پیامبر اکرم (صلّی الله علیه و آله و سلم): براى شهادت حسین (علیه السلام)، حرارت و گرمایى در دلهاى مؤمنان است که هرگز سرد و خاموش نمى‌شود.

مراسم ختم قرآن کریم در قم

به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین عل

همایش جهانی مهدویت و انتظار

اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393

ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد

ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد.ایام سوگواری سر

  • مراسم ختم قرآن کریم در قم

  • همایش جهانی مهدویت و انتظار

  • ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان امام حسین علیه‌السلام بر تمام مسلمین جهان تسلیت باد

اخبار مرکز

  • مراسم ختم قرآن کریم در قم
    مراسم ختم قرآن کریم در قم نوشته شده در %ق ظ, %24 %393 %1394 %08:%تیر
    به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین علیه‌السلام.به مناسبت فرارسیدن سال روز شهادت امام حسین…
  • رونوشت از همایش جهانی مهدویت و انتظار
    رونوشت از همایش جهانی مهدویت و انتظار نوشته شده در %ق ظ, %12 %265 %1394 %05:%خرداد
    اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی بیست دوم بهمن ماه 1393 - سالن همایش های بن المللی صداوسیما.اولی الی…

برترین مطالب

رسانه منجی - صفحه اصلی

ارتباط تنگاتنگ امام مهدی با امام حسین (علیهما السلام)

بی‌تردید از ابتدای خلقت بشر تا سرانجام تاریخ بشریت دو طایفه حق و باطل با یکدیگر ارتباط تنگاتنگی دارند. حق مداران گذشته، همواره بسترسازان حق‌گرایان آینده‌اند و حق‌گرایان آینده، تداوم بخشان راه حق‌پرستان گذشته. بر همین اساس است سرنوشت در افتادگان از مسیر صراط مستقیم.

بنابراین پیروان حقیقت همواره با یکدیگر در ارتباطند. در این میان ارتباط حجت‌های به حق الهی در تداوم بخشی به حفظ مسیر صحیح هدایت و سعادت بشر بسیار عمیق‌تر و محکم‌تر است، چرا که هر نبی و ولی الهی با در نظر گرفتن شرایط عصری که در آن به سر می‌برد، راه انبیا و اولیای الهی پیش از خود را تداوم می‌بخشد. به عبارت دیگر، همه انبیا و اولیای الهی چراغ‌های نورانی هدایتند. با این تفاوت که هر کدام متناسب با شرایط زمانی و مکانی خود به نور افشانی می‌پردازند. در فرهنگ اسلامی، ائمه اطهار (علیهم السلام) به عنوان جانشینان پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) جملگی نور واحدند و هدف مشترکی را دنبال می‌کنند. وجود هر یک از آنان، همانند یک مشعل روشن و یا علم سرافراز، مسیر صحیح و کامل هدایت را به بندگان خدا نشان می‌دهد و آنان را از گرفتار شدن به ضلالت و گمراهی باز می‌دارد. با این همه، ارتباط و پیوستگی بعضی از آنان با هم یکدیگر از ویژگی و خصوصیت ممتازی برخوردار است که با نگاهی اجمالی این مهم بدست می‌آید. بی‌تردید ارتباط میان امام حسین (علیه السلام) با آخرین حجت الهی خود حضرت بقیة الله بسیار بارز و در خور تعمق است، چرا که بررسی ابعاد مختلف پیوند این دو حجت الهی به خوبی چگونگی فراهم شدن بستر حاکمیت احکام و ارزش‌های الهی در سراسر عالم را مشخص می‌کند. این مقاله در صدد بیان برخی پیوستگی‌های سید الشهدا با موعود بزرگ جهانی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است.

الف: امام مهدی از تبار امام حسین (علیهما السلام)

در مجموعه روایاتی که از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و ائمه اطهار (علیهم السلام) نقل شده، بارها تصریح شده است که منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) از نسل امام حسین (علیه السلام) است. پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) در یکی از روزهای آخر عمر مبارکشان در حالی که دستشان را به شانه امام حسین (علیه السلام) گذاشته بودند، خطاب به دختر بزرگوارشان حضرت زهرا (علیها السلام) فرمودند: مهدی این امت از نسل این فرزندم است. دنیا به پایان نخواهد رسید مگر مردی از اولاد امام حسین (علیه السلام) قیام کرده، جهان را پراز عدل و داد کند.[1]

در جای دیگر ضمن تعریف معرفی ائمه اطهار (علیهم السلام) می‌فرمایند: امامان پس از من دوازده نفرند که نه نفر از آنان از تبار فرزندم حسین هستند و نهمین نفرشان قائم است. این دوازده تن اهل بیت و عترت من هستند؛ گوشت آنها گوشت من و خون آنان از خون من است. [2]

امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب (علیه السلام) به حضرت ابا عبدالله فرمودند:

نهمین فرزند تو ای حسین قائم آل محمد (صلی الله علیه و آله) است. او دین خدا را آشکار ساخته و عدالت را در سرتاسر روی زمین حاکمیت خواهد بخشید. [3]

در این باره امام حسین (علیه السلام) نیز می‌فرمایند: نهمین فرزند من، قائم به حق است. خداوند به وسیله او زمین مرده را دوباره زنده خواهد ساخت و دین را حاکمیت خواهد بخشید. او حق را علی رغم میل مشرکان و دشمنان، احقاق خواهد کرد. [4]

ب. تحقق اهداف عاشورا با قیام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)

امام حسین (علیه السلام) با هدف زنده ساختن احکام قرآن و سنت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و از بین بردن بدعت‌هایی که در نتیجه کیمت بنی‌امیه در دین ایجاد شده بود، قیام کردند و در طول مسیر مدینه تا کربلا، ضمن اشاره به انگیزه قیامشان می‌فرمودند:

«من به منظور ایجاد اصلاح در امت جدم رسول خدا (صلی الله علیه و آله) قیام کرده‌ام. می‌خواهم امر به معرف و نهی از منکر کنم و به همان سیره و شیوه مرسوم جدم پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و پدرم علی بن ابیطالب (علیه السلام) عمل کنم. [5]

آن حضرت در نامه‌ای که به بزرگان قبایل بصره می‌نویسند، تصریح می‌کنند:

من شما را به کتاب خدا و سنت پیامبرش دعوت می‌کنم در شرایطی که ما زندگی می‌کنیم، به سنت رسول خدا (صلی الله علیه و آله) از بین رفته است و به جای آن بدعت و احکام و ارزش‌های غیر اسلامی نشسته است. اگر شما دعوت مرا بپذیرید و به یاری من برخیزید، شما را به راه راست و رستگاری هدایت خواهم کرد. [6]

از مجموعه این گونه بیانات امام حسین (علیه السلام) ، اهداف والای نهضت عاشورا به خوبی روشن می‌شود. احیای قرآن، احیای سنت نبوی و سیره علوی و از بین بردن کژی‌ها، و توان و حاکمیت بخشیدن به حق‌پرستان و نیز از بین بردن سلطه استبدادی حکومت ستمگران و تامین قسط و عدل در عرصه‌های اجتماعی و اقتصادی و... از جمله اهداف آن حضرت است.

حضرت علی بن ابیطالب (علیه السلام) در توصیف سیره حکومتی امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) می‌فرمایند:... هنگامی که دیگران هوای نفس را بر هدایت مقدم بدارند، او (مهدی موعود) امیال نفسانی را به هدایت بر می‌گرداند. در شرایطی که دیگران قرآن را با رای خود تفسیر و تاویل خواهند کرد. او آراء و عقاید را به قرآن باز می‌گرداند. همو به مردم نشان خواهد داد که چگونه می‌توان به سیره نیکوی عدالت رفتار کرد و تعالیم فراموش شده قرآن و سیره نبوی را زنده کرد. [7]

امام باقر (علیه السلام) می‌فرمایند:

قائم آل محمد، مردم را به سوی کتاب خدا، سنت پیامبر (صلی الله علیه و آله) و ولایت علی بن ابیطالب (علیه السلام) و بی‌زاری از دشمنان آنان دعوت خواهد کرد. [8]

امام صادق (علیه السلام) نیزدر همین زمنیه می‌فرمایند:

حضرت مهدی بدعت‌های ایجاد شده در دین را در سرتاسر جهان از بین خواهند برد و در مقابل، تک تک سنت‌های نبوی را به اجرا در خواهد آورد.[9]

ج. حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) منتقم خون امام حسین (علیه السلام)

یکی از القاب حضرت مهدی منتقم است. در توضیح علت نام‌گذاری این لقب بر آن حضرت، مطالب زیادی در سخنان اهل بیت وارد شده است. از جمله گفته شده است که از امام محمد باقر (علیه السلام) سؤال کردند به چه مناسبت فقط به آخرین حجت الهی قائم گفته می‌شود؟ امام در پاسخ فرمودند:

چون در آن ساعتی که دشمنان، جدم امام حسین (علیه السلام) را به قتل رساندند، فرشتگان با ناراحتی، در حالی که ناله سرداده بودند عرض کردند: پروردگارا! آیا از کسانی که برگزیده و فرزند برگزیده تو را ناجوان مردانه شهید کردند، در می‌گذری؟ خداوند در پاسخ آنان، به ایشان وحی فرستاد که ای فرشتگان من، سوگند به عزت و جلالم از آنان انتقام خواهم گرفت. هر چند پس از مدت زمانی زیاد. آن گاه خداوند متعال نور و شبح فرزندان امام حسین (علیه السلام) به آنان نشان داد و پس از اشاره به یکی از آنان که در حال قیام بود، فرمود: با این قائم از دشمنان حسین (علیه السلام) انتقام خواهم گرفت. [10]

در تفسیر آیه «و من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا»... هر کس مظلومانه کشته شود ما برای ولی او تسلطی بر ظالم قرار می‌دهیم.... از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است که مراد از مظلوم در این آیه، حضرت امام حسین (علیه السلام) است که مظلوم کشته شد و منظور از «جعلنا لولیه سلطانا» امام مهدی است.

امام باقر (علیه السلام) تصریح می‌کنند که ما اولیای دم امام حسین (علیه السلام) هستیم و هنگامی که قائم ما قیام کنند، پیگیر خون امام حسین (علیه السلام) خواهد کرد.

در دعای ندبه نیز به این حقیقت با این تعبیر تصریح شده است:

«این الطالب بدم المقتول بکربلا» کجاست آن عزیزی که پس از ظهورش، خون شهید مظلوم کربلا را از دشمنان باز پس بگیرد... [11]

همچنین روایت شده است که وقتی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) پس از ظهور، در ما بین رکن و مقام برای مردم خطبه خواهد خواند، در مهم‌ترین بخش از آن خطبه به صورت مکرر با نهایت اندوه و تاثر شهادت مظلومه امام حسین (علیه السلام) را مورد اشاره قرار خواهد داد. از جمله خواهد فرمود:

ای مردم جهان، منم امام قائم. منم شمشیر انتقام الهی که همه ستمگران را به سزای اعمال شان خواهم رساند و حق مظلومان را از آنان باز پس خواهم گرفت. ای اهل عالم! جدم حسین بن علی (علیهما السلام) را تشنه به شهادت رساندند و بدن مبارک او را به صورت عریان در روی خاک رها کردند. دشمنان از روی کینه توزی جدم حسین (علیه السلام) را ناجوانمردانه کشتند. [12]

همچنین روایات فراوانی رسیده که شعار یاران امام مهدی پس از ظهور، جمله بسیار الهام بخشی است و آن جمله عبارت است از:

ای باز خواست کنندگان خون حسین (علیه السلام) و منظور از آن، اشاره به این معناست که هنگام انتقام خون پاک امام حسین (علیه السلام) فرار رسیده است. [13]

د. مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همیشه به یاد حسین (علیه السلام)

از آنجا که امام حسین (علیه السلام) با تمام وجود همه توانمندی‌ها و سرمایه‌های خود را ایثار کرد تا اسلام را از خطر اساسی برهاند، آخرین حجت الهی نیز تصریح دارند که همواره به یاد ایثارگری و فدارکاری‌های آن حضرت است و شب و روز با یادآوری مصیبت‌هایی که بر ایشان روا داشته شده، خون گریه می‌کند.

در بخشی از زیارت ناحیه مقدسه در این باره می‌خوانیم:

... اگر روزگار وقت زندگی مرا از تو (ای حسین) به تاخیر انداخت و یاری و نصرت تو در کربلا در روز عاشورا نصیب من نشد، اینک من هر آینه صبح و شام به یاد مصیبت‌های تو ندبه می‌کنم و به جای اشک بر تو خون گریه می‌کنم!...

بی‌تردید این گونه تعابیر، نهایت محبت و دل بستگی حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) را به سید الشهدا (علیه السلام) نشان می‌دهد.

علاوه بر آنچه گذشت بر اساس روایات بسیاری که از حضرات معصومین (علیهم السلام) نقل شده است؛ در بسیاری از مسایل جزیی نیز امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) با امام حسین (علیه السلام) پیوستگی‌ها و ارتباطات قابل توجهی دارند که از آن جمله است:

1. روز ظهور امام مهدی مقارن با روز عاشورا است.

از امام باقر (علیه السلام) روایت شده است که قیام قائم آل محمد در روز شنبه که مصادف با روز عاشورا یعنی همان روزی که حضرت ابا عبدالله به شهادت رسیدند، خواهد بود. [14]

2. همان گونه که امام حسین (علیه السلام) نهضت خود را از مکه آغاز کردند، یعنی پس از خارج شدن از مدینه به مکه آمدند و از کنار بیت الله الحرام قیام خود را به مردم خبر دادند و به سمت کوفه حرکت کردند، از مجموعه روایات به خوبی روشن است که حضرت مهدی نیز از کنار بیت الله الحرام جهانیان را به بیعت با خود فراخواهد خواند و آن گاه حرکت‌های اصلاحی خود را آغاز خواهند کرد. در نهایت، مقر حکومتی خویش را در کوفه قرار خواهد داد.

3. حتی طنین صدای امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) همان طنین صدای امام حسین (علیه السلام) است. اگر پیام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف)  همان پیام حسین (علیه السلام) است که فریاد می‌زند: ای مردم! مگر نمی‌بینید به حق عمل نمی‌شود، از باطل کسی خودداری نمی‌کند... امر به معروف و نهی از منکر کنار گذاشته شده است و احکام الهی و سنن پیامبر (صلی الله علیه و آله) اشکارا هتک می‌شود و... این پیام و هشدار در لحظه ظهور با همان صدا به مردم جهان اعلام خواهد شد که امام حسین (علیه السلام) در روز عاشورا با همان لحن و آهنگ مردم را به تبعیت از حق و اعراض از بدی‌ها فراخواندند.

4. برخی از یاران امام حسین (علیه السلام) پس از رجعت در رکاب امام مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) به یاری آن حضرت خواهند پرداخت و حتی برخی از فرشتگانی که جزو اصحاب امام حسین (علیه السلام) بودند، در خدمت قائم آل محمد... خواهند بود.

 

پی نوشتها:

[1].مجلسی،  بحارالانوار ج 51، ص 91 .

[2]. اربلی، کشف الغمة ، ج 3، ص 294 .

[3]. منتخب الاثر، ص 467 .

[4]. اعلام الوری، ص 384 .

[5]. مجلسی، بحار الانوار، ج 45، ص 6 .

[6]. حیاة الامام الحسین (علیه السلام)، ج 2، ص 264 .

[7]. مجلسی، بحار الانوار، ج 51، ص 130 .

[8]. الزام الناصب، ص 177 .

[9]. سلیمان قندوزی، ینابیع المودة، ج 3، ص 62 .

[10]. دلائل الامامة، ص 239 .

[11]. دعای ندبه

[12]. الزام الناصب، ج 2، ص 282 .

[13]. النجم الثاقب، ص 469 .

[14]. مجلسی، بحار الانوار، ج 52، ص 285 .

 

 

 

%ق ظ، %29 %338 %1394 ساعت %07:%اسفند

ادعیه و زیارات امام زمان

دعاها و زيارتهاي مربوط به ساحت مقدس امام زمان (عجّل ‏اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف) و صاحب اختيار عوالم امكان، بخش مهمي از فرهنگ شيعه را به خود اختصاص داده است. اين گستردگي سرچشمه‌ای جز اين ندارد كه آن حضرت، خاتم اوصيا و اميد امتهاست و با امامتي كه تاكنون دوازده قرن از آن مي‏گذرد، نمونه‏اي در انبيا و امامان گذشته است.
جمع‏آوري و تدوين ادعيه و زيارات مربوط به آن حضرت به صورتهاي مختلفي تاكنون انجام شده و دايره وسيعي دارد. در اين نوشته به چند نمونه مشهور آنها اشاره مي‏شود و با برداشتهاي موضوعي و تلخيصي كه از مضامين آنها شده، آشنايي بيشتري با محتواي اين دعاها پيدا خواهيم كرد.
لازم به تذكر است كه دعا براي وجود شريف امام زمان (عجّل ‏اللّه‏ تعالي ‏فرجه الشریف)، در دعاهاي مخصوص به حضرت محدود نمي‏شود؛ بلكه در زيارات ائمه و اعمال شب و روز جمعه و حتي در دعاهاي نماز و غيره نيز به چشم مي‏خورد، كه در اين نوشته به آن موارد هم مراجعه شده است.
بخش اول
برداشتي از ادعيه و زيارات مربوط به امام زمان (عجّل‏ اللّه‏ تعالي ‏فرجه الشریف)، كه بيانگر محتواي آنهاست و آنچه ما بر زبان جاري مي‏كنيم و بايد به معناي آن توجه كنيم، بخش نخست اين نوشتار است كه بطور خلاصه و فهرست‏وار تقديم مي‏شود:
دعاهايي كه در مورد خود حضرت است
1. تعجيل در فرج و ظهور حضرت
اين مضمون بيش از مضامين ديگر در ادعيه و زيارات آمده است. در دعاها و زيارتهاي مربوط به امام زمان (عجّل‏ اللّه‏ تعالي‏ فرجه الشریف)، آنچه بيش از همه به چشم مي‏خورد، دعا براي تعجيل فرج و مقرر گشتن امر ظهور حضرت از جانب خداوند به عبارتهاي مختلف است. دعا براي تعجيل فرج گاهي به صورت تصريح و گاهي به صورت كنايه است مانند: عزّت مؤمنان و ذلت جباران، منافقان، كفار، معاندان، دشمنان، سلاطين، رقيبان حضرت و آنان كه سعي در خاموش نمودن نور حضرت و از ياد بردن ذكر او دارند.
ياري مؤمنان و سركوب دشمنان توسط حضرت، درخواست چشم روشني براي معصومين و ذريه آنها و نيز شيعيان، از خداوند كه اشاره به ظهور و فرج است؛ احياي دين و سنت و درستي تغيير يافته‏هاي قرآن و بازگرداندن احكام تغيير داده شده توسط حضرت، ظاهر شدن نور حضرت و برطرف شدن بدعتها و باطلها. گسترش عدل و داد به دست حضرت پس از شيوع ظلم و جور، ايجاد رعب و سيطره براي حضرت پس از ظهور، نشر علم و پاكسازي جهان از ضلالتها توسط حضرت، برطرف شدن تمامي مشكلات و غمهاي مؤمنان توسط حضرت، استقرار امنيت در همه جا توسط حضرت، هدايت تمامي بندگان به آن حضرت، جمع و يگانگي احزاب و فرقه‏هاي مختلف توسط حضرت و...
2. دعا براي سلامتي حضرت
در دعا براي سلامتي امام زمان (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، نيز گاهي تصريح به سلامتي و حفظ حضرت شده و گاهي به صورتهاي ديگر آمده است. از نمونه اين دعاها دفع حسد و شر حيله‏گران و ظالمان و جباران از حضرت است. سلامهايي كه به حضرت داده شده بسيار زياد است و همه حاوي مضامين بالا از عقايد شيعه در مورد آن حضرت و صفات و خصائص و ديگر جوانب او است. اين سلامها همه به منزله دعا براي سلامتي حضرت بوده و نيز اداي احترام و عرض ادب خدمت اوست.
در اين سلامها اشاره شده كه تحيتي از جانب خود انسان و نيز درخواست از خداوند است كه سلام جميع مؤمنين و مؤمنات از شرق و غرب عالم را به او برساند، حفظ حضرت از هر طرف و از هر جهت، حفظ پيامبراکرم (صلّي‏ اللّه‏ عليه‏ و آله) و ائمه، (عليهم‏ السلام)، به آن حضرت و درباره آن حضرت، دعا براي طول عمر و زينت زمين به بقاء حضرت به عبارات مختلف.
صلواتهايي كه در ادعيه و زيارات نسبت به حضرت آمده به انواع و اقسام و عبارات مختلف است و اكثرا همواره با صلوات بر پيامبراکرم (صلّي ‏اللّه‏ عليه ‏و آله) و ديگر معصومين، (عليهم ‏السلام)، آمده است.
دعاهايي كه در ارتباط غير مستقيم با حضرت است
1. دعا براي دوستان و ياوران و خدام آن حضرت
دعا براي دوستان و ياوران و زائرين حضرت نيز در ادعيه و زيارات به چشم مي‏خورد. مضاميني از قبيل كمک خواستن از خداوند و ياري حق تعالي براي آنها دعا براي اينكه خداوند آنها را دوست بدارد.
2. دعاهاي شخصي كه در رابطه با حضرت براي خود دعا مي‏نماييم
در ادعيه و زيارات مضاميني آمده كه دعا براي خود انسان در رابطه با امام زمان (عجّل ‏اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، است. از نمونه‏هاي آن موارد زير است:
از اعوان و انصار و ياران و ملازمان و محافظان و تابعين و دوستان و خونخواهان و خالصان و پيشروان در اداي اوامر حضرت و راضي و تسليم بودن نسبت به آن حضرت، از منتظران ظهور و فرج حضرت بودن، محشور گشتن در زمره آن حضرت و زير پرچم حضرت، در قيامت از ياران حضرت بودن، توفيق اداي حقوق آن حضرت، درك ظهور و زمان پس از ظهور حضرت و بازگشت و زنده شدن در صورت مرگ قبل از ظهور.
خداوند رأفت و رحمت و دعاهاي خير حضرت را به ما برساند، نماز ما را بخاطر او قبول كند، دعاي ما را به او مستجاب فرمايد، گناهان ما را به او ببخشد، رضايت او را بر ما منّت نهد، ما را به او ببخشد، رضايت او را بر ما منّت نهد، ما اجتهاد در طاعت او داشته باشيم و اجتناب از معصيت او كنيم.
برآوردن حوايج بخاطر او، توفيق زيارت حضرت به انواع آن و با عبارات مختلف، ثبات در متابعت حضرت و يقين در زمان غيبت بر وجود آن حضرت و مسأله ظهور، گرفته نشدن ياد او از ما، توفيق دعا براي حضرت، برطرف شدن شك و شبهه، دفع بلا از ما بخاطر آن حضرت.
آنچه آل محمد، (صلّي‏ اللّه‏ عليه ‏و آله)، را خوش آيد و آنچه دشمنانشان از آن حذر كنند از ما ببينند، خداوند ما را به محبت او منتفع سازد، دعا براي عود به زيارت حضرت، دوري از شک و شبهه در مورد حضرت و داشتن خلوص، دوري از كسالت و بيكاري، سلامتي در امتحان الهي، نرمي و خضوع باطني براي ولي امر خداوند، صبر در زمان غيبت و عجله نداشتن در امر ظهور.
3. دعا عليه دشمنان حضرت
در ادعيه و زيارات دعا بر عليه دشمنان و خواركنندگان حضرت نيز آمده است. مضاميني از قبيل خوار شدن خوار كنندگان (خاذلين) حضرت، دعا عليه انواع دشمنان حضرت، دعا براي اينكه خداوند دشمنانش را دشمن بدارد.
در ادعيه و زيارات مربوط به حضرت مضامين ديگري نيز آمده كه به آنها اشاره مي‏شود:
1. شكواي دل با خداوند و امام زمان، (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، از دشواريهاي زمانه و طولاني شدن غيبت و استغاثه به آنها، كه اكثرا با مضامين بالا و بصورت خطابي است، و گاهي كلماتي از قبيل «الغوث» و «ادركني» و «العجل» آمده است.
2. بيان فضائل و خصائص مظلوميت اهل‏بيت، (عليهم ‏السلام) و بخصوص امام ‏زمان (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)،
3. شهادت به اعتقادات درباره حضرت؛ از قبيل طول عمر حضرت و رجعت و عدل جهاني كه به دست او تحقق مي‏يابد.
4. تجديد بيعت و اعلام آمادگي براي جانفشاني و اطاعت از اوامر آن حضرت.
بخش دوم
برشمردن دعاها و زيارات مربوط امام عصر (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، و ذكر منابع آنها و فشرده‏اي از محتواي هر يك، بخش دوم اين نوشتار را تشكيل مي‏دهد.
1. دعاي ندبه
دعاي ندبه از اعمال سرداب مقدس امام زمان (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، و نيز از اعمال عيد فطر و روز جمعه است، و خواندن آن در همه اوقات مناسب است.
اين دعا گر چه مربوط به امام زمان (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، است، ولي مي‏توان گفت يك دور عقايد تشيع در آن آمده است.
در اين دعا ابتدا توحيد و سپس نبوت انبيا و پيامبر و بعد مسأله وصايت اميرالمؤمنين، (عليهم‏السلام) و فتنه‏هاي پس از پيامبراکرم (صلّي ‏اللّه‏ عليه‏ و آله)، آمده و پس از اشاره‏اي به ائمه، (عليهم‏السلام) موضوع امام زمان (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، آورده شده و درباره غيبت و ديگر جوانب مربوط به آن حضرت در قالب شكواي دل خطاب به حضرت آمده است و در آخر هم دعاهايي بسيار مختصر و جامع آمده است. [1]
2. دعاي عهد
از امام صادق (عليه‏السلام) روايت شده كه فرمودند:
هر كس چهل روز صبح هنگام، دعاي عهد را بخواند از ياران قائم ما است و اگر قبل از ظهور آن حضرت از دنيا برود خداوند او را در زمان ظهور از قبر بيرون مي‏آورد كه در خدمت حضرت باشد. خداوند به هر كلمه‏اي از اين دعا هزار حسنه عطا فرمايد و هزار گناه محو مي‏نمايد.
دعاي عهد ابتدا خداوند را به اسامي و صفات مي‏خواند و بعد صلوات بر امام زمان (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، است. سپس دعاهايي در مورد آن حضرت و فرج او و نيز حضور ما در زمان حضرت و ديدار روي حضرت دارد. [2]
3. زيارت آل ياسين
اين زيارت توقيعي است كه از ناحيه مقدس امام عصر (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، صادر گشته و حضرت مي‏فرمايند:
هر گاه خواستيد به ما توجه پيدا كنيد همانگونه كه خداوند فرمود بگوييد: سلام علي آل ياسين...
اين زيارت بسيار معتبر و پرمحتوي است و مي‏توان گفت: خلاصه‏اي از عقيده هر شيعه در زمان غيبت است و آنچه يک شيعه بايد در زمان غيبت بداند در آن آمده است.
در اين زيارت ابتدا سلامهاي متعددي با مضامين بالا، خطاب به امام زمان، (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف) آمده و سپس حضرت را براي عقايد قلبي خود از اقرار به ائمه (عليهم‏السلام) و ديگر عقايد تشيع شاهد مي‏گيرد.
در دعاي بعد از زيارت آل‏ياسين هم پس از صلوات بر پيامبر، دعاهايي در مورد دعا كننده دارد و بعد صلوات بر حضرت حجت، با القاب مخصوص است و بعد دعاهايي در مورد حفظ و فرج و تأييد و ظهور حضرت و درباره شيعيان آمده است. [3]
4. زيارت حضرت در حرم سامرا
زيارتي است كه شهيد در مزار خود و نيز ابن مشهدي در المزار الكبير آورده‏اند:
هنگامي كه از زيارت دو امام در سامرا فارغ شدي بر در حرم امام زمان، (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف) بايست و بگو: السلام عليك يا خليفة ‏الله و... سپس بر در سرداب غيبت بين دو درب بايست در حالي كه...
اين زيارت ابتدا سلامهاي متعددي با مضاميني بسيار سنگين دارد كه حاوي فضائل و خصايص حضرت و پاره‏اي از اعتقادات شيعه است و بعد شهادت به جوانب مختلف حضرت و مطالبي در مورد ظهور و بعد از ظهور خطاب به آن حضرت است و در آخر صلوات بر پيامبر و آل آن حضرت و دعا براي تعجيل فرج به چند شكل و براي ياري خداوند بوسيله حضرت و احياي دين توسط حضرت و ايجاد امنيت توسط حضرت و برپايي عدل و برطرف شدن ظلم توسط حضرت است و به صلوات ختم مي‏شود. [4]
5. زيارت امام زمان (عليه‏السلام) در سرداب مقدس
زيارتي است كه شهيد در مزار و ابن المشهدي در المزار الكبير آورده‏اند كه هنگام داخل شدن در سرداب خوانده مي‏شود و بعد از زيارت دوازده ركعت نماز دارد و بعد دعاي «الهي عظم البلاء...» خوانده مي‏شود.
اين زيارت هم سلامهايي بسيار جامع و كامل دارد كه غير از معصوم (عليه‏السلام) ديگري نمي‏تواند آن كلمات را بيان فرمايد و در آخر حضرت را بر عقايد قلبي خود شاهد مي‏گيرد و دعايي كوتاه در آخر دارد، و پس از آن نماز و صلواتي با عباراتي سنگين براي حضرت آمده است. [5]
6. صلوات بر امام زمان
صلواتي است شامل درود بر آن حضرت و دعا براي ظهور او به عبارتهاي مختلف و همچنين دعا براي بعد از ظهور حضرت است كه همان كارها و برنامه‏هاي حضرت است. [6]
7. زيارت حضرت پس از نماز صبح
زيارتي است كه هر روز پس از نماز صبح خوانده مي‏شود. در اين زيارت از خدا طلب صلوات بر حضرت از سوي جميع مؤمنين مي‏نمايد و همچنين تجديد بيعت با حضرت و دعا براي خود كه از ياران حضرت و اطرافيان و نگهبانان و شهيدان در ركاب حضرت باشيم. [7]
8. دعا در زمان غيبت
دعايي است كه در زمان غيبت خوانده مي‏شود و به گفته شهيد و ابن مشهدي از ناحيه خود حضرت وارد شده و اين دعا بعد از اعمال سرداب نيز خوانده مي‏شود.
در اين دعا ابتدا شكايت به خداوند از زمان غيبت آمده و پس از صلوات دعا براي فرج و استغاثه به پيامبر و اميرالمؤمنين (عليهم ‏السلام) و بعد استغاثه به امام زمان (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، است. [8]
9. زيارت امام زمان در روز جمعه
زيارتي است كه در روز جمعه) وارد شده است.
اين زيارت ابتدا سلامهايي است متعدد كه همه حاوي صفات و خصايص و فضايل حضرت و گاهي حاوي دعاي براي فرج و ديگر جوانب حضرت است و سپس ذكر صلوات آمده و دعا براي خود كه از منتظران و ياران و شهيدان و دوستان حضرت باشيم. بعد از آن خطاب به حضرت درد دل و شكوايي دارد. [9]
10. دعا براي حضرت در شب نيمه شعبان
دعايي است كه در شب نيمه شعبان خوانده مي‏شود. در اين دعا خداوند را بحق مولود نيمه شعبان قسم مي‏دهد و القاب و فضايل حضرت و بعد صلوات بر حضرت آمده و دعا براي حضور در ظهور حضرت و از ياران آن حضرت بودن و در آخر صلوات بر ايشان و لعن بر دشمنان ايشان ذكر شده است. [10]
11. دعا براي امام زمان در روز جمعه
اين دعا در اصل صلواتي است كه در اعمال روز جمعه وارد شده است. ابتدا صلوات‌هايي بر پيامبر و اميرالمؤمنين و ائمه (عليهم‏ السلام) و بعد صلواتي بر همه معصومين است. سپس صلوات بر امام زمان (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، است و بعد دعا براي طول عمر حضرت و حفظ حضرت از انواع شرور و دعا براي رعيت و شيعيان حضرت و دعا براي فرج و ظهور حضرت به انواع مختلف و در آخر صلواتي بر پنج تن و امام زمان (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، آمده است. [11]
12. دعا براي امام زمان در سرداب مقدس
اين دعا از امام رضا (عليه‏السلام) نقل شده و در اعمال سرداب مقدس آمده است. ابتدا دعا براي سلامتي حضرت با القاب خاص آمده و حفظ از شرور و تأييد آن حضرت از جانب خداوند و دعا براي فرج و ظهور حضرت و انواع دعا عليه دشمنان امام زمان و اقرار به صفات حضرت و دعا براي خود نسبت به حضرت و نيز دعاهايي كلي براي خود انسان و در آخر صلوات بر ائمه (عليهم ‏السلام) و اقرار به فضايل و خصايص اهل‏بيت (عليهم ‏السلام) آمده است. [12]
13. دعا براي امام زمان در زمان غيبت
دعايي كه ابوعمرو، عثمان بن سعيد عَمري، اولين نائب از نوّاب اربعه زمان در غيبت صغري خوانده و ابوعلي محمدبن همام شنيده و او را امر نموده كه اين دعا را بخواند، و سيد بن طاووس نيز فرموده كه ما اين دعا را از فضل خدا مي‏دانيم.
در ابتداي اين دعا جمله «اللهم عرّفني نفسک...» آمده و سپس به حقانیت پيامبر و ائمه (عليهم ‏السلام) شهادت داده و بعد دعا براي سلامتي امام زمان (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)  و دعا براي طول عمر حضرت است و در همه اينها معارف بالايي درباره آن حضرت آورده است. سپس دعا براي خودمان از قبيل يقين و حالت انتظار و تسليم در مقابل حضرت و از ياران حضرت بودن آمده است. بعد از آن دعا براي فرج و لعن بر دشمنان حضرت و دعا براي بعد از ظهور حضرت و صلوات بر ائمه (عليهم ‏السلام) و سپس شكايت از زمان و دعا عليه دشمنان حضرت و نيز تحقق يافتن تمام خوبيها توسط حضرت آمده است. [13]
اميد است اين مختصر انس دلهايي باشد كه در عصر غيبت، انيسي جز مولايشان براي دل خود ندارند و با آنچه به عنوان خطاب با حضرت ولي عصر (عجّل‏ اللّه ‏تعالي ‏فرجه الشریف)، بر زبان مي‏آورند، از اعماق وجود آن محبوب دلها را دعا كنند و از دور و نزديک سلامش نمايند و بر او درود فرستند.
نويسنده: محمد انصاري زنجاني



پي‏‌نوشتها:
.[1] ر.ک: كتاب محمد بن حسين بن سفيان بزوفري (خطي)؛ المزار القديم، راوندي (م 573 ق.)؛ المزار الكبير، محمدبن مشهدي (م قرن 6)؛ جمال‏الاسبوع، سيد بن طاووس، ص553؛ الاقبال بالاعمال، سيد بن طاووس، ص295، ب87، دعا بعد صلاة عيد الفطر؛ مصباح‏الزائر، سيد بن طاووس، ص446، اعمال سرداب؛ بحارالانوار، محمدباقر مجلسي، ج102، ص111؛ زادالمعاد، محمدباقر مجلسي، ب11، زيارت صاحب‏الزمان.
[2]. ر.ک: مصباح‏الزائر، سيد بن طاووس، ص235، 236؛ بحارالانوار، ج53، ص95، ح111؛ ج102، ص111؛ مفاتيح‏الجنان، ص539 ـ 540.
[3]. ر.ك: الاحتجاج، طبرسي، ج2، ص316 ـ 318؛بحارالانوار، ج53، ص171، ح57؛ ج94، ص3؛  ج102، ص81، ح1؛ مفاتيح‏الجنان، ص523ـ525.
[4]. ر.ك: المزار الكبير، ابن مشهدي، ص194 ـ 196؛ مزار شهيد، ص62 ـ 63؛ بحارالانوار، ج102، ص116 ـ 118؛ مفاتيح‏الجنان، ص526 ـ 529.
[5]. ر.ك: المزار الكبير، ابن مشهدي، ص196؛ مزار شهيد، ص64 ـ 65؛ مصباح الزائر، سيد بن طاووس، ص228، 229؛ بحارالانوار، ج102، ص101 ـ 109؛ مفاتيح‏الجنان، ص529 ـ 531.
[6]. ر.ك: مصباح الزائر، سيد بن طاووس، ص228، 229؛ بحارالانوار، ج102، ص102؛ مفاتيح‏الجنان، ص531.
[7]. ر.ك: مصباح الزائر، سيد بن طاووس، ص228، 229؛ بحارالانوار، ج102، ص110؛ مفاتيح‏الجنان، ص538 ـ 539.
[8]. ر.ك: المزار الكبير، محمد ابن مشهدي، ص196؛ مزار شهيد، ص64، 65؛ بحارالانوار، ج102، ص119؛ مفاتيح‏الجنان، ص531 ـ 532، شبيه آن در ص115 ـ 116، و نيز دعاي بعد از نماز امام زمان در بحارالانوار، ج91، ص190 و مفاتيح الجنان، ص45 ـ 46.
[9]. ر.ك: بحارالانوار، ج102، ص215؛ مفاتيح‏الجنان، ص59 ـ 60.
[10]. ر.ك: الاقبال بالاعمال، سيد بن طاووس، ص705 ـ 706؛ مفاتيح‏الجنان، ص59 ـ 60.
[11]. ر.ك: الغيبة، شيخ طوسي، ص177؛ جمال‏الاسبوع، سيدبن طاووس، ص494 ـ 504؛ بحارالانوار، ج52، ص17 ـ 22، ج94، ص181؛ مفاتيح‏الجنان، ص51 ـ 53.
[12]. ر.ك: المصباح، كفعمي، ص548؛ مصباح الزائر، سيد بن طاووس، ص226، 227؛ جمال‏الاسبوع، سيد بن طاووس، ص506 ـ 511؛ بحارالانوار، ج95، ص330، ح4؛ ج102، ص111؛ بحارالانوار، ج95، ص332، ح5؛ مفاتيح‏الجنان، ص541 ـ 543.
[13]. ر.ك: كمال‏الدين، شيخ صدوق، ج2، ص190؛ مصباح الزائر، سيد بن طاووس، ص220 ـ 223؛ جمال‏الاسبوع، سيد بن طاووس، ص521 ـ 529؛ بحارالانوار، ج53، ص187، ح18؛ ج5، ص327، ح3؛ ج102، ص89؛ مفاتيح‏الجنان، ص588 ـ 591.

%ب ظ، %28 %649 %1394 ساعت %14:%اسفند

ویژگی‌های رجعت‌کنندگان

از ميان روايات فراوان، مي‌توان اين مطالب را درباره رجعت بيان کرد.
1- رجعت از روزهاي بزرگ و مهم عالم است که از آن در قرآن به «ايام الله» [روزهاي خدا] ياد شده است.
امام صادق (عليه السلام) در این باره می‌فرمایند:
ايام الله سه روز است: روز قيام قائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) روز رجعت و روز قيامت.[1]
2- اعتقاد به رجعت از نشانه‌هاي شيعيان اهل بيت (عليه السلام) است.
امام صادق (عليه السلام) در این باره می‌فرمایند:
از ما نيست کسي که به رجعت ما ايمان نداشته باشد. [2]
3- رجعت براي همه مردم نيست؛ بلکه مخصوص مؤمنان خالص و کفار و منافقان خالص است. [3]
4- از جمله مؤمنان رجعت کننده، پيامبران و امامان معصوم (عليهم السلام) هستند و اولين امامي که در زمان رجعت و پس از امام مهدي (عليه السلام) حکومت عدل جهاني را بر عهده مي‌گيرد، حضرت امام حسين (عليه السلام) است که سال‌هاي بسيار حکومت خواهد کرد.[4]
5- براي همه مومنان و منتظران واقعي ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) که پيش از ظهور آن عزيز از دنيا رفتند، امکان رجعت به دنيا و ياري آن امام وجود دارد.
از امام صادق (عليه السلام) روايت شده که هر کس چهل بامداد خدا را با [دعاي] عهد بخواند از ياوران قائم، خواهد بود و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداوند او را از قبرش بيرون آورد [و قائم (عليه السلام) را ياري دهد] [5]
6- کفار و منافقان هرگز به ميل و ارادۀ خود به دنيا باز نمي‌گردند بلکه از روي اجبار به رجعت تن مي‌دهند ولي رجعت مؤمنين اختياري به نظر مي‌رسد. امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايد: هنگامي که حضرت مهدي (عليه السلام) قيام کند، مأمورين الهي در قبر با اشخاص مؤمن تماس مي‌گيرند و به آنها مي‌گويند: ‌اي بندۀ خدا! مولايت ظهور کرده است اگر مي‌خواهي به او بپيوندي آزاد هستي و اگر مي‌خواهي در نعمت‌هاي الهي (برزخي) متنعم بماني باز هم آزاد هستي. [6]
رجعت‌كنندگان
بر اساس روايات، گروه پيامبران (عليهم السلام)، امامان معصوم (عليهم السلام)، مؤمنان خالص و نيز كفار خالص، از جمله كساني هستند كه در زمان رجعت، به اين دنيا باز مي‌گردند.
1- رجعت پيامبران و امامان (عليهم السلام)
روايات مربوط به انبياء (عليهم السلام)
الف): رواياتي كه بطور عام از بازگشت پيامبران و ائمه (عليهم السلام) سخن به ميان آورده‌اند مثل كلام امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيه «اناّ لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَ الَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يوْمَ يقُومُ الْأَشْهَادُ».
به خدا سوگند اين آيه در زمان رجعتT عملي خواهند شد. آيا نمي‌دانيد كه پيامبران (عليهم السلام) در دنيا ياري نشدند و كشته شدند و نيز ائمه (عليهم السلام) كشته شدند اما اين ياري و پيروزي در رجعت تحقق خواهند يافت. [7]
ب): رواياتي كه با ذكر عدد، رجعت انبياء را ياد آور شده است.
امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايد: هنگامي كه امام حسين (عليه السلام) همراه با ياران شهيدش رجعت مي‌كنند، هفتاد نفر از پيامبران نيز با او رجعت مي‌نمايند چنانكه با موسي بن عمران هفتاد نفر از پيامبران همراه بودند. [8]
ج) رواياتي كه بطور خاص از رجعت بعضي از پيامبران و امامان (عليهم السلام) با ذكر نام آنان، سخن به ميان آورده‌اند.
امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايد: «همانا دانيال و يونس (عليهما السلام) هر دو در زمان رجعت اميرالمؤمين (عليه السلام) به دنيا باز مي‌گردند و اقرار به رسالت پيامبر (صلي الله عليه و آله) مي‌نمايند و همراه آنان هفتاد نفر برانگيخته مي‌شوند.» [9]
امام زين العابدين (عليه السلام) مي‌فرمايد: «يرجع اليكم بينكم و اميرالمؤمنين و الائمه» [10]؛ پيامبر شما و اميرالمؤمنين و امامان معصوم (عليهم السلام) به سوي شما مجدداً باز مي‌گردند.
اولين فرد رجعت كننده كيست؟
امام صادق (عليه السلام) مي‌فرمايد: «اول من يرجع الي الدنيا الحسين بن علي» [11]؛ اولين كسي كه به دنيا باز مي‌گردد، حسين بن علي (عليه السلام) است.
د): رواياتي كه از بازگشت افراد صالح از امت‌هاي گذشته و امت اسلام، خبر داده‌اند. بر اساس اين روايات از ميان امت‌هاي پيشين رجعت اصحاب كهف و مؤمن آل‌فرعون نام برده شده است. همچنين از ميان اصحاب پيامبر (صلي الله عليه و آله) و ائمه (عليهم السلام) افرادي مثل: سلمان فارسي، مقدار، مالک اشتر، ابو دجانه انصاري، مفضل بن عمر، عبدالله بن شريک عامري، اسماعيل بن جعفر (عليه السلام)، حارث، عقيل، جبير و... نام برده شده است. [12]


پي‌نوشت‌ها:
[1]. بحارالانوار، ج53، ص 63، ح53.
[2]. همان، ص92، ح101.
[3]. بحارالانوار، ج53، ص 39، ح1.
[4]. همان، ص 46 ، ح19.
[5]. ر.ک به مفاتیح الجنان، دعای عهد.
[6]. بحارالانوار، ج53، ص 95.
[7]. معجم احاديث الامام المهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) ج5، ص384.
[8]. همان، ج3، ص89.
[9]. بحارالانوار، ج53، ص62.
[10]. معجم احاديث الامام المهدي، ج5، ص327.
[11]. بحارالانوار، ج5، ص90.
[12]. الشيعة و الرجعة، ج1، ص158، چشم اندازي به حكومت حضرت مهدي (عليه السلام)، ص95.

%ب ظ، %28 %622 %1394 ساعت %13:%اسفند

پیشینه اعتقاد به رجعت

واژه «رجعت» در کتاب هاي لغت، به معني برگشت آمده است. هر چند برخي بزرگان لغت، اين معنا را با تعبير متفاوتي نوشته‌اند.
معناي اصطلاحي آن، اعتقاد به بازگشت دو گروه از مردگان مؤمن محض و کافر محض پس از ظهور حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است تا مؤمنان از برپايي حکومت جهاني عدل شاد شوند و کافران عذاب بکشند.
رجعت از مباحث مهم اعتقادي شيعه است و در طول قرن‌ها، ده‌ها کتاب به شکل مستقل يا موردي به این موضوع، پرداخته‌اند، ولي اين اعتقاد نيز مانند برخي باورهاي ديگر شيعه، دستخوش مشکلاتي بوده است. به ويژه ديدگاه علماي اهل سنت، به اختلاف در اين موضوع دامن زده است. «رجعت از جمله مسائل شرعي است و عقل را مثل هميشه راهي به اثبات آن نيست. البته دلايل شرعي بسياري براي اثبات آن وجود دارد». [1]
پيشينه بحث
قدمت اين بحث به اديان پيش از اسلام باز مي گردد، ولي به يقين، بحث رجعت، از شمار موضوع‌هايي است که پيامبر اسلام و ائمه معصومین (علیهم السلام)، از آن به تفصيل سخن گفته‌اند. در همين زمينه، نوشته‌هاي فراواني نيز به چشم مي‌خورد. کتاب سليم بن قيس هلالي، جزو نخستين‌هاست. با توجه به تاريخ نگارش آن مي‌توان ادعاي کرد، اين اعتقاد از دهه‌هاي نخست تاريخ اسلام، مطرح بوده است. [2]
از مجموعه آيات و روايات به دست مي‌آيد که رجعت، عالمي است با ويژگي‌هاي خاص خود که نه دقيقاً مثل دنياست و نه مثل آخرت. در عين حال بزرخ هم نيست. اگر چه رجعت در همين دنياي مادي و با اين ويژگي‌ها رخ خواهد داد، مقياس‌هايي که در آن روز بزرگ به وقوع خواهد پيوست، آن را به کلي از شکل حيات در زمان ما جدا مي‌کند. بي‌شک، امروز تبيين زواياي آن، کاري بس مشکل خواهد بود. [3]
مهم‌ترين پرسشي که در برابر اين عقيده مطرح مي‌شود، اين است که هدف از رجعت پيش از رستاخيز عمومي انسان‌ها چيست؟
با توجه به آنچه از روايات استفاده مي‌شود، اين موضوع جنبه همگاني ندارد، بلکه به مؤمنان نيکوکاري اختصاص دارد که در يک مرحله عالي از ايمان قرار دارند. چنين به نظر مي‌رسد که بازگشت مجدد کفار و ستمگران به زندگي دنيا به منظور تکميل يک حلقه تکاملي گروه اول و چشيدن کيفر دنيوي گروه دوم است. به تعبير ديگر، گروهي از مؤمنان خالص که در مسير تکامل معنوي با موانع و محدوديت‌هايي در زندگي خود روبه رو شده‌اند و تکامل آنها ناتمام مانده است به اين جهان باز گردند و به سير تکاملي خود ادامه دهند. آنها بايد شاهد و ناظر حکومت جهاني حق و عدالت باشند و در بناي اين حکومت شرکت جويند؛ زيرا شرکت در تشکيل چنين حکومتي، بزرگ‌ترين افتخار است. به عکس، گروهي از منافقان افزون بر کيفر خاص در رستاخيز، بايد مجازات‌هايي در اين جهان ببينند و تنها راه آن رجعت است.
امام صادق (عليه السلام) در حديثي مي‌فرمايند: «ان الرجعة ليست بعامة و هي خاصة لايرجع الا من محض الايمان محضاً او محض الشرک محضاً»؛ رجعت عمومي نيست، بلکه جنبه خصوصي دارد. تنها، گروهي بازگشت مي‌کنند که ايمان خالص يا شرک خالص دارند.
اين احتمال نيز وجود دارد که بازگشت اين دو گروه در آن مقطع خاص تاريخ بشر، به عنوان دو درس بزرگ و دو نشانه مهم از عظمت خدا و مسئله رستاخيز (مبدأ و معاد) براي انسان‌هاست تا با مشاهده آن به اوج تکامل معنوي و ايمان برسند و از هيچ نظر کمبودي نداشته باشند.
نويسنده: رقيه نديري



پي‌نوشت‌ها :
[1]. ميرزا حسن بن عبدالرزاق لاهيجي، سر محزون در اثبات رجعت، انتشارات نور، ولايت بنياد نيمه شعبان، مسجد آيت الله انگجي، تبريز، 1384، ص38.
[2]. خدا مراد سليميان، بازگشت به دنيا در پايان تاريخ، مؤسسه فرهنگي انتظار نور، وابسته به دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم، ج4، 1387، ص 26.
[3]. همان، ص 37.
منبع: اشارات شماره 123

%ق ظ، %28 %386 %1394 ساعت %08:%اسفند

طلب رجعت در ادعیه ماه مبارک رمضان

در دعاهاي بسياري كه از سوي امامان معصوم (علیهم السلام) صادر شده است، مضاميني از خداوند در خواست گرديده كه در آن، مفهوم رجعت نهفته است. مضاميني همچون، درخواست زنده شدن پس از مرگ، جهاد در ركاب امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، شهادت زير پرچم آن حضرت و... در این مقاله قصد داریم تا برخی از مضامینی را که در ارتباط با بحث رجعت در ادعیه ماه مبارک رمضان وارد شده، نقل نماییم.
1- درخواست حج و جهاد
در كتاب اقبال الاعمال در ميان دعاهايي كه در هر شب ماه رمضان خوانده مي‌شود، از ابوبصير روايت شده است كه امام صادق (علیه السلام) فرمودند:
«در شب‌هاي ماه رمضان، پس از مغرب، اين چنين براي رفتن به حج دعا كن؛ تا آنجا كه مي‌فرمايد: و از تو مي‌خواهم كه به وسيله من با دشمنانت و دشمنان پيامبرت كارزار كني!» [1]
و به نقل از محمد بن ابي قره چنين آورده است:
«و از تو مي‌خواهم كه مردن مرا، كشته شدن در راه خودت، به همراه اوليائت و زير پرچم پيامبرت قرار دهي و از تو مي‌خواهم كه به وسيله من با دشمنانت و دشمنان پيامبرت، كارزار كني!» [2]
اين دعا، درخواستي است از خداي متعال كه آن را در دنيا به انجام رساند، نه در آخرت و چنين چيزي نخواهد بود، مگر در رجعت و زير پرچم حق و در سايه حكومت حقّة آن حضرت.
2- درخواست ظهور و پيروزي
در دعاي افتتاح كه در هر شب ماه رمضان خوانده مي‌شود، به نقل از سكوني چنين نقل شده كه، از احمد بن عثمان بغدادي درخواست كردم كه دعاهاي ماه رمضان را كه عمويش ابوجعفر محمد بن عثمان عمري ـ نايب خاص امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)، مي‌خواند برايم بياورد. دفتري بيرون آورد كه جلدي سرخ رنگ داشت. من دعاهاي بسياري از آن استنساخ نمودم كه از آن جمله «دعاي افتتاح» بود .در اين دعاي شريف، پس از حمد و ثناي خدا، صلوات بر امامان (علیه السلام) و امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آمده است:
«... و ما را به واسطه او، بر دشمنانت و دشمنان ما پيروز گردان، اي پروردگار راستين، آمين! پروردگارا! ما حكومت ارجمندي را از تو آرزومنديم كه به وسيله آن، اسلام و مسلمين را عزّت بخشي، نفاق و منافقين را خوار گرداني و ما را در آن، از دعوت‌كنندگان به سوي خود و پيشوايان راهت قرار دهي و به آن وسيله، كرامت دنيا و آخرت را به ما عنايت فرمايي! پروردگارا! ما از نبودن پيامبرمان و غيبت وليّمان و بسياري دشمنانمان و كمي افرادمان و هم‌پشتي مردم زمانه بر ضدّمان به تو شكايت مي‌كنيم؛ پس بر محمد و آل محمد درود فرست و ما را بر اين سختي‌ها ياري ده با پيروزي‌اي كه در آن شتاب نمايي و ياري‌اي كه شكست‌ناپذيرش سازي و فرمانرواي راستيني كه پديدش آري...» [3]
3- درخواست شهادت همراه امام (علیه السلام)
در اقبال الاعمال، همچنين در ميان دعاهاي اين ماه مبارک، آمده است:
«و به ما توفيق كشته شدن در راه خودت را عنايت فرما!» [4]
4- درخواست ياري دين خدا
امام صادق (علیه السلام) در دعايي، پس از درخواست مطالبي، چنين مي‌فرمايند:
«... و مرا از آناني قرار ده كه براي دينت از ايشان ياري مي‌خواهي و ديگران را جايگزين من نساز!» [5]
5- درخواست ياري و همراهي امام (علیه السلام)
درباره درود فرستادن بر پيامبر (علیه السلام) در اول هر روز ماه رمضان نقل شده است:
«پروردگارا! حكومت آنان ـ ائمة اطهار (علیهم السلام)، را در زمين استواري بخش و ما را از افراد و پيروان و ياران و ياوران راستين ايشان در پنهان و آشكار قرار ده!» [6]
از جلمه دعاهايي كه در شب دوم ماه رمضان خوانده مي‌شود، اين دعا مي‌باشد:
پروردگارا! شكيبايي خاندان محمد (علیه السلام) را به من ارزاني دار و مرا چنان قرار ده كه چشم به راه حكومت آنان باشم و مرا از ياران و كمک‌كاران ايشان در دنيا و آخرت گردان!» [7]
در ضمن دعاهايي كه ويژه سيزدهم ماه رمضان است، دربارة تمسک به ولايت پيامبر و امامان (علیهم السلام) فرموده است:
«پروردگارا! من به تو نزديک مي‌شوم با فرمانبرداري از آنان و پذيرش ولايت ايشان و سر فرود آوردن در برابر برتري‌هايي كه به آنان داده‌اي، با خشنودي و بي‌آنكه انكار كنم يا در مورد آنچه در كتابت نازل كرده‌اي، تكبّر ورزم!»
و در ادامه، درخواست مي‌شود:
«و مرا و پدرم و فرزندانش و فرزندان مرا از كساني قرار ده كه او را ياري مي‌دهند و در دنيا و آخرت از او ياري مي‌جويند.» [8]
و در صحيفه سجاديه به نقل از امام زين العابدين (علیه السلام) چنين آمده است:
«و اين كه مردن مرا، كشته شدن در راه خودت، به همراه اوليائت و زير پرچم حق از خاندان محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) قرار دهي، در حالي در اين ميدان به پيش بروم و به آن پشت ننمايم و مرا از كساني قرار دهي كه به وسيله آنان، با دشمنان خود و دشمنان آل محمد (صلی الله علیه و آله) پيكار مي‌كني!» [9]
و در كتاب اقبال الاعمال در ميان دعاهاي روز هجدهم چنين آمده است:
«پروردگارا! ما را با دستان او (صاحب الزّمان) به مسير هدايت و راه بزرگ رهنمون شو و بر پيروي از او و اداي حقش توانايمان ساز و در ميان ياران و ياوران او محشورمان كن كه تو شنونده دعايي!10» [10]
اميرمؤمنان (علیه السلام) در دعاي روز نوزدهم چنين فرمودند:
«خداوندا! مرا در شمار زندگاني قرار ده كه از رزق تو برخوردارند، همانان كه به دست سركشان (دشمنان) و زير پرچم حق و بيرق هدايت به شهادت مي‌رسند و اين در حالي باشد كه من در راه ياري آنان گام برمي‌دارم و به پيش مي‌روم، بي‌آنكه پشت به دشمن كنم يا ترديدي به وجود آورم و در آن هنگام، به تو پناه مي‌برم از گناهي كه اعمال را نابود مي‌سازد!11» [11]
از جمله دعاهاي امام زين العابدين (علیه السلام) در روز نوزدهم ماه رمضان نيز چنين است:
«خداوندا! از تو مي‌خواهم كه بر محمد و آل محمد درود بفرستي و مردان مرا، كشته شدن در راه خودت و به همراه دوستانت و زير پرچم حق از خاندان پيامبرت محمد بن عبدالله (صلی الله علیه و آله) قرار دهي و اين در حالي باشد كه من بر دشمنان تو هجوم برم و پشت به دشمن ننمايم و مرا از كساني قرار ده كه به وسيله آنان با دشمنان خود و دشمنان پيامبرت پيكار مي‌كني!» [12]
هم چنين به نقل از آن حضرت (علیه السلام) اين گونه آمده است:
«و مرا از كساني قرار ده كه به وسيله آنان دينت را ياري مي‌دهي و توسط آنان با دشمنانت پيكار مي‌نمايي، در صفي كه درباره اهل آن، در كتابت چنين فرموده‌اي: «گويي بنايي ريخته شده از سُربند» و اين در حالي است كه من در ميان دوست داشتني‌ترين آفريدگانت نزد تو و دوست داشتني‌ترين سرزمين‌ها نزد تو باشم و ريختن خون مشركين و ناكثين و قاسطين و مارقين و نابذين و كافرين و مبدّلين را روزي من كن و رجاي خود را در دل من پا بر جا نما و گامهايم را استوار ساز!» [13]


پي‌نوشت‌ها:
[1]. سيد بن طاووس، اقبال الاعمال، ص 24.
[2]. همان، ص 58.
[3]. همان.
[4]. همان، ص 61.
[5]. همان.
[6]. همان، ص 97.
[7]. همان، ص 118.
[8]. همان، ص 144.
[9]. صحيفة سجاديه، ص 431.
[10]. اقبال الاعمال، ص 165.
[11]. همان، ص 170.
[12]. همان، ص 189.
[13]. همان، ص 193.
منبع: ماهنامه موعود، شماره 91

%ق ظ، %28 %367 %1394 ساعت %07:%اسفند

رجعت، یک اتفاق یا یک ضرورت؟!

از سوى برخى از منكران يا ترديدكنندگان درباره رجعت، گاه اين پرسش‏ها يا ترديدها مطرح مى‏‌شود كه:
1. اگر هدف از بازگشت برخى مؤمنان و غير مؤمنان در رجعت، مجازات يا پاداش برخى از افراد درگذشته در اين دنياست، رجعت لزومى ندارد؛ زيرا افراد نيكوكار، در بهشت برزخى به سر مى‏برند و آمدن آنها به اين دنيا، هر چند سرسبز و آباد باشد، همانند بردن آنان از بهشت به جهنم است. افراد بدكار نيز در جهنم برزخى عذاب مى‏شوند و آوردن آنها به اين دنيا، هر چند عذابى مكرر و بسيار ببينند همانند بردن آنها از جهنم به بهشت خواهد بود؛ از اين رو كه نه عذاب مادى و معنوى اين جهان با عذاب برزخ و قيامت قابل مقايسه است نه نعمت‏ها و نه خوبى‏هاى مادى و معنوى آن با خوشى‏ها و نعمت‏هاى مادى و معنوى برزخ و قيامت.
2. اگر مقصود اين است كه مؤمنان و كافران پيشين وعده‏هاى الهى را به چشم خود در اين دنيا ببينند، اين آگاهى، از جهان ديگر نيز براى آنها حاصل خواهد شد.
3. اصولاً با وجود رويدادى عظيم و فراگير به نام قيامت، چه نيازی به اتفاقى جزئى و موردى به نام رجعت است؟ پاداش‏ها و كيفرها در قيامت داده خواهد شد.
و برخى پرسش‏ها و شبهات ديگر كه در جاى خود مى‏توانند درست نيز باشند.
در اين نوشتار، هدف آن است كه با روشن ساختن برخى جنبه‏هاى رجعت، اين نظر مطرح شود كه رجعت، با وجود قبول درستى پرسش‏هاى بالا، باز يک ضرورت است؛ ضرورتى كه با حذف آن در هدف‏ها، آرمان‏ها و طرح‏هاى اسلام خلل پديد مى‏آيد و هيچ چيز ديگرى جاى خالى آن را پر نمى‏كند.
از اينرو، به طرح ضرورت رجعت، تنها در سه جنبه تكوينى، تاريخى، عقيدتى و كمال انسانى مى‏پردازيم.
الف): ضرورت تكوينى
از بسيارى آيات و روايات چنين بر مى‌آيد كه ظلم و ستم، به ويژه ستمى كه پاسخ داده نشود و در آن حق مظلوم از ظالم گرفته نشود، حدودى كه جارى نشوند و مجازات‏هايى كه به اجرا در نيايند، همه و همه به تنهايى و در كنار يكديگر، مايه آن خواهند شد كه نظم زمين و آسمان بر هم خورد، باران در جاى خود نبارد، نعمت‏ها دگرگون شوند، سرزمين‏هاى آباد، باير، خشک و غير زراعى شوند، باغ‏ها و درختان به شوره‏زار تبديل شوند، روحيات مردم تغيير يابد و از اين قبيل آثار وضعى و پيامدهاى طبيعى گناهان اجتماعى كه بر عالم تكوين تاثير خواهند نهاد.
از سوى ديگر، مى‏دانيم كه قرار است پس از ظهور، زمين سراسر آباد و سر سبز شود و هر چيزى به جاى خود بازگردد و مى‏دانيم كه عالم، عالم علل و اسباب است و قرار است كار اين جهان، جتى پس از ظهور نيز، جز در مواردى خاص، با علل و اسباب پيش رود.
بر اساس اين دانسته‏ها، اگر قرار باشد زمين آباد شود، بايد علت‏ها و سبب‏هاى خشكى و خرابى آن از ميان برود. حال اگر اين علت‏ها و سبب‏ها اين باشند كه در زمان‏هاى گذشته خونى به ناحق ريخته شده، حقى غصب شده و ستمى بر كسى رفته است و در پى آن كيفرى در كار نبوده و به همين خاطر، زمين‏هايى سر سبز، كوير و شوره زار شده‏اند، ضرورى است كه آن افراد و عوامل زنده شوند، حدود و مجازات‏ها به اجرا درآيند و حق‏ها به جاى خود باز گردند تا باران‏هايى كه به اين دلايل بر سر زمين يا سر زمين‏هايى نباريده‏اند باز ببارند و نعمت‏هايى كه راه آنها بسته شده بود باز ارزانى زمين و زمينيان شوند.
ب) ضرورت تاريخى، عقيدتى
مى‏دانيم كه بسيارى از پيروان اديان و مذاهب نادرست، آنها كه تعصب و عنادى ندارند، حق را مى‏پذيرند و اگر تشخيص خود را غلط دانستند، نظر خويش را تغيير مى‏دهند، تنها به خاطر اين پيرو برخى دين‏ها و مذهب‏ها شده و در عقيده خود مانده‏اند كه نمى‏توانند بپذيرند كه پيشوايانشان دروغ گفته‏اند، به نيرنگ دست يازيده‏اند، توطئه انديشيده‏اند، دين ساخته‏اند و آن را به خدا نسبت داده‏اند، يا دينى الهى را در حساس‏ترين شرايط تاريخى خود به انحراف كشانده‏اند.
اين افراد اگر بدانند كه در گذشته چه رخ داده است و اين را از زبان همان بدعتگران، دين سازان و انحراف آفرينان بشنوند از عقيده خويش دست خواهند برداشت و به حق خواهند گرويد.
از ديگر سو مى‏دانيم كه قرار است پس از ظهور، همگان به حق گرايند و با رغبت، به مذهب و آيينى رو كنند كه حق است و قرار است تنها با آنان ستيز شود كه حق را در مى‏يابند امّا بر باطل خود اصرار مى‏ورزند.
بر اين اساس، اگر قرار باشد كه در اين دنيا حق بر پيروان و مذاهب و اديان باطل كه حسن ظن به پيشوايان خود دارند آشكار شود، راهى جز اين نيست كه همان پيشوايان باطل از همان جايگاهى كه پيروانشان به عنوان آرامگاه براى آنان مى‏شناسند بيرون آيند، دو باره زنده شوند و خود اقرار كنند كه چگونه آيندگان را اغفال كرده، به اشتباه كشانده و گمراه ساخته‏اند. جز اين طريق، پيروان حقجو امّا خوشبين، به گمراهى پيشوايان خود يقين نخواهند يافت و پيروان معاند و حق ستيز شناخته نخواهند شد.
به همين ترتيب، لازم است كه پيامبران نيز پا به اين جهان بگذارند تا شاهدى باشند براى آيين حقى كه آورده‏اند و ميزانى براى سنجش ديگرگونى‏ها و تحريف‏هايى كه در آيين آنان صورت پذيرفته است .
ج) ضرورت كمال انسانى
هدف از آفرينش انسان‏ها رسيدن به كمال و نزديكى به كمال مطلق است كه از آن با قربة الى الله يا تقرب و »نزديكى به خدا« ياد مى‏شود. اين نزديكى به خدا براى هر انسان بايد در طول عمر محدود او در اين دنيا به دست آيد .هر لحظه اين عمر اگر براى هر انسان، باايمان و عمل صالح و بهترين عمل در هر لحظه همراه باشد، آن انسان پس از مرگ خويش در بالاترين و والاترين درجات جا خواهد داشت. هر لحظه كه براى هر انسان به گونه‏اى مطلوب سپرى مى‏شود، در آخرت براى او سال‏ها، قرن‏ها و هزاره‏ها پيشرفت خواهد بود و هر لحظه كه از دست او برود، در جهان ديگر بايد سالها، قرنها و هزاره‏ها را طى كند تا به آن نقطه‌اى برسد كه مى‏توانست با يك لحظه دنيا برسد.
مؤمنانى هستند كه پس از مرگ و ديدن آنچه به دست آورده و آنچه از دست داده اند آرزو مى‏كنند كه باز به دنيا باز گردند، عمل صالح كنند. در راه خدا كوشش، تلاش و جهاد نمايند، به مردم خدمت كنند، در راه استقرار حقيقت و تاسيس و استمرار حكومت حق بكوشند و در اين راه رنج ببينند و در صورت لزوم كشته شوند تا به درجاتى بالاتر و والاتر از آن چه هم اكنون در آن هستند دست يابند. اينان مشتاق اين هستند كه از بهشت برزخى با همه نعمت‏هايش بيرون آيند و رنج زندگى دنيا را به جان بخرند تا آن گاه كه باز مى‏گردند در مراتبى بالاتر قرار گيرند، مراتبى كه بدون اين كوشش‏ها، تلاش‏ها و مجاهدت‏هاى چند روزه دنيا بايد با سال‏ها، قرن‏ها و هزاره‏ها در عالم ديگر بدست آيد.
از ديگر سوى هستند انبيا، جانشينان انبيا و اوليايى كه در اين دنيا آمدند و رفتند امّا مردم نتوانستند بيش از قطره‏اى از درياى وجود آنها بهره ببرند. آنها نيز مشتاق هستند كه به اين دنيا باز گردند تا باز در راه خدا به هدايت مردم بپردازند و بخش‏هايى ديگر از ظرفيت‏هاى گسترده و پهناور وجود خويش را در اختيار مردم بگذارند. با اين كار، هم سهمى در استقرار دين حق در سرتاسر گيتى بر عهده بگيرند، هم ديگر نيروها و توان‏هاى آنها بى حاصل نماند،هم خود از اين طريق تقربى بيشتر كسب كنند.
براى اينكه ظرفيت‏هاى بالقوه مؤمنان خالص به فعل آيد و براى آن كه ظرفيت‏هاى بالفعل انسان‏هاى كامل در خدمت ايمان، مؤمنان و حكومت ايمانيان به كار گرفته شود و براى اينكه استعدادها و توان‏هايى كه خداوند در انسان‏ها نهاده است عبث نباشد، ضرورى است كه مؤمنان استوار و انسان‏هاى كامل دو باره در اين جهان حاضر شوند و راه نيمه تمام خود را تمام كنند. امّا مؤمنانى هستند كه بيم آن دارند كه اگر به اين دنيا باز گردند، گرفتار ضعف‏ها، خطاها و وسوسه‏هايى شوند كه آنها را از مرتبه خويش پايين‏تر خواهد آورد. چنين مؤمنانى مايل نيستند كه به اين جهان برگردند و نيز بر نخواهند گشت.



منبع: سيد على محمد رفيعى 
ماهنامه موعود شماره 29

%ق ظ، %28 %358 %1394 ساعت %07:%اسفند