرسد که در ایام غیبت، میگویند حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) ناپدید شده و یا مرده است و دیگر امامی نیست، در حالی که پیغمبر خدا بارها (مانند مدتی که حضرت در غار حرا بودند و یا سه سال که در شعب ابی طالب بودند و یا سه روزی که در غار ثور بودند) از نظر مردم ناپدید میشوند، آگاه باشید که من هم به زودی وفات میکنم»
امید است که خداوند متعال همه ما را از شیعیان و دوستان واقعی امام رضا (علیه السلام) و یاوران واقعی امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قرار دهد.
برگرفته از سایت :راسخون
نقد دیدگاه ابن خلدون در احادیث مهدویت
طبق منابع و اخبار موجود، اکثریت قریب به اتفاق دانشمندان اهل سنّت، احادیث مربوط به حضرت مهدى (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را صحیح و مورد قبول مىدانند. اما تنى چند، آنها را رد نموده یا مورد تشکیک قرار دادهاند که از آن جمله «ابن خلدون» است.
وى مى گوید: در میان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست که در آخر الزمان حتماً مردى از خاندان پیامبر ظهور میکند و دین را تأیید و عدل و داد را آشکار مىسازد، مسلمانان از او پیروى مىکنند، وى بر تمام کشورهاى اسلامى تسلّط پیدا مىکند، این شخص مهدى نامیده مىشود و ظهور دجال و حوادث بعدى که از مقدمات مسلّم قیامت است، به دنبال قیام او خواهد بود، عیسى فرود مىآید و دجّال را مىکشد یا در قتل دجّال او را یارى میکند و عیسى پشت سر او نماز مى خواند...گروهى از پیشوایان حدیث، مانند: ترمذى، ابوداود، بزّاز، ابن ماجه، حاکم، طبرانى، ابو یَعلى، احادیث مربوط به مهدى را در کتابهاى خود به نقل از گروهى از صحابه مانند: على، ابن عباس، عبد الله بن عمر، طلحه، عبد الله بن مسعود، ابو هریره، أنس، ابو سعید خُدرى، أُمّ حبیبه، أُمّ سلمه، ثوبان، قرّة بن اًیاس، على هلالى، عبد الله بن حارث، آوردهاند؛ ولى چه بسا منکران این احادیث، در سند آنها مناقشه کنند در میان دانشمندان اهل حدیث معروف است که (جَرح) بر (تعدیل) [1] مقدّم است. بنابراین اگر ما، در بعضى از راویان این احادیث نقطه ضعفى از قبیل: غفلت، کم حافظگى، ضعف یا انحراف عقیده یافتیم، اصل حدیث از درجه اعتبار ساقط مىشود...[2]
وى آنگاه به نقل تعدادى از این احادیث و بررسى وضع راویان آنها پرداخته و برخى از آنها را غیر موثق اعلام نموده و اضافه مىکند: این است مجموع احادیثى که پیشوایان حدیث درباره مهدى و قیام او در آخر الزمان نقل کردهاند و چنانکه ملاحظه کردید، همه آنها جز مقدار بسیار کمى مخدوش است. [3]
این بود خلاصه و فشرده نظریه ابن خلدون درباره احادیث مربوط به مهدى منتظر (عجل الله تعالی فرجه الشریف)
دانشمندان صاحب نظر و متخصصان علم حدیث اعم از شیعه و سنى، سخنان وى را با دلائل روشن رد کرده و آن را بىپایه دانستهاند [4]
ولى ما، در اینجا به عنوان نمونه خلاصه سخنان (شیخ عبد المحسن عباد)، استاد و رئیس دانشگاه مدینه را نقل مىکنیم:
وى در کنفرانسى، زیر عنوان (عقیدة أهل السنّة و الأثر فى المهدى المنتظَر)، در ردّ نظریه ابن خلدون چنین مىگوید:
الف - اگر ابراز شک و تردید در مورد احادیث مهدى از طرف شخصى حدیث شناس بود، یک لغزش به شمار مىرفت،
چه رسد به مورّخانى که اهل تخصّص در علم حدیث نیستند. چه خوب گفته است (شیخ احمد شاکر): ابن خلدون چیزى را دنبال کرده است که به آن آگاهى ندارد و وارد میدانى شده است که مرد آن نیست. او در فصلى که در مقدمه خود به مهدى اختصاص داده، پریشان گویى عجیبى کرده و مرتکب اشتباهات روشنى شده است. اصولاً او متوجه نشده است که مقصود محدثان از این جمله که: (جرح بر تعدیل مقدّم است) چیست؟!
ب- وى در آغاز فصل مربوط به مهدى، چنین اعتراف کرده است: در میان مسلمانان در طول قرون و اعصار مشهور بوده و هست که در آخر الزمان حتماً مردى از خاندان پیامبر ظهور مىکند.
با اعتراف به اینکه موضوع قیام مهدى در میان تمام مسلمانان در طول قرون و اعصار امرى مشهور و مورد قبول بوده و هست، آیا صحیح است که او نیز این عقیده مشهور را مثل دیگران نپذیرد؟ آیا نظریه وى، با وجود اعتراف به اینکه همه مسلمانان بر خلاف او عقیده دارند، نوعى کجروى و تکروى نیست؟ آیا همه مسلمانان اشتباه کردهاند و فقط ابن خلدون درست فهیمده است؟!
اصولاً این موضوع اجتهادى نیست، بلکه یک موضوع نقلى و غیبى است و جایز نیست کسى آن را با دلیلى جز با کتاب خدا و سنت پیامبر (صلى الله علیه وآله) اثبات کند و دلیل مزبور در اینجا، نظریه مسلمانان را اثبات مىکند و آنان در این موضوع نقلى، داراى تخصص هستند.
ج - ابن خلدون پیش از نقد و بررسى این احادیث مىگوید: (اینک ما در اینجا احادیثى را که در این باره نقل شده، ذکر مىکنیم).[5] و پس از نقل احادیث مىگوید: (این است مجموع احادیثى که پیشوایان حدیث درباره مهدى و قیام او در آخر
الزمان نقل کردهاند). و در جاى دیگر مىگوید: (آنچه محدثان از روایات مهدى نقل کردهاند، ما همه را به قدر توان در اینجا آوردیم).[6] در حالى که وى بسیارى از احادیث مهدى را ناگفته گذاشته است، چنانکه این معنا با مراجعه به کتاب (العرف الوردى فى أخبار المهدى) تألیف (سیوطى) روشن مىگردد. همچنین او از حدیثى که با سند معتبر در کتاب (المناز المنیف) تألیف )ابن قیم) نقل شده، غفلت کرده است.
د- ابن خلدون تعدادى از این احادیث را نقل و به خاطر بعضى از راویان آنها در سند آنها اشکال مىکند، در حالى که راویان یاد شده، کسانى هستند که (بخارى) و (مسلم) یا حداقل یکى از آنها در صحیح خود از آنها نقل حدیث کردهاند و دانشمندان در سند آنها ایرادى نکردهاند.
ه- ابن خلدون اعتراف مىکند که تعداد کمى از احادیث مربوط به مهدى جاى هیچ نقد وایرادى از نظر سند ندارد.
بنابراین باید بگوییم: آن تعداد کم که به گفته وى مورد قبول است، براى اثبات مطلب کافى است و بقیه احادیث نیز مؤید آن تعداد خواهد بود. [7]
پینوشتها:
[1]. جرح و تعدیل از اصطلاحات علم حدیث شناسى است. مقصود از جرح این است که راوى یا راویان یک حدیث از طرف حدیث شناسان با تعبیراتى از قبیل: دروغگو، جاعل حدیث، اهل غلّو و تعبیرات دیگرى که در این علم مطرح شده، معرفى شود که طبعاً آن حدیث فاقد اعتبار خواهد بود و مقصود از تعدیل، این است که راوى به عنوان: شخص عادل، موثق و مانند اینها معرفى شود که طبعاً حدیث او مورد قبول خواهد بود. البته اینها معیارهاى جرح و تعدیل از دیدگاه دانشمندان شیعه است. دانشمندان اهل سنت نیز معیارهایى دارند که همه جا با معیارهاى شیعه یکسان نیست.
[2]. مقدمه، الطبعة الرابعة، بیروت، دار احیاء التراث العربى، ص ۳۱۱ -۳۱۲.
[3]. مقدمه، ص۳۲۲.
[4]. ر. ک به: دادگستر جهان، ص ۳۰ - ۴۹، مهدى انقلابى بزرگ، ص ۱۵۹ - ۱۶۵، منتخب الأثر، ص ۵ - ۶، پاورقى.
[5]. ص.۳۱۱.
[6].ص.۳۲۷.
[7]. سخنان مبسوط شیخ عبد المحسن عباد، در مجله الجامعة الاسلامیة چاپ (مدینه) مورخ ذیقعده ۱۳۸۸ ه. ق، شماره ۳، سال اوّل منتشر شده و ما آن را از: (موسوعة الامام المهدى) ج ۱ نقل کردیم.
منبع: سیره پیشوایان - مهدى پیشوایى
نحوه برخورد امام زمان هنگام ظهور با مردم با خشونت است یا رافت؟
شاید شما نیز این سخن و به عبارتی این شبهه را شنیده باشید كه می گویند: وقتی امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام كنند، مردمان بسیاری را می كشند؛ به گونهای كه سیل خون در زمین به راه میافتد و حتی انسانهای به دنیا آمده از نسل قاتلان امام حسین (علیه السلام) را هم به عنوان انتقام خون آن حضرت به قتل میرسانند، آیا این سخن حقیقت دارد؟ آیا به راستی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با ظهور خود با مردمان این گونه رفتار می کند؟ اگر آری، پس چگونه است که می گویند امام با مردمان با رحمت و رأفت برخورد می کند؟ تناقض این دو مسئله چگونه حل می شود؟
باید توجه داشت که امام واسطه فیض خداوند است كه به بركت وجود او بركات الهی شامل حال مردم میشود. زمین به بركت وجود امام، نعمتهای الهی مانند روییدنی ها و میوه ها و محصولاتش را در اختیار جهانیان قرار میدهد و آسمان، باران و سایر روزیها را بر آن ها نازل میكند و اگر لحظهای وجود امام از نظام آفرینش حذف شود، زمین اهل خود را هلاك می سازد. [1]
بنابراین چنین شخصیتی نمیتواند نسبت به مردم سختگیر، خشن، بیرحم و... باشد؛ بلكه همانگونه كه امام رضا (علیه السلام) در توصیف امام میفرماید: «[امام] انیس و دوست مردم است و همانند پدری دلسوز و برادری مهربان و مادری پرعاطفه نسبت به فرزند كوچكش به آتها مهر میورزد، امام به منزله یک پناهگاه امن برای مردم در هنگام وقوع پیشامدهای ناگوار است».[2]
بنابر روایات، آن حضرت در شرایطی ظهور میكند كه انسانها از جور و ستم حكومتهای ظالم و مكاتب دروغین مدعی نجات بخشی بشریت، به تنگ آمده و در نتیجه به بیراهه رفتنهای جامعه جهانی، دچار انواع بلاهای اجتماعی شدهاند. بحرانها و آشوبهای مختلف اجتماعی، در مجموع شرایطی را فراهم میكنند كه وقتی حضرت به اذن پروردگار عالم ظهور کرده و مردم را به سوی خود فرا میخوانند در كمترین زمان ممكن از سرتاسر عالم انسانهای عدالت خواه و تشنه امنیت و آسایش خود را به نزد آن حضرت میرسانند و لحظه به لحظه بر تعداد یاران وی افزوده میشود تا به آنجا كه در كمتر از یک سال به كمك خود مردم، حكومت عدل جهانی در سراسر كره زمین استقرار پیدا میكند و بساط ستم و ظلم و تعدی برچیده میشود و بشریت به آرزوی دیرینه خود كه همانا صلح و امنیت و آسایش كامل است، دست می یابد
این كار به راحتی هم انجام نمیگیرد، چه بسیار افرادی كه منافع نامشروع خود را در خطر دیده و به مخالفت با آن حضرت برمیخیزند و در صدد جنگ برمیآیند كه امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همانند همه اولیای الهی با شیوههای مختلف آنها را به راه راست فراخوانده، از وارد شدن به جنگ برحذر می دارد. در حدیثی از امام صادق (علیه السلام) میخوانیم: «مهدی آنان را با كلامی حكیمانه به پذیرش حق دعوت میكند و با زیباترین و شیرینترین سخنان، آنها را موعظه میكند كه بسیاری از آنها توجه كرده، به حق گردن مینهند و دست از مخالفت و ستمگری و تعدی بر میدارند».[3]
با این وجود باز افرادی خواهند بود كه بر عناد خویش اصرار ورزیده و بر موضع ظالمانه خود پافشاری میكنند؛ بنابراین امام در مقابل آنها به شیوههای قهرآمیز متوسل میشوند. همچنان که روایات بیانگر آن است كه آن حضرت از ظالمان و ستم پیشگان انتقام میگیرد تا جور و ستم را از ریشه بركند؛ شوكت و عظمت پوشالی سركشان را درهم شكند؛ كاخ شرک و نفاق را ویران سازد و شاخههای گمراهی و شقاوت و فسق و فجور را قطع كند.[4]
بررسی روایات در این زمینه بیانگر آن است که امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از ظهور، هرگز خود آغاز كننده جنگی نخواهد بود؛ بلکه جنگ و خونریزی عظیمی كه مطرح میشود، قبل از ظهور و به دست سران حكومتهای ظالم و استكباری به وجود میآید. هر چند امام در نتیجه عناد اهل باطل مجبور به مبارزه قهرآمیز با آنها میشود، اما ابتدا با حكمت و موعظه نیكو آنان را به پذیرش حق دعوت میكند و از مقابله با خود برحذر می دارد. آن گاه نیز که به جنگ میپردازد، تنها با طغیانگران و سركشان به مبارزه میپردازد تا دست از عناد بردارند و از هرگونه تعدی و ستم به دیگران خودداری كنند که این، همان روشی است كه همه انبیای الهی آن را به كار بستهاند؛ بدون اینكه كوچك ترین صدمه ای به انسانهای بیگناه و مستضعف وارد شود.
پینوشتها:
[1]. کلینی، كافی، ج 4، ص 577.
[2]. همان، ج 1، ص 200.
[3]. مجلسی، بحارالانوار، ج 53، ص 11.
[4]. موسوی اصفهانی، محمدتقی، مكیال المكارم، ج 1، ص 49؛ فیومی اصفهانی، جواد، صحیفه المهدی، ص 139.
معرفی کتاب «مکیال المکارم»
چکیده :
این کتاب، پژوهشی است درباره لزوم شناخت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دعا برای ایشان و فواید دنیایی و آخرتی آن که بر محور 1032 حدیث فراهم آمده است.
هدف نویسنده حق گزاری و شکر نعمت وجود امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و دیدن خوابی درباره نوشتن کتاب به همین نام، به دستور امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بوده است. وی معرفت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از لوازم ایمان شمرده و وجود او را منحصر به حضرت مهدی (علیه السلام) فرزند امام حسن عسکری (علیه السلام) دانسته و سپس به بیان انگیزههای دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پرداخته است.
در پایان نیز مکارم و فوایدی که از دعا برای ایشان نصیب انسان می شود، آمده است؛ همچنین اوقات و حالات دعا برای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و درخواست تعجیل ظهور ایشان از خداوند، چگونگی دعا برای تعجیل در فرج او و برخی دعاهای منقول از ائمه اطهار (علیهم السلام) در این خصوص و افعال و اعمالی که باعث نزدیکی انسان ها به او میشود، از دیگر سرفصلهای این کتاب است
شناسنامه کتاب:
مکیال المکارم در فوائد دعا برای حضرت قائم، ترجمه کتاب مکیال المکارم فی فوائد الدعاء للقائم است
پدیدآورنده : سید محمد تقی موسوی اصفهانی
مترجم : سید مهدی حائری قزوینی
ناشر : انتشارات مسجد مقدس جمکران
تعداد جلد : 2
محل چاپ : قم
چاپ : سرور
نوبت چاپ : دوم
تعداد صفحه : 312
زبان : فارسی
قطع : وزیری
جنس جلد : گالینگور
تاریخ نشر : پاییز 1383هـ . ش
شابک دوره: 96 - 2- 95- 6705 – 964
معرفی کتاب «خورشید پنهان»
چکیده کتاب خورشید پنهان:
عقیده به ظهور یک مصلح بزرگ آسمانی و امید به آیندهای روشن، كه در آن تاریكیها از پهنهی گیتی برچیده و ریشهی پلیدی، نادانی و گمراهی بركنده شود، منحصر به مسلمانان و شیعیان نیست بلكه باورهای همگانی، خواستهای فطری است كه همواره بین بیشتر ادیان و مذاهب مختلف جهان از جمله؛ زرتشتیان، یهودیان و مسیحیان وجود داشته است و همهی پیامبران به این منجی برگزیدهی جهانی بشارت دادهاند. پس این موضوع، یک عقیدهی مشترک دینی است كه از وحی سرچشمه گرفته و انتظار یک مصلح جهانی به طور قطع به معنای آمادهباش كامل فكری، اخلاقی، مادی و معنوی برای اصلاح همهی جهان است. اصلاح تمام كرهی زمین و پایان دادن به همهی ظلمها و نابسامانیها نمیتواند كار سادهای باشد، بدون تردید انتظار و امید به آیندهی بهتر ریشه در یک احساس فطری دارد كه آن، حركت به سوی كمال است و البته این احساس در انسانها به خاطر تفاوت دیدگاه آنها نسبت به این موضوع متفاوت خواهد بود. در كتاب پیش رو، نگارنده ظهور حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را از دیدگاه ادیان مختلف بررسی كرده است.
نام کتاب : خورشید پنهان
موضوع : مهدویت و انتظار
پدیدآورنده: هاشم سپهرکیا
ناشر: نشر اسماء
مشخصات نشر: 60 صفحه ـ رقعی (شومیز)
تاریخ نشر: 5 / 3 / 1387
چاپ: اول
تیراژ: 3000 نسخه
شابک: 4-95-6606-964
مقابله دستگاههای اطلاع رسانی یهودی و وهابی با مساله مهدویت
خداوند بلند مرتبه و بزرگ در كتاب گران قدر خويش ميفرمايد: «و قضينا إلي بني اسرائيل في الكتاب لتفسدّن في الأرض مرّتين و لتعلنّ علوّاً كبيراً فاذا جاء وعد اولاهما بعثنا عليكم عباداً لنا اُولي بأسٍ شديدٍ فجاسوا خلال الدّيار و كان وعداً مفعولاً»
و در كتاب [آسمانيشان] به فرزندان اسرائيل خبر داديم كه قطعاً دو بار در زمين فساد خواهيد كرد و قطعاً به سركشي بسيار بزرگي برخواهيد خاست ٭ پس آنگاه كه وعده نخستين آن دو فرارسد، بندگاني از خود را كه سخت نيرومندند بر شما ميگمارم تا ميان خانهها[يتان براي قتل و غارت شما] به جستجو درآيند و اين [تهديد] تحقق يافتني است.
كتابها و متون مختلف تأكيد ميكنند كه جبه يهود از جمله جبهههاي اثرگذار و فعّال در دنياي سياست به ويژه در منطقة خاورميانه خواهد بود. با اينكه يهوديان متحمّل سختترين شكستها در زمان پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) شدهاند و پس از آن ديگر تا مدتها هيچ گونه نقش فعّال و اثرگذاري نداشتهاند و به صورت اقليّتهايي در آمدهاند، با اين حال، پيامبر (صلی الله علیه و آله) در سخنان خود، در مورد آخرالزّمان دقيقاً تأكيد نمودهاند كه يهوديان در آينده داراي قدرت و نفوذ و توان زيادي خواهند شد، به همين دليل متون شريفه رسيده از اهل بيت (علیهم السلام) در مورد دجّال و شورش او، حاكي از آن است كه جنبش و شورش او، با گرايشهاي جنبشي لا اباليگري است كه هدف آن، از بين بردن تمام ارزشهاي موجود در جوامع و كشاندن اين جوامع به پرتگاه سقوط است و در رأس جبهة دجّال نيز يهوديان حضور دارند. تأكيد پيامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل بيت (علیهم السلام) در مورد نقش يهوديان در آخرالزّمان، يكي از اخبار غيبي است و خود، گواهي بر عظمت پيامبر و راست و درست بودن سخن ايشان است؛ زيرا ايشان از روي هوا و هوس سخن نميگفت و آن سخنان، چيزي جز وحي الهي نبود.
به همين دليل، چيزي كه باعث شد نگارنده به اين موضوع بپردازد، نفوذ و رخنة يهوديان در جوامع ما است كه روز به روز شاهد بروز و گسترش روز افزون آن هستيم. ما همواره ميبينيم كه از شبكههاي ماهوارهاي، برنامههاي عريانگرايي و فسق و فجور پخش ميشود و جدا از اين، فعاليتهاي ويرانگر بسيار زيادي وجود دارد كه اصل عقيدة اسلامي را نشانه گرفتهاند، مطالبي كه آنها در نشريات مختلف مينويسند، و به مسخره گرفتن دين اسلام و ... همه و همه از جملة اين موارد هستند. در اين بخش سعي خواهيم كرد بر مسئلة نقش دستگاههاي اطلاعرساني يهودي ضدّ مسئلة مهدويّت، پرتوافكني نماييم و آن را روشن سازيم. اميدواريم كه به نظر درست در اين مورد و حقيقت اين مسئله، هر چند به مقدار اندك رسيده باشيم.
1.يهوديان و پيشبيني آينده
ما پيوسته شاهد حوادث و رويدادهايي در كشورهاي مختلف هستيم و اخبار گوناگوني از آن را ميشنويم و اطلاع داريم كه چه چيزي بر كشورهاي جهان حاكم است و كشورهاي مختلف به چه سمت و سويي پيش ميروند. ما اكنون به خوبي معضل مفصّل كوركورانه گام برداشتن و پردهدري و لجام گسيختگي به معناي دقيق اين كلمات را در جوامع مختلف مشاهده ميكنيم.
بيگمان، اين خط، خطّ و جبهه مخالف و نقطة مقابل دين پاك اسلام و نقطة مقابل خطّ اهل بيت (علیه السلام) است كه امام مهدي (علیه السلام) زمان ظهور شريفشان در آن گام برميدارند و شكي نيست، امام مهدي (علیه السلام) براي گسترش دين اسلام در جاي جاي جهان تلاش خواهد كرد. روايات، اين دين را كه امام آن را در همه جا ميگستراند، «اسلام جديد» ناميدهاند، يعني امام ظهور خواهند كرد و مردم را دعوت به آن اسلامي ميكند كه پيامبر (صلی الله علیه و آله) آن را آورده است. به همين دليل، پيشبيني ميكنيم كه اسرائيل، با تلاش زياد، در پي آن است كه حركت و جنبش امام را در نطفه خفه كند و خود را براي مقابله با ايشان و جنبش مباركشان پس از ظهور آماده ميكند و سعي ميكند آتش جنگ با ايشان را بيفروزد، البته يهوديان وسيله و روشي كارآمدتر و اثرگذارتر از جنگ نظامي و كلاسيك و استفاده از ارتش براي اين كار يافتهاند و آن، سلاحِ سخنپراكني و تبليغات است. بيگمان، اسلحة سخنپراكني و تبليغات، بسيار قدرتمندتر از سلاحهاي كلاسيک و توپ و تفنگ و جنگ و خونريزي است.
آمارها و پژوهشها در دوران ما اشاره به اين دارد كه هر كس بر دستگاههاي اطلاعرساني و تبليغاتي سيطره داشته باشد، ميتواند حاكم مطلق جامعه و جهان باشد و حتّي ممكن است قدرت او از قدرت دولتها و كشورهاي قدرتمند نيز بيشتر باشد و البته يهوديان به خوبي از اين مسئله آگاه هستند. اين درحالي است كه مسلمانان در اين مورد، در خواب سنگين غفلت به سر ميبرند و سعي ميكنند از دسيسهچينيهاي اطراف خود چشمپوشي كنند؛ توطئهها و دسيسههايي كه هدف آن نابود كردن دين اسلام و گسترش نژادپرستي و قومگرايي و مذهبگرايي در ميان طيفهاي مختلف مسلمانان است.
به همين دليل، آنها دستگاههاي تبليغاتي و اطلاعرساني را بهترين وسيله و كارآمدترين ابزار براي نابود ساختن دين پاك محمّدي ديدهاند. آنها در اين راستا، بذر افكار مادّي را در ذهن مسلمانان ميكارند و اينگونه، مردم با تمام همّ و غم و حواسشان، متوجّه عالم مادّي و سرمايهداري ميشوند و پيوسته پريشان فكراند و اينگونه كم كم زنگار ماديات، روح پاك آنها را ميپوشاند و وجدان بيدار آنها را به خوابي عميق ميبرد. اين روش آنها بسيار موفقيتآميز بوده است. ما در جهان منحرفي زندگي ميكنيم و در اين جهان هويت وجودي انسان چيزي جز گرايشهاي مادي برنامهريزي شده نيست و عموماً همه رفتارهاي انسان با غريزه توجيه ميشود. به همين دليل، يهوديان اين شعارشان را مطرح كردند: «ما يهوديان، تنها سروران جهان و تنها مفسدان آن و محرّكان فتنهها در آن و جلّادان آن هستيم؛ دكتر يهودي، اسكار ليوي».
امروزه، ما در نقشة سياسي، قدرت اثرگذار يهوديان را كه بسيار سؤال برانگيز است، به خوبي مشاهده ميكنيم، چه كسي با يهوديان همكاري ميكند، يهودياني كه امروزه ششمين قدرت بلامنازع هستهاي جهان به شمار ميآيند.
آنها با پشتكار فراوان سعي ميكنند تمام ارزشها و باورهاي ديني اسلامي را نابود كنند. در پروتكل سيزدهم از پروتكلهاي دانشمندان صهيونيست آمده است: «ما بايد مردم را با وسايل و راههاي گوناگون به لهو و لعب بكشانيم. پس از آن، مردم به تدريج نعمت انديشة آزاد و مستقل را از دست ميدهند و همگي با ما همصدا ميشنوند، زيرا پس از آن، ما تنها اعضاي جامعهاي هستيم كه شايستگي ارائة برنامههاي فكري جديد را داريم و آنها پيرو ما ميشوند».
2.يهوديان و ساخت فيلمهاي توهينآميز نسبت به دين اسلام
افلاطون، فيلسوف شهير يوناني ميگويد: «كساني كه داستانها را روايت ميكنند، بر جوامع حكومت نيز ميكنند». او بر سيطرة داستانها و روايات خيالي در تكوين و جهتدهي فكر و انديشة جامعه و اعتقادات و باورهاي آن، تأكيد ميكند.
اين نكته، اصل و جوهري است كه حاكمان و بزرگان اوّلية هاليوود در سينما آن را به خوبي دريافته بودند و از آن به عنوان يك ابزار موفقيتآميز و بسيار قدرتمند و اثرگذار براي روايت داستانها و طرح انديشههاي مادي و توهين به دين اسلام و نابودي آن، استفاده كردند.
در تأكيد اين مطلب بايد گفت: در پروتكل دوازدهم دانشمندان يهود آمده است: «ما از طريق مطبوعات و روزنامهها، نفوذ قابل توجهي به دست آورديم. با اين حال، خود همچنان پشت پرده مانديم».
به همين دليل، يهوديان نقش مهم و غيرقابل انكاري در تسلّط بر همة وسايل اطلاعرساني، از سيما گرفته تا صدا و مطبوعات، بازي كردند. به عنوان نمونه، تاريخ، هيچ گاه رسوايي بيل كلينتون، رئيس جمهور آمريكا را فراموش نميكند و در حقيقت، دستان يهوديان در بر افروخته شدن آتش اين مسئله در كار بود و آنها بودند كه اين مطلب را در سطحي بسيار گسترده منتشر كردند.
مهمترين چيزي كه توجه و نگاه ما مسلمانان را به عنوان پيروان اهل بيت (علیهم السلام) به خود جلب ميكند، تأكيد بر يک نقه بينهايت مهم و بسيار حسّاس در اين دوران است. آن نقطه، حمايت از مسلمانان در مقابل وسايل اطلاعرساني و شبكههاي ماهوارهاي است، به ويژه پس از آنكه ما از تسلط يهوديان بر بيشتر وسايل اطلاعرساني و تلاشهاي پي در پي و خستگيناپذير و جدي آنها براي ترسيم تصويري نادرست و زشت از اسلام و مسلمانان، آگاه هستيم. اسكات. جي. سيمون يكي از پژوهشگران مشهور در مورد اين تصوير در كتابش تحت عنوان «عربها در هاليوود، تصويري كه آنها سزاوار آن نيستند» ميگويد: «صنعت فيلمسازي در هاليوود مسئول جا انداختن و القاي تصويري [زشت و نادرست] از عربها در ذهن ميليونها آمريكايي و ميليونها نفر در جهان غرب و در تمام جهان است».
عربها و مسلمانان در فن و تكنيك متنفر ساختن مردم از چيزي كه خود هاليوود مبتكر آن است، هدف قرار گرفتهاند و پيوسته آنها مظهر شرّ و بدي و خشونت و عقب ماندگي و جهل و غوطه خوردن در لذتجويي و بديها معرفي شدهاند. بنابراين، تصوير عربهاي مسلمان از چارچوب اين روش هدفمند و اين تصاوير خارج نشده و نخواهد شد؛ تصوير يك عرب بيابانگرد كه دائم در حال كوچ است و در كنارش شتر و چادر و در اطرافش بيابان بيآب و علف است يا يك عرب مسلمان غرق در لهو و لعب و لذتجويي و فساد و شرابخوار و معتاد به مشروبات الكلي يا شخصي بدون تمدن و فرهنگ كه حتّي آداب اخلاقي و رفتاري در راههاي عمومي و در رفتار با ديگران و حتّي آداب نظافت و غذا خوردن را نيز نميداند يا تصوير مسلماني تندرو و افراطي و خشك مغز كه چندين همسر با لباسهاي سياه و پوشيده دارد يا تصوير يك عرب نادان و ابله غربزده كه دائماً مات و مبهوت حيران تمدن غرب است. امّا بيشترين تصوير كه در ميان غربيها از مسلمانان گسترش يافته و مسلمانان را با آن ميشناسند، تصوير يک تروريست جنايتكار و رباينده هواپيما و كاميونها و منفجر كننده ساختمانها و قاتل بيگناهان است.
همچنين، هاليوود همواره تلاش ميكند در فيلمهاي خود صحنههايي داشته باشد كه در آن يک مسلمان با صداي بلند فرياد الله اكبر ميدهد يا يک مناره به نمايش در ميآيد يا صداي اذان به گوش ميرسد يا تصوير كعبه نشان داده ميشود.
با مطالعه و تحقيق در تاريخ هاليوود و فيلمهاي ضدّ اسلامي و ضدّ مسلمانان كه در آن ساخته شده، ميزان كينة يهوديان نسبت به اسلام مشخص ميشود.
در كتاب «عربها، قومي شرور و بد» شاهين بر مسئلة بد جلوه دادن عربها و مسلمانان در هاليوود اشاره ميكند و ميگويد: اين كار بر اساس اصول علمي و مسائل روانشناسي و سياسي بسيار دقيق و حساب شدهاي انجام ميگيرد. آنها كارشناساني دارند كه به خوبي از فرهنگ و زبان عربي، همچنين از تاريخ و سمبلهاي ديني مسلمانان و عربها آگاهي دارند، هاليوود از سال 1896م. تاكنون حدود 900 فيلم آمريكايي دربارة عربها و مسلمانان ساخته است.
نقطة عطف پرداختن به عربها در هاليوود، فيلم «اسير بيابانگرد بدوي» در سال 1912م. است. در اين فيلم يک سناريو وجود دارد كه دائماً تكرار ميشود و آن اينكه، گروهي از راهزنان بيابانگرد، يك زن سفيدپوست غربي كه نقش اوّل فيلم را دارد، ميربايند و در نتيجه، نيروهاي نظامي غربي براي نجات او به سرزمين عربها ميروند و او را نجات ميدهند.
جدا از اين، فيلمهاي ديگري در اين مورد ساخته شد، از جمله فيلم «ترانههاي عشق» در سال 1923م. عربها در اين فيلم اشخاصي بيابانگرد و داراي پوستي گندمگون و سبزه هستند كه از فرمانبرداري غربيها سر باز ميزنند و به گونهاي عجيب بر آنها شورش ميكنند و خود را با روشي زيركانه و مكّارانه، حاكم تمام شمال آفريقا قرار ميدهند.
در فيلم «قهوهخانه در قاهره»، سال 1924م. نيز عربها به صورت قاتلاتي نشان داده ميشوند. در اين فيلم يك عرب، يك مرد انگليسي و همسرش را به قتل ميرساند، امّا دختر اين خانواده را نجات ميدهد تا او را از آن خود سازد و او را به همسري خود برگزيند. البتّه نويسنده تلاش ميكند در اين مورد خود را بيطرف نشان دهد. فيلم «افتخار صحرا» 1928 م. به زندگينامة شخصي به نام قاسم بن علي ميپردازد. او رهبر قبيلهاي در صحرا است و يك مسئول فرانسوي و همسرش را دستگير ميكند تا آنها را شكنجه كند. در سالهاي آغازين دهة 30، تصويري كارتوني از عربها و مسلمانان در سينماي هاليوود حاكم شد. اين سالها، فيلمهايي ساخته شد كه در آن مسلمانان در ظاهر به صورت افرادي كه هواپيما ميربايند و تهديد به انفجار آن ميكنند، ظاهر شدند و آغاز اين جريان در فيلم «ارز سياه» در سال 1936 بود، پس از آن، تصوير مهاجر جنايتكار كه امنيت آمريكا را تهديد ميكند، در فيلم «گشتي راديو» 1937 نصيب مسلمانان و عربها شد. پس از آن مجموعة فيلمهايي ساخته شد كه مسلمانان در آن به عنوان تروريست و تشنة خون، به تصوير كشيده ميشدند. در دهة چهل و پنجاه قرن گذشته نيز هاليوود شاهد توليد بيش از 100 فيلم بود كه تصويري كارتوني و منفي از مسلمانان ارائه ميداد. اين فيلمها دقيقاً همزمان با كشف ميدانهاي بزرگ نفتي در كشورهاي اسلامي بود.
پس از اين «عربها و مسلمانان» شيوخ نفت معرفي ميشدند كه در چادرهاي خود در صحراها زندگي ميكردند و پشت چادرهاي آنها ماشينهاي ليموزين و شترها و زناني كه لباس سياه پوشيده بودند، وجود داشت يا در اين فيلمها نشان داده ميشود اين شيوخ در كشورهاي غربي به خوشگذراني و عيش و نوش مشغول شده و پولهاي خود را به پاي زنان بور و زيباي غربي ميريزند.
با رشد جنبش و جريان پان عربيسم و اوج گرفتن جنبشهاي آزاديبخش عربي، عربها، هم پيمان كمونيسم و دشمن سرسخت غرب معرفي شدند.
در آن زمان، فلسطينيها (تروريست) به صورت ربايندگان هواپيما در حدود 45 فيلم معرفي شدند و فيلم عروج (1960) كه پل نيومن در آن بازي ميكرد، يكي از آن گونه فيلمها است. حوادث اين فيلم در فلسطين در سال 1947 م. روي ميدهد. عربها در اين فيلم به صورت اشخاصي شرور و بد سيرت و هم پيمان نازيها معرفي ميشوند كه باعث به وجود آمدن فاجعههاي انساني بسياري در حقّ ديگران، به خصوص يهوديان ميشوند.
امّا در فيلم «زنداني» كه نيمة سال 1974 ساخته شد، ديويد جانسون قهرمان، براي كشتن تروريستهاي فلسطيني به نيروهاي اسرائيلي ميپيوندد.
انقلاب اسلامي و ايران و انقلابيون نيز در دهة هشتاد از نگاه هاليووديها دور نماندند. آنها تلاش كردند مسلمانان را به صورت اصولگراياني تروريست كه شعار مرگ بر اسرائيل، مرگ بر آمريكا و مرگ بر تمام دشمنان اسلام سر ميدهند، معرفي كنند. آنها اين اشخاص را به صورت كساني كه از دين براي توجيه اعمال خشونتآميز، هواپيماربايي، انفجار اماكن مختلف و تلاش حتّي براي به قتل رساندن رئيس جمهور آمريكا استفاده ميكنند، معرفي ميكنند.
در سال 2000 م. هاليوود، فيلم «قوانين ارتباط» را ساخت. اين فيلم، نژادپرستانهترين فيلم ضدّ مسلمانان و عربها توصيف شده است. در اين فيلم يمنيها به عنوان تروريستهايي معرفي ميشوند كه همانند ديوانگان در مقابل سفارت آمريكا، بر ضدّ آمريكا فرياد سر ميدهند و آن را سنگباران ميكنند و تفنگداران مارينز (نيروي دريايي) را كه تلاش ميكردند گروگانهاي داخل سفارت را آزاد كنند، ميكشند.
در گزارشي كه روجر دابسون در روزنامة انگليسي ايندپندنت، منتشر كرده، گفته است، در زماني كه ديدگاه مردم به طور كامل در مورد سرخپوستان تغيير كرده و با آنها به عنوان ساكنان اصلي و حقيقي آمريكا رفتار ميشود و همچنين در زماني كه پردههاي آهنين كمونيسم با فروپاشي اتّحاد جماهير شوروي، فرو افتاده است، اكنون تمام شرارتهاي مطلوب در فيلمهاي هاليوودي، به عربها نسبت داده ميشود.
دابسون اشاره ميكند، بسياري از فيلمهايي كه هاليوود از سالهاي پاياني دهة نود قرن گذشته تا سال 2006 توليد كرد مسلمانان تنها به صورت تروريستها يا ميلياردرهاي شرور معرفي ميشوند و زنان مسلمان نيز يا در فيلمهاي آنها خوانندهاند يا رقّاص رقصهاي شرقي، اين مسئلهاي است كه از زمان توليد فيلمهاي وسترن، كابويي و سرخپوستي، روي نداده بود؛ زيرا هاليوود، چنين دشمني گستردهاي را در مقابل هيچ گروه خاصّي آن گونه كه دابسون ميگويد، به چشم خود نديده بود.
شايد همة اينها انگيزههايي داشته كه باعث شده اين سازمان و دستگاه تبليغاتي جهاني تمام نيروهايشان را به كار گيرند تا عربها و مسلمانان را از چشم ميليونها نفر انسان در جهان كه با شور و شعف خاصّي فيلمهاي هاليوودي را دنبال ميكنند، بيندازد و اينجا نميتوان منكر دست داشتن يهوديان در اين كار شد. يهوديان با سينما و وسايل ارتباط جمعي و تبليغاتي آمريكا بازي ميكنند و آنها را در تسخير خود در آورده و از آن، در جهت منافع يهودي خود استفاده ميكنند. منافعي كه ريشه در دوران آغازين حكومت اسلامي توسط پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) دارد.
همچنين ميتوان نفوذ دستان آلوده يهوديان را در كارگرداني حوادث، در بياناتي كه در تاريخ 5 آوريل 1996، براندر نمايندة آمريكايي بر زبان آورد، لمس كرد. او در طيّ گفتوگويي در برنامه آمريكايي لاري كينگ شو كه تهيه كنندگي آن را لاري كينگ يهودي بر عهده داشت، به صورت زنده اعلام كرد كه «يهوديان بر هاليوود فرمانروايي ميكنند و آنها اكنون، مالک هاليوود هستند». اين گونه، طوفاني كه اين سخنان او به راه انداخت، وزيدن گرفت و سؤالات زيادي در مورد هاليوود و تصميم گيرندگان آن مطرح شد و بسياري از مردم سؤال ميكردند، چگونه ممكن است يک اقليت در آمريكا كه جمعيتشان بيش از دو و نيم درصد كلّ جمعيت آمريكا نيست، بتواند نه تنها بر صنعت سينما، بلكه بر تصميمگيريهاي سياسي ايالات متحده، تأثيرگذار و حاكم باشد.
در شمارة آگوست مجله «مومنت» كه به يك يهودي تعلّق دارد، مايكل مدفيد كه او نيز يک نويسنده يهودي است. سؤال ميكند، چگونه است و چه رازي در كار است كه تمام فيلمسازان و دستاندركاران اصلي سينما در آمريكا از يهوديان هستند؟ به نظر نگارنده، راز اين كار در اين نكته است كه آنها بسيار تمايل دارند بر عقل، انديشه و فكر عربها و مسلمانان حاكم شوند و بذر افكار و انديشههاي لااباليگري و فراماسونري را در ذهن و وجود آنها بكارند و مسلمانان را دچار پريشان فكري كنند و آنها را از دين دور كرده، در مرداب كفر و الحاد و رذايل اخلاقي غرق كنند. شايد يكي ديگر از اهداف آنها، ريشخند كردن به مسلمانان و به تمسخر گرفتن اسلام باشد.
اكنون، آنها مشغول به اجرا در آوردن طرحها و نقشههايي هستند كه در زمان حكومت پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نتوانستند آن را عملي كنند. آنها امروزه تلاش ميكنند آن را به روشهاي مختلف به مرحلة اجرا درآوردند. آن روش، سيطره بر حكومتها و مردم از طريق صنعت سينما و برخي دستگاههاي اطلاعرساني و تبليغاتي است و آنها با اين وسايل، اسلام را به صورت مستقيم يا غيرمستقيم، ديني تروريست پرور معرفي ميكنند.
اينجا بايد اشاره كرد كه سينماي صهيونيستي كه در طيّ سالهاي گذشته، خطر بزرگي براي مسائل اسلامي به وجود آورده، از بهرهبرداري از متغيرهاي بينالمللي اخير و آينده چشمپوشي نخواهد كرد و شايد به زودي شاهد فيلمهايي با گرايشهاي صهيونيستي باشيم كه به دين اسلام به عنوان دين ترور ميپردازد و در اين راستا از تبليغات آمريكا ضدّ اسلام و مسلمانان بهرهبرداري ميكند و از درك و فهم نادرست آمريكاييها و غربيها نسبت به اسلام و مسلمانان سوء استفاده كند، به ويژه پس از انفجارات نيويورك و واشنگتن در تاريخ 11/9/2000 و پس از حملات ستمگرانة آنان بر ضدّ اسلام، كه سازمانهاي يهودي و راستگراي آمريكا و اروپا از آن به دور نبودهاند.
كار به آنجا رسيده كه شايعاتي مبني بر اين وجود دارد كه قرار است هاريسون بازيگر نقش قهرمان فيلمي شود كه مربوط به زندگي پيامبر است و اين خبر در «روزنامه الاخبار المصريّـ[»، در تاريخ 28/1/2008 به چاپ رسيده و در مجلة الاهرام العربي در تاريخ 4/3/2000 بار ديگر اين خبر منتشر شده است.
اين گونه به نظر ميرسد كه هدف آنها از همه اين كارها، اهانت به پيامبر و زير سؤال بردن ايشان است و كاريكاتورهاي موهن نيز چيزي جز از اين قبيل كارها نيست كه سعي ميكند پيامبر اسلام را زير سؤال ببرند و اين خود مصداق بسيار روشني از اينگونه كارها است كه منشأ آن، يهوديان يا مسيحيان اصولگرا هستند كه باورهاي ديني مسلمانان را به ريشخند ميگيرند؛ زيرا آنها حقانيت دين اسلام و اينكه آن آخرين دين است و همچنين، حقيقت داشتن ظهور رهايي دهنده و نجاتبخش بشريّت را خوب ميدانند.
با در نظر گرفتن اين نكته، علّت تمايلات واقعي و پنهان اين حكومت كوچك براي تصاحب و در اختيار داشتن چنين زرّادخانة بزرگي از سلاحهاي اتمي، براي ما روشن ميشود.
آنها خود را براي جنگ بسيار بزرگ «آرمگدون»، آماده ميكنند. آنها پيش بيني ميكنند جنگ آرمگدون، جنگي همه جانبه و بزرگ و هستهاي خواهد بود كه با آن كشورهاي شرور از بين ميروند.
3. دستان آلوده وهابيت و سرمايهگذاري در هاليوود
نبايد فراموش كرد كه وهابيت چه نقشي در اهانت به دين اسلام و بد جلوه دادن آن با تلاشهاي بسيار جدّي آنها در ميان تمام مردم جهان، ايفا كرده است، آنها دين اسلام را به گونة ديني نژادپرستانه معرفي كردهاند كه پيروان آن بسيار متعصّب و خشک مغز هستند و از زنان سوءاستفاده ميكنند و ديگران را به ريشخند ميگيرند.
به همين دليل است كه ميبينيم دستان پليد وهابيت در ضربه زدن به دين اسلام به همراه وفادارترين همپيمان خود يعني يهوديان، نمود پيدا ميكند. شاهد اين مسئله، اين است كه رابرت مردوخ ميلياردر استراليايي، صاحب شبكة فاكس نيوز كه شبكهاي راست گرا و بسيار تندرو است، در خواب هم نميديد عربستانيهاي وهابي در امپراتوري اطلاعرساني و تبليغاتي او كه دشمني آن با اسلام زبانزد همه است و پيوسته بيقيد و شرط در تمام اخبار خود از اسرائيل حمايت ميكند، سرمايهگذاري كنند. وليد بن طلّال، اين رؤيا را تبديل به واقعيت كرد، اين در حالي بود كه علماي ديني و روشنفكران عربستان كه شيعيان را كافر به شمار ميآورند، تنها به خاطر اينكه شيعيان پيروان اهل بيتند، در اين مورد سكوت اختيار كردند. آنها در مورد شيعيان، فتواهاي عجيبي صادر ميكنند و حتّي ريختن خون شيعيان را مباح ميدانند و با خاك يكسان كردن قبرهاي امامان شيعيان را كاري پسنديده ميشمارند. در حالي كه در برابر اين معامله، سكوت مرگباري اختيار كردند.
شايان ذكر است كه شركت «المملكـة القابضة» كه وليد بن طلال يكي از شاهزادههاي سعودي، مالك آن است 7/30 درصد برابر با 6/2 ميليارد دلار از سهامهاي شركت «نيوز كورب» تابع شبكة «فاكس نيوز» و شبكههاي ديگر اين مجموعه را دارا است، شهروندان عربستاني در رياض و القصيم و مكّه ميتوانند براي خريد سهام شركت «المملكـ[ القابضـ[» نام نويسي كنند و سهام آن را خريداري كنند. اين شركت مستقيماً در شبكة فاكس نيوز و نيوز كورب سرمايهگذاري ميكند و وليد بن طلال رابطه مستقيم و گرمي با شريک خود رابرت مردوخ كه در نيويورک زندگي ميكند دارد و خريد و فروش سهامهاي شركت المملكـة القابض در حال انجام است.
شايان ذكر است از زماني كه وليد اقدام به خريداري سهام در شركت مردوخ كرده، شبكة فاكس نيوز و شبكههاي تابع آن، به طور كامل دست از انتقاد از خانواده سلطنتي عربستان و افراد خانوادة حاكم شسته و از ميزباني مخالفان يا منتقدان حكومت عربستان و سياستهاي آن، خودداري كردهاند. با اين حال، اين مجموعه، دست از حمله به اسلام و كمک به منافع يهوديان در هر موقعيتي و به هر شكلي بر نداشته است و ميتوان دريافت كه هدف آن، نابودي اسلام و بد و زشت و نادرست جلوه دادن تشيّع از طريق سرمايهگذاري در ايجاد فرقهها و عقايد مختلف كه بنيان جامعه را ويران ميسازد، است.
4. دستگاههاي اطلاعرساني و تبليغاتي يهودي ـ هاليوودي و سياست آمريكا
بسياري از منتقدان بر اين باورند كه هاليوود و واشنگتن از يک منبع تغذيه ميشوند و آن دو در يک خط و در جهت تحقق يک هدف مشترك تلاش ميكنند.
اين گونه به نظر ميآيد كه اين آمادگي زود هنگام به خاطر ترس از مجهولات آينده و سرنوشت حتمي و پيشبيني شده آنها به دست امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و حضرت عيسي (علیه السلام) است. در تفسير آيه «و إن من أهل الكتاب إلّا ليؤمننّ به قبل موته» آمده است. علي بن ابراهيم در تفسير خود با استناد به شهر بن حوشب گفته است: حجاج گفت، اي شهر، در كتاب خداوند آيهاي هست كه مرا رنجور ساخته است، پس حجاج گفت: من دستور ميدهم گردن مسيحيان و يهوديان را بزنند، سپس با چشمان خود مراقب آنها هستم، امّا نميبينم كسي از آنان به دين اسلام در آيد. او گفت: آنگونه كه شما آن را تأويل كرديد، نيست. او گفت: پس چگونه است؟ ابن حوشب گفت: حضرت عيسي (علیه السلام) پيش از روز قيامت در دنيا فرود ميآيد و هيچ يهودي و غيريهودي باقي نميماند مگر آنكه به او ايمان ميآورند و او پشت سر مهدي (علیه السلام) نماز ميگذارد.
جري فالويل در يك سخنراني در سال 1978 در اسرائيل گفت: خداوند آمريكا را دوست دارد؛ زيرا آمريكا اسرائيل را دوست دارد و در تجسّم بخشيدن به آنچه كه گفته شد، دستگاههاي اطلاعرساني و تبليغاتي و سينماي آمريكايي ـ يهودي نقش غيرقابل انكاري در مقدمه چيني براي وارد شدن به اين از طريق آماده ساختن امكانات و بودجة لازم براي مقابله با مسلمانان به رهبري امام مهدي(ع) كردهاند. تا آنجا كه آنها يك فيلم به نام آرمگدون ساختند كه شبكه MBC روز 12 جولاي سال 2006، آن را پخش كرد و بوس ويلز قهرمان اين فيلم است.
دكتر جک شاهين، مؤلف كتاب «عربها، قومي شرور و بد» دربارة اينكه هاليوود چگونه توانست يک امّت را بد و شرور جلوه دهد، ميگويد: مسئولان فيلمها در وزارت دفاع آمريكا (پنتاگون) پيوسته در پي تصويري خوب از خود در هاليوود هستند. دكتر شاهين در طيّ پژوهش خستگي ناپذير خود در سينماي آمريكا كه 20 سال زمان برده است، به اين حقيقت رسيده است كه پنتاگون و ارتش و نيروي دريايي و گارد ملّي آمريكا (FBI) همه در حال آماده ساختن خود بر اساس تفكر توليدكنندگان هاليوودي هستند و تلاش ميكنند فيلمهايي مردمي و قدرتمند و تأثيرگذار بسازند كه هدف از آن، تمجيد از آمريكا و ستايش از آن به خاطر پيروزي بر انواع شرها كه در مسلمانان نمود مييابد، است و در فيلمهايي مانند «اصول بازي» در سال 2000 و «دروغهايي واقعي» در سال 1994 م، «تصميمهاي نافذ» سال 1996، «حملة آزادي» سال 1998، FBI مستقيماً در آن شركت داشته و به توليد كنندگان اين فيلمها كمک كرده است. همچنين در فيلم «حصار»، سال 1998 كه داستان آن اين گونه است كه چند آمريكايي عرب تبار دست به حملة مسلّحانه در شهر مانهاتن ميزنند، نيز از اين قبيل است.
پس از حملات يازدهم سپتامبر، كميتهاي متشكل از مشاوران رئيس جمهور آمريكا، جورج بوش پسر و رهبران حزب او و توليدكنندگان و سازندگان بزرگ سينماي آمريكا بر ضرورت آماده ساختن ذهن و فكر و آراي عمومي براي ورود به جنگي طولاني مدت ضدّ تروريسم كه عربها و مسلمانان نماد آن به شمار ميآمدند، تأكيد كردند و اين گونه شد كه در صفحات تلويزيون و صفحات نمايش فيلمها و در جامعه، عربها و مسلمانان دشمن آمريكاييها معرفي شدند و جاي سرخپوستان و روسها و آلمانيها را گرفتند.
اينجا براي هر پژوهشگر روشن بيني كه تلاش ميكند به حقيقت برسد، روشن ميشود كه تمام اين اتّفاقات همه به خاطر در اختيار گرفتن تمام قدرتها و نيروها و تلاش براي مقابله با عربها و مسلمانان و پيروان اهل بيت (علیهم السلام)، به ويژه مقابله با كسي است كه حكومت حقّ و عدالت را بر پا ميدارد و حكومت جهاني را بنيانگذاري ميكند و او كسي جز امام مهدي (علیه السلام) نيست.
از جابر نقل شده است: مردي نزد امام صادق (علیه السلام) رفت. امام مطالبي بيان كرد سپس فرمود: «او (امام مهدي (علیه السلام)) تورات و ديگر كتابهاي آسماني را از غار انطاكيه خارج ميسازد و ميان اهل تورات با تورات و ميان اهل انجيل با انجيل و ميان اهل زبور با زبور حكم ميكند».
خاتمه
سخن اينكه ما با جنگي روبهرو هستيم كه بسيار سختتر و وحشتناکتر از جنگهاي كلاسيک است. اين جنگ، جنگ افكار و ارزشها و اعتقادات و باورها است. آنها تلاش ميكنند افكار و انديشهها و ايدههاي ويرانگر خود را به هر روش ممكن با كارتونها كه مخاطبان آن عموماً كودكان و نوجوانان هستند القا كنند، تا سرشت سالم و پاک ما را آلوده سازند و افكار مادّهگرايي و الحادي در آن تزريق كنند و ميخواهند اسلام و مسلمانان را نابود كنند. آنها به بزرگان اين دين، از جمله پيامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) و اهل بيت ايشان، حمله ميكنند و اين تنها يک علّت دارد، آن هم هراس آنها از اينكه مؤمنان وارث زمينند و اين كاري است كه امام مهدي (علیه السلام) كه با آنها با كتابشان احتجاج ميكند، به انجام ميرساند.
منبع:www. mouood.org